تبلیغات
نازنوروز مهرگانی - مطالب مقالات فارسی
نازنوروز مهرگانی
اعتلای زبان وادبیات میهن عزیزم وپاسداشت بزرگان ادبی وعلمی این مملکت ،نیز همه پژوهشگران ادبیات در ایران و دنیا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ ازهمه کسانی که درعرصه ادبیات کشور فعال وصاحب نظر میباشند استقبال می کند ،همچنانکه به سالکان مبتدی این حوزه با احترام می نگرد و درخواست آنان را اجابت می نماید .گیلان پژوهان ومخصوصا تالش پژوهان وگویشوران تالشی در وبلاگ من سهم عمده ای دارند واین وبلاگ پژوهشهای آنان را ارج می گذاردوسعی درمعرفی آنان دارد.موسیقی سنتی نیز میتواند در حوزه کار ما باشد .صاحب این وبلاگ به صورت مستقیم وغیر مستقیم با دانشجویان زبان وادبیات فار سی وسایر رشته ها در ارتباط است و بدین جهت بعضی از پست ها رابه درخواست آنان دروبلاگ می آورم .به همین مناسبت سطح علمی مطالب میتواند نوسان داشته باشد.گاه به شکل تخصصی وگاه به صورت عام وهمه فهم. توفیق روز افزون برای همه .

مدیر وبلاگ :دکتراحمدرضا نظری چروده
مطالب اخیر
نظرسنجی
به کدامیک از موضوعات زیر بیشتر علاقه مند هستید؟




بررسی تطبیقی آموزههای دینی در اشعار پروین اعتصامی و سپیده کاشانی
احمدرضا نظری چروده، استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی آستارا
Acharvadeh@gmail.com
حسن اسدزاده خانقاه، دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی آستارا
hasan.asadzadeh@yahoo.com
چکیده
با گسترش روزافزون علم و تکنولوژی، انسان امروز، بیش از هر زمان دیگر خود را نیازمند بازگشت به معنویت می داندد .
به دیگر بیان رشد چشمگیر صنعت و تکنولوژی با تمام مزایایی که داشته، نتوانسته است جایگزینی مناسب برای پرکردن
خلأهای ناشی از فقدان معنویت در زندگی بشر گردد که نتیجهی آن، بازگشدت ناخودآگداه جوامدش بشدر ی بده د ید ن و
ارزش های اخلاقی است. در این میان نقش ادبیات به عنوان بخشی مهم از فرهند هدر جامعده، در گسدترش و تدرو یج
آموزههای دینی و اخلاقی انکارناپذیر است، به طوری که با بررسی ادبیات هر دوره می توان سیر تحول فکری و فرهنگی
آن جامعه را نیز مورد ارزیابی قرار داد. براین اساس، مقالهی حاضر با روش توصیفی تحلیلی، اشعار دو بانوی شاعر و -
ادیب ایران یعنی پروین اعتصامی) 0321 0231 ش( و سپیده کاشانی) 0230 0201 ش( را مورد تحلیل و ارزید ابی قدرار - -
داده و به این نتیجه رسیده است که هردو شاعر به عنوان زنان مسلمان، آموزه های دینی را بده طدور گسدترده در اشدعار
خود به کار بردهاند و مخاطبان خود را به پیروی از مضامین اخلاقی دعوت نمودهاند.
واژگان کلیدی: آموزههای دینی ، پروین اعتصامی، سپیده کاشانی، شعر.

بررسی تطبیقی مرگ و زندگی در آثار سهراب سپهری و کریشنا مورتی
احمدرضا نظری چروده؛ استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد آستارا
Acharvadeh@gmail.com
تلا صالحی مقدم؛ دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه ازاد اسلامی آستارا
Tellasalehimoghadam@yahoo.com
.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات فارسی، همایش ها، دکتراحمدرضانظری چروده، پروین اعتصامی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 13 خرداد 1397
روح انگیز كراچی در بهار 1333 در فیروزآباد فارس به دنیا آمد . تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در دبیرستان آغازی همان شهر به پایان رساند. از سال 1346 شروع به سرودن شعر نو كرد و اولین شعرش در سال 1350 در مجله جوانان ( اطلاعات ) با نام مستعار شهرناز كراچی منتشر شد و تا سال 1357 با همین نام در همان مجله و در دیگر مجلات اشعارش منتشر می شد. این نام به سبب محیط سنتی شهر برایش انتخاب شده بود. از سال 1370 سروده هایش با نام واقعی او در مطبوعات منتشر شد. نیمی از تحصیلات خود را در تهران و نیمی را در بمبئی هند گذراند. عنوان پایان نامه دكتری او : نگرشی بر شعر شاعره ها از مشروطیت تا سقوط سلطنت .(1365) به زبان انگلیسی و فارسی است.
A review of the poetry of modern poetesses from the period of Mashrutiyat in Iran. (1985).
از سال 1366 در پژوهشگاه علوم انسانی به عنوان عضو هیأت علمی مشغول پژوهش است .



ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات فارسی، مقالات فارسی، زندگینامه هنرمندان، خاطرات بزرگان ادب فارسی، بیوگرافی اساتید دانشگاه، زندگینامه نویسندگان، 
برچسب ها : روح انگیز کراچی، شهرناز كراچی، نگرشی بر شعر شاعره ها از مشروطیت تا سقوط سلطنت،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 28 اردیبهشت 1397
نشریه زبان و ادب فارسی ، سال هفتادم، شماره 236
زبان و ادب فارسی >سال هفتادم، شماره 236 > متن



عنوان:
بررسی زمان در حكایت های كلیله ودمنه بر اساس نظریه زمان در روایت


نویسنده(گان):
معصومه نظری چروده *، بهرام خشنودی، احمدرضا نظری،


چکیده:
در روایت شناسی ساختارگرا برای هر روایتی دو نوع زمان مطرح است: زمان متن، زمان داستان. ترتیب، دیرش و بسامد در حیطه «زمان متن»، زمان تقویمی و زمان حسی و عاطفی در گستره «زمان داستان» از مباحث اصلی زمان در دانش روایت شناسی است. اگرچه نظریه پردازی درباره شگردها و روش های زمان در روایت های تاریخی و ادبی بحثی تازه بوده و به قرن بیستم باز می گردد اما شیوه روایتگری داستان در داستان كلیله ودمنه، زمینه مناسبی برای طرح مولفه های اصلی زمان در این اثر فراهم آورده است. مقاله حاضر نتیجه پژوهشی است كه به شیوه توصیفی-استقرایی و بر اساس نظریه «زمان در روایت» به بررسی زمان در حكایت های اصلی و فرعی كلیله ودمنه پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد كه حكایت های كلیله ودمنه همخوانی معناداری با ویژگی های «زمان متن» دارد. چنانكه در «دیرش» به ترتیب مكث توصیفی، صحنه نمایش، خلاصه و حذف، بسامد بیشتری دارد؛ در «ترتیب» فراوانی كاربرد پس نگاه بیشتر از پیش نگاه است و در بحث «بسامد»، به بسامد بازگو، بیشتر از بسامد مكرر توجه شده است. این دستاوردها نشان می دهد كتاب كلیله ودمنه با وجود داشتن نثری فنی، دارای شیوه ای اعتدالی در روایت حكایت هاست و هرگز اطنابش بیشتر از ایجاز و اعتدالش نیست.

کلیدواژگان:
روایت شناسی ساختارگرا؛ زمان متن؛ زمان داستان؛ كلیله ودمنه؛ ژرار ژنت


لینک کوتاه به این صفحه:   




نوع مطلب : مقالات فارسی، ادبیات فارسی، دکتراحمدرضانظری چروده، 
برچسب ها : بررسی زمان در حكایت های كلیله ودمنه بر اساس نظریه زمان در روایت،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 22 اردیبهشت 1397



 توانائی مولوی در لغت سازی، یكی از مهارت های سبكی زبانی او سیده فاطمه مكی، دكتر محمد علی گذشتی    ص 219 
مجله علمی پژوهشی
سبک شناسی نظم ونثر متون فارسی
  





نوع مطلب : دکتر محمد علی گذشتی زبان و ادبیات فارسی، معرفی مجلات داخل کشور، مقالات فارسی، ادبیات فارسی، نظم ونثر، 
برچسب ها : توانائی مولوی در لغت سازی، دكتر محمد علی گذشتی ص 219، یكی از مهارت های سبكی زبانی او سیده فاطمه مكی،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 2 اردیبهشت 1396

جامعه شناسی طنز حافظ

مقاله 9، دوره 2، 4 (74زمستان 1388)، زمستان 1388، صفحه 115-133  XML اصل مقاله (216 K)
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نویسندگان
احمدرضا نظری چروده*
ندارد
چکیده
بزرگترین مصیبت عصر حافظ که مردم گریبانگیر آن هستند ریاکاری و تزویـر در دیـن و عرفـان اسـت و
نهادهای اجتماعی جامعه حافظ خود گرفتار این ریا و تزویر می باشند . نهادهایی مثل محتـسب، واعـظ، صـوفی،
زاهد و شیخ و فقیه و مدرسه، پادشاه و قاضی . هر کدام به اندازه قدرتی که در جامعه از آن برخوردار هستند، ریا و
تظاهر می ورزند و فسخ و فجور می کنند . حافظ با درایت و تیز بینی خاص خود همه اینان را در ترازوی نقد خـود
چنان ماهرانه می سنجد که هیچ کدام از دیده تیز بین او پنهان نمی ماند . حافظ شاعری رئالیست اسـت . بهتریـن
راه مبارزه را با این گروهها حربه ای به نام طنز می داند . طنز که رویه ای خنده آور و درون مایه ای نیش دار و بیـدار
کننده دارد، بهترین حربه حافظ برای در هم شکستن حقه بازی صوفی، فسق و فجور محتـسب، عجـب و غـرور
زاهد، نماز دروغین شیخ و مفتی و فقیه مدرسه و حرام خواری شان و رشوه گرفتن قاضی، طنز است . چرا که حافظ
می خواهد جامعه را از آلودگی ها پاک کند و در این کار به اوج موفقیت رسیده است
کلیدواژگان
طنز؛ محتسب؛ صوفی؛ خرقه؛ زاهد؛ شیخ؛ واعظ؛ فقیه مدرسه؛ پادشاه؛ امام خواجه؛ قاضی
آمار
تعداد مشاهده مقاله: 633
تعداد دریافت فایل اصل مقاله: 958





نوع مطلب : دکتراحمدرضانظری چروده، مقالات فارسی، 
برچسب ها : درباره ی ساخت و ریشه شناسی چند فعل تالشی//جامعه شناسی طنز حافظ//نظری چروده،
لینک های مرتبط : جامعه شناسی طنز حافظ، جامعه شناسی طنز حافظ مقاله 9، دوره 2، 4 (74زمستان 1388)، زمستان 1388، صفحه 115-133 XML اصل مقاله (216 K) نوع مقاله: مقاله پژوهشی نویسندگان احمدرضا نظری چروده*،
          
