تبلیغات
نازنوروز مهرگانی - مطالب ابر شاعر
نازنوروز مهرگانی
اعتلای زبان وادبیات میهن عزیزم وپاسداشت بزرگان ادبی وعلمی این مملکت ،نیز همه پژوهشگران ادبیات در ایران و دنیا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ ازهمه کسانی که درعرصه ادبیات کشور فعال وصاحب نظر میباشند استقبال می کند ،همچنانکه به سالکان مبتدی این حوزه با احترام می نگرد و درخواست آنان را اجابت می نماید .گیلان پژوهان ومخصوصا تالش پژوهان وگویشوران تالشی در وبلاگ من سهم عمده ای دارند واین وبلاگ پژوهشهای آنان را ارج می گذاردوسعی درمعرفی آنان دارد.موسیقی سنتی نیز میتواند در حوزه کار ما باشد .صاحب این وبلاگ به صورت مستقیم وغیر مستقیم با دانشجویان زبان وادبیات فار سی وسایر رشته ها در ارتباط است و بدین جهت بعضی از پست ها رابه درخواست آنان دروبلاگ می آورم .به همین مناسبت سطح علمی مطالب میتواند نوسان داشته باشد.گاه به شکل تخصصی وگاه به صورت عام وهمه فهم. توفیق روز افزون برای همه .

مدیر وبلاگ :دکتراحمدرضا نظری چروده
مطالب اخیر
نظرسنجی
به کدامیک از موضوعات زیر بیشتر علاقه مند هستید؟











فردوسی

.
فردوسی
Statue of Ferdowsi in Rome.JPG
پیکرهٔ فردوسی از ابوالحسن صدیقی در میدان فردوسی شهر رم
نام اصلی ابوالقاسم فردوسی توسی
زمینهٔ کاری ادبیات فارسی، شعر
زادروز ۳۱۹ خورشیدی
۳۲۹
دهکده توس،[۱] خراسان
مرگ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری
توس
ملیت ایرانی
محل زندگی توس، تابران[۲]
جایگاه خاکسپاری توس، خراسان
۳۶°۲۹′۱۰.۱۵″ شمالی ۵۹°۳۱′۳.۳۴″ شرقی
در زمان حکومت فرمانروایی غزنویان
لقب حکیم توس، حکیم سخن
پیشه شاعر
سبک نوشتاری سبک خراسانی
کتاب‌ها شاهنامه
دلیل سرشناسی حماسه سرایی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری - درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایران است. فردوسی را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند.[۳]

فردوسی در شاهنامه از دودمان‌های پادشاهی پیشدادیان و کیانیان و اشکانیان و ساسانیان نام برده‌است. آثار دیگری نیز به فردوسی نسبت داده شده‌است که بیشتر مردود دانسته‌اند. شناخته‌شده‌ترین آن‌ها مثنوی یوسف و زلیخا و گرشاسب‌نامه و هجونامه‌ای علیه سلطان محمود است.

آثار فردوسی نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای دیگر مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته‌است؛ و حتی در دانشگاه‌های معروف دنیا از جمله دانشگاه کمبریج انگلستان مورد مطالعه قرار گرفته است و جدیدترین تحقیقات دربارهٔ شاهنامه در مرکز مطالعات خاورمیانه و اسلامی این دانشگاه منتشر شده‌است. در میانهٔ نوروز ۱۳۸۵ ترجمهٔ تازه‌ای از شاهنامه به زبان انگلیسی در آمریکا منتشر شد. دیک دیویس پدیدآورندهٔ این نسخه جدید -که پروفسور زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اوهایوی آمریکا و عضو انجمن سلطنتی ادبیات است- با ارائهٔ این ترجمهٔ جدید نوروز ایرانی را جشن گرفته‌است.

از چند و چون تحصیلات و آگاهی فردوسی از علوم روزگارش اطلاع دقیقی در دست نیست؛ اما از خلال شاهنامه به نیکی دانسته می‌شود که وی بر ادب عرب و فلسفه و کلام عصر خویش تسلط داشته‌است. شاید به حدس و گمان بتوان گفت که وی، مستقیم یا غیرمستقیم، از بلاغت یونانی آگاهی‌هایی داشته‌است؛ و این نکته از قیاس شاهنامه با متون مشابه آن از نظر فن صحنه‌آرائی به خوبی دانسته می‌شود؛ گرچه مجموعهٔ این آگاهی‌ها ممکن است نتیجه شناخت ذوقی و قریحهٔ فردوسی نیز باشد.

فردوسی، چنانچه از خلال شاهنامه و قراین خارجی دانسته می‌شود، سراسر عمر در وطن خویش توس اقامت داشته، و جز یکی، دو بار به سفر نرفته‌است. سفرهایی افسانه‌ای در تذکره‌ها به او نسبت داده‌اند که پذیرفتن آنها دشوار است؛ اما احتمال اینکه پس از ختم شاهنامه خود آن را به غزنین نزد محمود برده‌باشد امری است که اگر چه مسلم نیست، دلیل قاطعی نیز در رد آن وجود ندارد. به هر حال، در شاهنامه هیچ اشاره‌ای به سفر غزنین او نشده‌است.

فردوسی مردی وطن‌پرست و در میهن‌پرستی استوار بود. این مطلب از جای جای شاهنامه و به ویژه از شور فردوسی در ستایش ایران و نژاد ایرانی به خوبی آشکار است. او از تاریخ نیاکان خود و داستان‌ها و افسانهٔ شاهان و تاریخ ایران اطلاع و یا به دانستن آن‌ها شوق و علاقه داشت و تربیت خانوادگی او وی را بر این می‌داشت؛ و به همین سبب است که به این کار عظیم دست زد و تا موقعی که گرفتار فقر و تهیدستی نگشت، یعنی مال و ثروت اجدادی را بر سر کار شاهنامه نگذاشت، به دربار شاهان و جایزه‌های ایشان توجهی ننمود. فردوسی در سرودن شاهنامه، گذشته از روح وطن‌خواهی و احساسات میهنی، کمابیش مشوقانی داشته‌است. او خود از چند تن به نام یاد کرده است که ایشان به نحوی در تشویق او کوشیده‌اند. یکی از آنان که بیش از همه مورد ستایش اوست، کسی است از اشراف و فرمانروایان آن عهد که فردوسی صفاتش را برمی‌شمارد، اما به تصریح نام او را نمی‌گوید.

چنانچه از ظاهر کلام استنباط می‌گردد فردوسی به قول «نولدکه» دانشمند آلمانی -که می‌گوید فردوسی تعصب مذهبی نداشته‌است- در افسانه‌ای که از بن‌مایه اسلامی اقتباس شده‌است و راجع به زیارت اسکندر از کعبه است، اظهار می‌کند که خدای زمین و زمان احتیاج به جا و مکان ندارد؛ و می‌گوید که برای پیشینیان ما «آتش» فقط برای تعیین سمت نیایش بود، همان‌طور که برای عرب‌ها «سنگ» سمت پرستش است.

به نظر فروغی از ویژگی‌های فردوسی پاکی زبان و عفت اوست. در تمام شاهنامه یک لفظ و یا یک عبارت مستهجن دیده نمی‌شود و پیداست که فردوسی بر خلاف بیشتر شاعران ما، از آلوده کردن خود به هزل و زشتی‌ها احتراز داشته است و هر جا که به مقتضای داستان‌سرایی مطلب شرم‌آمیزی می‌بایست نقل کند بهترین و نازک‌ترین عبارات را برای آن یافته است. عفت‌طلبی فردوسی به اندازه‌ای‌ست که در قضایایی هم که به اقتضای طبیعت بشری بی‌اختیار واقع می‌شود رضا نمی‌دهد که پهلوانان او مغلوب نفس شده و از حدود مشروع تجاوز کرده باشند. فردوسی مردی است به‌غایت اخلاقی، با نظر بلند و قلب رقیق و حس لطیف، ذوف سلیم و طبع حکیم؛ همواره از قضایا تنبه حاصل می‌کند و خواننده را متوجه می‌سازد که کار بد نتیجهٔ بد می‌دهد و راه کج انسان را به مقصد نمی‌رساند.

هیچ‌کس به اندازه فردوسی معتقد به عقل و دانش نبوده و تشویق به کسب علم و هنر ننموده است. فردوسی چون خیام در اشعارش به کوتاهی عمر افسوس می‌خورد و اظهار حیرانی می‌کند که برای چه آمدیم و کجا می‌رویم و بعد از این حیات چه خواهیم شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فردوسی ابوالقاسم، زندگینامه شاعران، خاطرات بزرگان ادب فارسی، زندگینامه نویسندگان، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : حکیم توس، حکیم سخن، شاعر، سبک خراسانی، شاهنامه، حماسه سرایی،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 26 آبان 1394


میر احمد سید فخری نژاد، مشهور به شیون فومنی، از شاعران محبوب و مشهور شمال ایران است . او در سال ۱۳۲۵ هجری خورشیدی در شهرستان فومن دیده به جهان گشود. او تحصیلات ابتدایی و سه ساله خود را در رشت سپری کرد و بعد از آن به کرمانشاه کوچ کرد و سه ساله دوم دبیرستان را تا اخذ دیپلم طبیعی (۱۳۴۵) در آنجا گذراند. شیون در سال ۱۳۴۶ وارد سپاه دانش در طارم زنجان شد و یک سال بعد به استخدام اداره آموزش و پرورش استان مازندران درآمد. او در سال ۱۳۴۸ ازدواج کرد. سپس عهده‌دار مدیریت و تدریس در یکی از مدارس فولادمحله ساری گشت و تا سال ۱۳۵۱ به کار تدریس مشغول بود. پس از آن نیز در دیگر نقاط گیلان به این شغل ادامه داد . او در سال ۱۳۷۲ مبتلا به بیماری نارسایی کلیه شد و یک سال بعد برای درمان این نارسایی به وسیله دیالیز (تراکافت) به تهران کوچ کرد و در همین سال علی‌رغم رنج بیماری موفق به اخذ مدرک تحصیلی لیسانس در ادبیات از دانشگاه تربیت معلم شد. شیون در سال ۱۳۷۶ ه.ش پس از سالها تدریس، بازنشسته شد . او در شهریورماه ۱۳۷۷ پس از یک دوره بیماری مزمن کلیوی و انجام پیوند کلیه در یکی از بیمارستانهای تهران درگذشت. آرامگاهش در بقعه سلیمان داراب رشت بنا به وصیتش در کنار مقبره میرزا کوچک جنگلی قرار دارد.

  غزلیات (می رانمت چو مهتاب-مرا به من بسپار)

  دوبیتی ها (سبکباری-تنها شدن دریچه)

  رباعیات (از دو شاخه انگشت-عوعوی سگان)

  اشعار آزاد نیمایی (رودبار 69-نشانه)

  اشعار گیلکی (اچه مچی خواب-زن) منبع:وبلاگ اشعار کامل شاعران


ادامه مطلب


نوع مطلب : شیون فومنی، زندگینامه نویسندگان، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : شیون فومنی، شاعر، وبلاگ اشعار کامل شاعران،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 25 آبان 1394





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ادبیات ایران وگیلان وتالش