دوشنبه 28 فروردین 1396

مقایسه گفتمان رمان طوبا و معنای شب و الصبّار درخصوص زنان//◊ فصلنامه علمی پژوهشی زن و فرهنگ/سال هشتم. شماره 30 .زمستان 1395

مقاله 5، دوره 8، شماره 30، زمستان 1395، صفحه 75-90  XMLاصل مقاله (1700 K)نوع مقاله: مقاله اصلینویسندگاناحمدرضا نظری چروده  1؛ مهدی کارگر21گروه زبان و ادبیات فارسی ،دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا2گروه فرهنگ و زبانهای باستانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستاراچکیدهمقایسه گفتمان رمان طوبا و معنای شب و الصبّار درخصوص زنان
 هدف این پژوهش مقایسه گفتمان رمان های طوبا ومعنای شب شهرنوش پارسی پور والصبار سحرخلیفه بوده است. پارسی پور ازجمله داستان نویسان ایرانی است که در آثار خودبه شیوه ای گوناگون درپی بیان حقوق ازدست رفته زنان بوده، هم چنین سحرخلیفه، رمان نویس معاصر فلسطینی، مشکلات زنان درجوامع کشورهای عربی رادرآثارش مطرح کرده است. در تحقیق حاضر طرح پژوهش تحلیلی- توصیفی است، نتایج این پژوهش نشان داد که، به زعم هر دو نویسنده، زنان مورد احترام قرار دارند امّا نگاه مردان به آن‌ها یک نگاه مِلکی و مالی است. درهر دو رمان، زنان را به دانش‌اندوزی و اندیشیدن فراخوانده‌اند؛ به این دلیل که کم‌دانشی و عدم آگاهی، دو عامل اساسی تحقیر زنان در جوامع مردسالار است. پارسی‌پور عشق را حقّ زنان می‌داند، در حالی که تأکید خلیفه، بیشتر بر میهن-دوستی و مبارزه با اشغالگران برای وطن می‌باشد.واژگان کلیدی: شیوه بازنمایی سخنان، رمان طوبا ومعنای شب،الصبار .کلیدواژه هاشیوه بازنمایی سخنان؛ رمان طوبا ومعنای شب؛ الصبارموضوعاتادبیات فارسی
2

ادامه مطلب


نوع مطلب : دکتراحمدرضانظری چروده، دکتر مهدی کارگر زبانهای باستانی، مقالات فارسی، 
برچسب ها : احمدرضا نظری چروده 1؛ مهدی کارگر، مقایسه گفتمان رمان طوبا و معنای شب و الصبّار درخصوص زنان/، سال هشتم. شماره 30 .زمستان 1395،
لینک های مرتبط : فصلنامه علمی پژوهشی زن و فرهنگ/سال هشتم. شماره 30،
          
یکشنبه 27 فروردین 1396

دربارۀ ساخت و ریشه‌شناسی چند فعل تالشی


مقاله 9، دوره 1، شماره 1، بهار و تابستان 1395، صفحه 169-193  XML اصل مقاله (2012 K)
نوع مقاله: مقاله پژوهشی
نویسندگان
مهدی کارگر 1 ؛ احمدرضا نظری چروده2
1استادیار فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا
2استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا
چکیده
تالشی از گویش‌های ایرانی شمال غربی به شمار می­آید که در حاشیۀ دریای خزر رواج دارد. جستارِ پیشِ روی پس از اشاره­ای مختصر دربارۀ ساختِ فعل در تالشی، به بررسی ریشه‌شناختیِ 14 فعل از تالشی مرکزی پرداخته‌است. داده­های تحقیق و ضبط آنها براساس تلفظِ رایج در تالشی مرکزی است. در مدخلِ هر فعل، نخست ماده­های مضارع و ماضی تالشی آورده شده، سپس برپایة برابر یا همریشة واژه در دیگر گویش‌ها و زبان‌های ایرانی و نیز زبان‌های هندواروپایی، به ریشه­شناسی واژه و بازسازی صورت ایرانی باستان و هندواروپایی آغازین آن پرداخته شده‌است، سپس براساس شواهد موجود، ساختِ اشتقاقی فعل و دگرگونی‌های آواییِ انجام‌گرفته بر روی ماده­های آن توضیح داده شده، همچنین روندِ تحول تاریخی واج‌های تالشی در برخی از افعال منتخبِ این مقاله، از دورۀ ایرانی باستان تا ریختِ امروزین بررسی شده­است.
کلیدواژگان
تالشی؛ ریشه‌شناسی؛ مادۀ مضارع؛ مادۀ ماضی؛ فعل




نوع مطلب : دکتراحمدرضانظری چروده، دکتر مهدی کارگر زبانهای باستانی، مقالات فارسی، 
برچسب ها : مهدی کارگر 1 ؛ احمدرضا نظری چروده2 1استادیار فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا 2استادیار زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 17 شهریور 1395
حاشیه‌های مخالفت با صداسازی
عزیز قاسم‌زاده . خواننده

داستان صداسازی از مسائلی است که در این سال‌ها با مخالفت‌های پی‌درپی کسانی مواجه شده که اغلب درکی ناصحیح از این مقوله دارند. تصور مخالفان بر مفروضاتی چند استوار است: ١- در این کلاس‌ها بی‌صدا‌ها صاحب صدا می‌شوند. ٢- جوهره‌ها و رنگ‌های ضعیف صورتی دیگرگون می‌گیرند و خوش‌آب‌ورنگ می‌شوند ٣- در این کلاس‌ها صدا می‌خرند. هیچ‌کدام از مفروضات صورت حقیقی داستان صدا‌سازی نیست. داستان درافتادن پاره‌ای از دوستان با نفس این مقوله یادآور درافتادن با مقوله علم به‌جای عالم است. داستان مخالفت عده‌ای با صداسازی هم کم‌وبیش از این سنخ است. موافقت و مخالفت با هر پدیده‌ای به یک پیش‌فرض متقن و محکم بسته است و آن آگاهی‌داشتن دقیق و عمیق از مقوله مورد وفاق یا ردشده است. متأسفانه در بسیاری از موارد در این سال‌ها اغلب آنچه درباره صداسازی دیده‌ایم و خوانده‌ایم، نظرهای مبتنی‌بر پیش‌فرض‌های ساختگی گوینده یا نویسندگانی بوده که در این خصوص کمترین آگاهی لازم را ندارند اما درعوض بیشترین مخالفت‌ها را با آن ورزیده‌اند. البته نکته‌ای را باید در اینجا لحاظ کرد که اگر کسی صلاحیت آموزش این متدها را نداشته باشد بحث ناقد باید معطوف به فرد معلم و مدرس باشد نه‌اینکه به ساحت علم حمله‌ور شود. واقعیت این است که اولین و مهم‌ترین مرجع این مقوله در ٢٠سال اخیر در ایران حمیدرضا نوربخش بوده است. چند دوره آموزش ردیف به هنرجویان پس از مشاهده خروجی‌هایی که با وجود دانستن ردیف و یادگیری فرم آوازخوانی اشکالاتی در لحن و توانایی اجرا داشتند، موجب شد ایشان با خلق متدهایی معین و منظم و سلسله‌وار به تبیین این مقوله بپردازند. ایشان با تفکیک دو مقوله آموزش‌وپرورش، مبحث صداسازی را در حیطه پرورش صدا و پیش‌نیاز هنرجویان آواز معرفی کردند. موسیقی ‌سازی و آوازی در مقوله انتقال به هنرجو از دوره قاجار به این‌سو دو تجربه متفاوت را از سر گذرانده است. یک هنرجوی ساز ابتدا در محضر استاد، طریقه ساز دردست‌گرفتن، مضراب‌ها، انگشت‌گذاری و مسائل تکنیکی هنر نوازندگی را یاد می‌گرفت و آن‌گاه به فراگیری ردیف می‌پرداخت. یعنی هیچ هنرجویی روز اول ردیف یا قطعه را فرانمی‌گرفت اما در آواز این مقوله نبود. فرض بر این بود که باید به هنرجوی آواز از همان لحظه اول آموزش ردیف داد. گرچه اغلب کسانی که در گذشته آواز می‌خواندند به صورت غریزی و غیرسیستماتیک تمرین‌هایی داشتند که موجب رفع نقاط ضعف صدا می‌شد اما هیچ‌وقت این اصل یک اصل متدیک مدون نبود. ضمن اینکه در اغلب آوازهای گذشتگان فواصل خاصی استفاده می‌شد و مثلا در حیطه‌های بم چنان پررنگ نبود. دراین‌میان بعضا صداهای نادر و استثنایی وجود داشت که چنان از حجم و وسعت متناسب برخوردار بودند که تصور می‌شد دیگران هم همانند آنها هستند درحالی‌که استثنا هیچ‌وقت نمی‌تواند تبدیل به قاعده شود. هیچ تئوری و قاعده‌ای را به صرف داشتن استثنا‌هایی نمی‌توان زیر سؤال برد. نگارنده از آنجا که تجربه کامل استفاده از این مقوله را دارد، حداقل می‌تواند درباره خودش به داوری بنشیند. بالانس‌کردن صدا در فواصل مختلف، تقویت‌کردن گوش، شناسایی و ضعف فواصل مختلف صوتی، فراگیری تحریر و روانی و سرعتش، متناسب‌کردن مقوله حجم صدا و وسعت صدا و رعایت تضاد در چگونگی جمع این دو موضوع یعنی در حجم زیاد و وسعت پایین چگونه بتوان به تناسبی رسید و همین‌طور چگونه در وسعت‌های بالا بتوان از حجم صدا متناسب با افزایش وسعت کاست و هماهنگی آرام‌بخشی را برای خود و مخاطبان ایجاد کرد؛ جملگی، محصول ظهور این مقوله و بی‌تردید مرجع بلافصلی به نام حمیدرضا نوربخش است. توانایی ایشان در تشخیص ضعف صدای هنرجو مثال‌زدنی است. وقتی هنرجویی پیش ایشان می‌رود معمولا جایی می‌خواند که راحت‌تر است اما ایشان در یک لحظه به او می‌گویند اینجا مثلا بخوان، هنرجو در آن لحظه درمی‌ماند که چطور او قبل از خواندنش در آن پرده متوجه ضعفش شده است. تقلیل مقوله صداسازی به متدهای خاص و اشخاص خاص راه چاره نیست. باید اول این مقوله را شناخت و صلاحیت داشته‌های این مقوله را شناسایی کرد و آن‌گاه براساس اصل جامعه‌شناسانه «آزمون‌های فیصله‌بخش» خروجی هنرجویانی را که از این تمرینات برخوردار بوده‌اند به ارزیابی و داوری نشست. صدا‌سازی شامل کشش‌ها، تحریرها به شکل تک، دوتایی، سه‌تایی، چهارتایی، تحریرهای منفصل و متصل و گام‌خوانی برای بالانس صداست. اگر کسی ذوقی و غریزی و ناخواسته به این مراحل رسیده است دلیلی نمی‌شود که با صورت‌بندی‌کردن متدیک و سیستماتیک این مقوله مخالفت ورزد. گرچه بسیاری از مخالفان اگر بدانند جریان واقعا چیست خود را مست فیض این تمرینات خواهند کرد. چندسال پیش که خدمت استاد گلپایگانی رسیده بودم، ایشان از مخالفان جدی این مقوله بودند اما بعدها ایشان روزی در گفت‌وگویی که با هم داشتیم، ضمن تجلیل از نوربخش فرمودند: «من بروبچه‌هایی که صداهاشون زیاد صاف‌وصوف نباشه و بخواد اشکال‌گیری بشه، می‌فرستم پیش آقای نوربخش». متأسفانه شیوه و اسلوب نقد، چه به لحاظ اخلاقی و چه علمی در این ایام رخت بربسته است و اغلب میان یک مرجع آوازی و رهرو آوازی تفکیک قائل نمی‌شویم و به خودمان اجازه می‌دهیم با هر ادبیاتی به ارزیابی کار استادانی بنشینیم که در مقوله هنر مورد تأیید بزرگان هستند.

روزنامه شرق


 





نوع مطلب : زندگینامه هنرمندان، مقالات فارسی، 
برچسب ها : حاشیه‌های مخالفت با صداسازی عزیز قاسم‌زاده . خواننده،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 15 مرداد 1395
۱۳۹۵ جمعه ۱۵ مرداد
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۶۴۶ - ۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۳ مرداد

بازار هنر فروشی
عزیز قاسم‌زاده. خواننده

بازار هنر، کالای هنر و هنرفروشی... هنر در این ملک سازوکار شایسته‌وبایسته را برای بروز و ظهور نیافته و دراین‌میان هنر موسیقی سهم بیشتری را در جفادیدن‌ها به نسبت سایر هنرها داشته است. تا اینجا بسیاری بر این وضعیت تلخ و علل و عوامل این پریشانی وقوف دارند. اما در سال‌های اخیر هنر موسیقی دچار هجمه‌ای از سوی کسانی است که بدون کمترین ارتباطی با دنیای هنر، بیشترین نفع اقتصادی را از امری می‌برند که غایتش فقط زیبایی‌آفرینی و زیبایی‌پراکنی است. این جماعت با نگاه بیزینسی به هنر موسیقی، آسیب‌هایی جدی بر این هنر وارد کرده‌اند. متأسفانه در پیدایش این حادثه پاره‌ای از دست‌اندرکاران هنر هم نقش‌آفرینند. وقتی خواننده‌ای حاضر می‌شود در یک مکان ١٠ ‌هزارنفری غیراستاندارد سه بار در یک روز روی صحنه برود و از آن‌سو مخاطبانی هم حاضر باشند به خاطر عشق و علاقه ویژه خود به خواننده‌ای یا گروهی به هیچ شکوه‌ای و با خرید بلیت‌های آن‌چنانی در چنین مکان‌های غیراستانداردی حضور یابند، خود به دامن‌زدن به این وضعیت نابسامان یاری می‌رسانند. متأسفانه اغلب مخاطبان با همه نارضایتی‌هایی که در این کنسرت‌ها می‌بینند، بی‌سروصدا به خانه‌های خود برمی‌گردند و حتی با قبول این شرایط به عشق خواننده مورد علاقه خود باز هم حاضرند دیگربار به هر جفایی تن دهند. اما هرگز از خود نمی‌پرسند چرا خواننده یا گروهی که این‌قدر دوستش دارند، هرگز برای احترام دوستدارانشان حاضر نمی‌شوند از برگزارکردن کنسرت در چنین مکان‌هایی امتناع ورزند. به‌‌تازگی دوست نازنین روزنامه‌نگارم بابک مهدیزاده به اتفاق خانواده برای تماشای کنسرت گروه «پالت» رفته بودند. مکان کنسرت تالار عروسی بود. حاضران این کنسرت هم به لحاظ صدابرداری و هم امکان نداشتن موقعیت دیداری خوب برای تماشای کنسرت، ناراضی از وضع موجود بودند. بابک مهدیزاده با توجه به موقعیت روزنامه‌نگاری‌اش این وضع را تاب نمی‌آورد و بر تهیه‌کننده برنامه بانگ اعتراض بلند می‌کند. اما با کمال تعجب، او و خانواده‌اش را از مکان کنسرت همراه توهین و الفاظ رکیک بیرون می‌اندازند. همین اتفاق نشان می‌دهد این هنرفروشان تهی از هنر از چه پشتوانه‌ای از حمایت و همراهی برخوردار هستند که به‌راحتی کسانی را با وجود متحمل‌شدن خرید بلیت به قیمت گزاف ٩٠‌ هزار تومان، به بیرون‌ سالن پرت می‌کنند. این جماعت احساس امنیت خاصی برای کسب درآمدهای‌ میلیاردی دارند. از آن‌سو هم پاره‌ای از دست‌اندرکاران هنر موسیقی به دلیل قراردادهای بالای خود با این جماعت، برایشان اهمیتی ندارد بر مخاطبان و دوستدارانشان چه می‌گذرد. این مافیا اکنون در کشور در حال گسترش است و قربانیانش جوانان دلسوخته گمنامی در سراسر این ملک هستند که با وجود تحصیل موسیقی نزد استادان بزرگ، هیچ‌گاه فرصت معرفی‌شدن پیدا نمی‌کنند، زیرا بروپاگاندای رسانه‌ای در ائتلاف با مافیای هنر هرگز حاضر به معرفی آنها نیست، زیرا حضور گسترده افراد متعدد و متکثر در عرصه موسیقی موجب شکستن این انحصار و درنتیجه فروپاشیده‌شدن این مافیای اقتصادی است که درآمدهای کلان بی‌شماری را نصیب عده خاصی می‌کند. نیم‌نگاهی به وضعیت گروه‌های موسیقی شهرستانی، نشان می‌دهد نوازندگان و خوانندگان گمنامی میانشان پیدا می‌شود که سال‌ها از راه‌های دور خود را نزد بهترین استادان رسانده‌ و با عشق به فراگیری موسیقی نشسته‌اند و بعضا میانشان خواننده‌ها و نوازنده‌های قابل‌اعتنایی پیدا می‌شود اما هیچ جا ملجا این دلسوختگان نیست. این سرمایه‌های هنری دردمندانه به تماشای این صحنه‌های دردناک نشسته‌اند. اتفاقی که برای بابک مهدیزاده افتاده است، محصول یک ائتلاف خواسته و ناخواسته سه‌گانه است. یک سوی آن هنرفروشان بی‌هنرند که فقط به ارتفاع ثروت می‌اندیشند. یک سو دست‌اندرکاران هنر هستند که ترجیح می‌دهند با گرفتن دستمزدهای بالا، کمتر دردسر بکشند و امور را به چنین افرادی بسپرند و از قبل هم با این جماعت طی می‌کنند لغو و برگزاری کنسرت و چگونگی و میزان تبلیغات مسئله خودتان است. ما فقط دستمزدمان را می‌خواهیم. اما ضلع سوم و اتفاقا تأثیرگذار‌تر این مثلث، مخاطبانی هستند که در صورت بروز اعتراض و ناراحتی خود با نخریدن بلیت و حضور‌نداشتن در چنین مکان‌هایی می‌توانند به این نابسامانی عمیق پایان دهند. اما تا وقتی که بی‌هیچ شکوه‌ای با خرید بلیت‌هایی به قیمت گزاف به مکان‌های غیراستاندارد می‌روند و سه سانس به تماشای کنسرتی می‌نشینند که در هر سانس ١٠ تا ١٢ ‌هزار انسان حضور دارند، حقیقتا پیچیدن طومار این مافیا کمی صعب و دشوار می‌شود. اما اگر مردم به‌عنوان مخاطبان واقعی موسیقی حضور در چنین مکان‌هایی را با هر توجیهی که عوامل آن می‌آورند، تحریم کنند، در گام نخست پای این سودجویان هنر‌فروش بی‌هنر از ساحت موسیقی قلم خواهد شد.
اینجا صحنه مواجهه رودرروی اهالی هنر و مخاطبانشان است. گمان می‌کنم رسیدن به این نقطه راه را برای برگزاری کنسرت با شرایط مناسب هموار کند. وقتی کنسرت‌گذاران افراد غیرهنری سودجو باشند، عاقبت خوشی برای هنر متصور نیست. علت گرانی قیمت‌های بلیت وجود همین‌ سودجویان هنر است. از آن‌سو تردیدی نیست برگزاری کنسرت متحمل هزینه‌های کلان است و باید تصمیم‌سازان هنری برای رفاه مردم و ضررنکردن هنرمندان چاره‌ای دراین‌باره بیندیشند. البته این سخن ناظر بر هنرمندان گمنام‌تر است والا هنرمندانی که چهره شده‌اند اگر برای مخاطبان خود کمی حرمت قائل باشند، می‌توانند با اندکی سختی‌کشیدن و نظارت، هم مکان‌های قابل قبول را برای کنسرت انتخاب کنند و هم با کنارزدن این واسطه‌ها قیمت‌های بلیت را پایین‌تر بیاورند. مشکل اینجاست آنها فقط با فردی طرفند که از قبل به حسابشان پول می‌ریزد دیگر با هیچ‌چیز کار ندارند. این نگاه باید اصلاح شود. هنرمند باید برای دوستدارانش احترام قائل شود. کسی که مخاطب خود را در جامعه پیدا کرده، اتفاقا مسئولیت اخلاقی مهم‌تری دارد. این دسته از هنرمندان باید بیندیشند اولا همه سرمایه‌ها مادی نیست که آنها در جمع‌کردن آن بکوشند. ثانیا اینکه با مبارزه علیه این دلالان، آنها خود می‌توانند بخش اعظم دستمزدهایشان را دریافت کنند؛ منتها با نظارت دقیق و هدایت عوامل برگزارکننده‌ای که خود تعیین می‌کنند. این کار نیازمند حوصله است و آیا این‌همه دوستدار و هوادار صادق، نمی‌ارزد کمی هم به فکر آنها باشیم؟ مرادم در این نوشتار ژانر خاصی از موسیقی نیست. همه کسانی که در موسیقی مخاطب خاص خود را پیدا کرده‌اند، باید برای مهندسی‌شدن این ایده تلاش کنند. والا به‌تدریج این حقایق تلخ می‌تواند روزگاری که آگاهی‌ها از سطح به عمق برسد، این هواداران را روبه‌روی هنرمندان مورد علاقه خود قرار دهد.





نوع مطلب : زندگینامه هنرمندان، مقالات فارسی، 
برچسب ها : بازار هنر فروشی عزیز قاسم‌زاده. خواننده،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 15 مرداد 1395
 

شماره ی نوشته: ۴۴ / ۱۵

علی رهبر

سوگند و رد پای آن در ادبیات فارسی (۱)

(بخش نخست)

جز راست مگوی گاه و بیگاه / تا حاجت نیایدت به سوگند (ناصر خسرو) (۲)

در روزگاران قدیم و دوران های كهن راه های گوناگونی برای رفع و حل اختلاف ها و ادعاهای مردمان مرسوم و متداول بوده است كه یكی از آن ها نبرد تن‌به‌تن یا Duell و دیگری (Ordal  (۳ است كه ما آن ‌را به پهلوی ور (var  (۴ می‌خوانده‌ایم و هنوز هم در برخی از سرزمین های افریقا رایج و معمول است. وَر نزد ایرانیان و اُردال نزد اروپاییان عبارت بوده‌است از آزمایش های گوناگونی كه همپتكاران (۵) یا پیشمار و پسمار طی آن می‌بایستی راست گویی خود را به اثبات برسانند و خویشتن را از تهمت بزه كاری بزدایند و چون در زمان های پیشین كشف چنین حقایقی را دشوار می‌دیده‌اند،  به ناچار طی محاكمه ها و تشریفاتی بس پیچیده و مبهم دو طرف دعوا را می‌آزموده‌اند تا هر‌كدام كه از بوته ی آزمایش رستگار به درآید، ذیحق باشد و راست گو شناخته شود.

این گونه سنن و رسوم در همه جا و در میان همه ی قوم های متمدن و غیرمتمدن آن روزگاران رایج بوده‌است. از كهن‌ترین آثار یعنی از اوستا كتاب دینی زرتشتیان و ودا (٦) آیین‌نامه ی مذهبی برهمنان آگاهی های بسیاری در این باره می‌توان بیرون آورد. در ایران باستان ور را اقسام و انواعی گوناگون بوده‌است. در اوستایی كه امروز (۷) در دست داریم ، چندین‌بار از ورهای گوناگون یاد شده‌است ، مثلن در بند ۳ باب چهارم بخش هفتم دینكرد از سی‌وسه آیین و در بند ۳۳ باب بیستم فصل هشتم همین كتاب از آیینی به نام پایورو خوران pâuru khôrân و در بندهای ۳ و ۴ رشن یشت از پنج نوع ور: ورآتش ، ور برسیم (۸)، ور روغن ، ور شیر گیاهان (سمی) و ور سرشار ، نام برده می‌شود. از چه گونگی این ورها و شیوه ی اجرای آنان آگاهی دقیقی در دست نیست، ولی می‌توان به طور كلی ورآتش  و  ور روغن را جزء ورهای گرم (۹)  و ور برسم را در زمره ی ورهای سرد به شمار آورد.

آتور فرنبغ صاحب كتاب شهیر دینكرد در باب ۴۱ بخش هشتم كتاب خود معتقد است كه یكی از فصل‌های سكاتوم نسك (۱۰) Sakâtum Nask ورستان نام داشته كه در آن به تفصیل از ساختن ور سخن رفته‌است. بند ٦۴ از باب ۳۷ بخش هشتم دینكرد نیز بیانگر وجود دو نوع ور دیگر یعنی ور سخت و ور آسان در روزگاران دیرین ما است. 

در قدیم ترین سند كتبی سامیان یعنی تورات چندین‌بار به این‌گونه مطالب برخورد می‌كنیم. مثلن در پنجمین باب كتاب سفر اعداد (۱۱) مطالبی آمده كه خلاصه ی آن چنین است: « یهود خداوندگار اسراییل به پیامبرش موسا می‌گوید كه به امتت بگو: هرگاه زنی از شما به خیانت و بی‌وفایی به شوهرش متهم شد، باید او را كاهنی آب تلخ آلوده‌ای بنوشاند ، چنان چه آن آب در وی اثر بخشد و شكمش بالا آمد و پاهایش سستی گرفت، آن زن بزهكارست و در غیر این‌صورت بی‌آلایش».

ریشه ی واژه ی سوگند:

در نوشته های پهلوی بارها از واژه ی سوگند به عنوان لفظ مترادف با  ور استفاده می‌شود. در شاهنامه فردوسی (۱۲) و منظومه ی ویس و رامین (۱۳) نیز این واژه به معنی ور به كار برده شده‌است. سوگند در حقیقت خود یادآور یكی از ورهایی است كه در ایران باستان متداول بوده‌است زیرا سوگند به مثابه ی شناساگر گناه آبی بوده و آمیخته به گوگرد Gokarto – mand كه در داستان های سری  (دادگاه ها) به همپتكاران می‌نوشانیده‌اند تا صحت و سقم بزه آنان آشکار شود. در بند ۵۴ از باب چهارم وندیداد Vendidad برای نخستین‌بار به واژه ی سوكنت ونت Saokentavant  (۱۴) بر می‌خوریم. این لغت خود مركب از دو جزء است: نخست از بنیاد سوكنت Saokenta كه به معنی گوگرد است (۱۵) و دوم از ونت vant كه از پساوندهایی است (۱٦) که بسیار در  اوستا و فارسی باستان به کار رفته است و به معنی دارنده و یا مند (۱۷) است. لذا واژه ی سوكنت ونت برابر گوگرد مند و یا دارای گوگرد است ، چنان که مفسر پهلوی اوستا در زمان ساسانیان هم همین واژه را به پهلوی آن روزگاران به گوگردتومند gokarto – mand معنی كرده‌است. پس ریشه ی واژه ی سوگند پارسی همان سوكنت ونت اوستایی است و  چنان که پس از این ذكر خواهد شد، رفته‌رفته به مرور زمان مفهوم اصلی خود را از دست داده و امروزه به‌جای واژه ی قسم عربی به كار برده می‌شود.




ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات فارسی، ادبیات فارسی، 
برچسب ها : سوگند و رد پای آن در ادبیات فارسی، علی رهبر،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 5 اسفند 1394
چهارشنبه‌سوری
West Vancouver, Chaharshanbe Suri, 19 mars 2008, 2.jpg
جشن چهارشنبه‌سوری سال ۲۰۰۹ در ونکوور، کانادا
نام رسمی جشن چهارشنبه‌سوری
یا جشن چهارشنبه پایان سال
برپایی توسط ایران
جمهوری آذربایجان
اقلیم کردستان
در میان ایرانی‌تباران آمریکا، اروپا، کانادا، استرالیا
جشن‌ها برافروختن آتش
پرش از روی آتش
قاشق‌زنی
آجیل مشکل‌گشای
فالگوش
شکاندن کوزه
آتش‌بازی
ترقه
فشفشه

چهارشنبه‌سوری که با نام‌های چهارشنبه آخر سال و شب چهارشنبه سرخ نیز شناخته می‌شود.یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود.


ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات فارسی، مقالات فارسی، 
برچسب ها : چهارشنبه‌سوری،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 3 اسفند 1394
نویسندگان: بهرام خوشنودی ، چروده احمدرضا نظری ، داود فیروزان


نوع مطالعه: پژوهشی | موضوع مقاله: تخصصی | دریافت: ۱۳۹۳/۲/۲۹ - پذیرش: ۱۳۹۴/۹/۳۰ - انتشار: ۱۳۹۴/۱۱/۶

چکیده:   

بهارستان جامی در میان آثاری که به تقلید از گلستان سعدی نوشته شده، مقامی شامخ دارد. وجود نمود­های کلامی برجسته در روایت­های جامی، این ظرفیت را ایجاد کرده که بتوان حکایت­های آن را با آرای ساختار­گرایانی چون تزوتان تودوروف در حوزۀ روایت بررسی کرد تا معلوم شود که آیا حکایت­های بهارستان ساختار روایی مناسبی دارند؟ و چه میزان از حکایت­های آن با آرای تودوروف مطابقت دارد؟

تودوروف برای روایت­ها سه نمود قایل است: نمود معنایی، نمود کلامی و نمود نحوی. بیشتر حکایت­های بهارستان، به سبب وجود پی­رفت سُست و ساختاری ضعیف، به گونه­ای است که تطبیق و بررسی سایر تئوری­های تحلیل متن ادبی در آنها، زیاد چشمگیر و قابل ملاحظه نیست. در حالی­که در حیطۀ نمود کلامی، خصوصاً چهار مولّفۀ: وجه، زمان، دید و لحن، به شکل معناداری با نظریّۀ تودوروف در حیطۀ روایت قابل تفسیر است.

برای مشاهده مقاله کامل ودانلود آن به لینک های زیر مراجعه فرمایید

دکتراحمدرضانظری چروده


واژه‌های کلیدی: روایت، ساختار‌گرایی، بوطیقا، تزوتان تودوروف، نمود کلامی،





نوع مطلب : دکتراحمدرضانظری چروده، مقالات فارسی، 
برچسب ها : روایت، ساختار‌گرایی، بوطیقا، تزوتان تودوروف، نمود کلامی، : بهرام خوشنودی، چروده احمدرضا نظری،
لینک های مرتبط : متن شناسی ادب فارسی (پژوهش های زبان و ادبیات فارسی سابق) علمی - پژوهشی مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، XML بررسی ساختار روایت در حکایت‌های بهارستان جامی براساس بوطیقای ساختارگرای تزوتان تودوروف، [English Abstract] بهرام خوشنودی ، چروده احمدرضا نظری ، داود فیروزان،
          
جمعه 9 بهمن 1394
نام و نام خانوادگی: محمدرضا شادمنامن

  مدرك تحصیلی : دكتری تخصصی

  مرتبه علمی:  استادیار

  رشته:   زبان و ادبیات فارسی

رزومه کاری و پژوهشی





نوع مطلب : دکتر محمد رضا شاد منامن، مقالات فارسی، ادبیات فارسی، بیوگرافی اساتید دانشگاه، 
برچسب ها : محمدرضا شادمنامن، دانشگاه آزاد اسلامی واحدخلخال،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 15 آبان 1394






























ارائه ی مقاله توسط آقای دکتر محمد رضا شاد منامن

ارائه ی مقاله توسط دکتر محمد رضا شاد منامن عضو هیئت علمی و معاونت پژوهش و فن آوری

ارائه ی مقاله توسط آقای  دکتر محمد رضا شاد منامن عضو هیئت علمی و معاونت پژوهش و فن آوری و آقای فتح اله ابوالفتحی مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد خلخال در کنگره بین المللی پیوست نگاری فرهنگی بوشهر با عنوان گرایش های فرهنگی جوانان و هدفمند سازی آن در

دانشگاه آزاد اسلامی واحد خلخال





نوع مطلب : مقالات فارسی، دکتر محمد رضا شاد منامن، 
برچسب ها : دکتر محمد رضا شاد منامن، معاونت پژوهش و فن آوری، کنگره بین المللی پیوست نگاری فرهنگی بوشهر،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 15 آبان 1394

الف- مقالات علمی و پژوهشی:

1- بررسی مآخذ برخی از اشعار رساله قشیریه: مجله ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، سال35، شماره 3و4، 1381

2- چند نكته دستوری در گویش تالشی: مجله گویش شناسى(ضمیمه نامه فرهنگستان)، شماره اول، جلد اول، 1382

3- فعلهای مركب ضمیری در زبان فارسی: مجله ادبیات وعلوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، سال37، شماره 1، 1383

4- ارگتیو در گویش تالشی: مجله زبان شناسی، سال بیستم، شماره اول، بهار و تابستان، 1384

5- تأملی دیگر در فهلویات شیخ صفی الدین اردبیلی: مجله گویش شناسی(ضمیمه نامه فرهنگستان)، دوره دوم، شماره چهارم، 1384

6- مصدر و ساختمان آن در گویش تالشی: مجله گویش شناسی(ضمیمه نامه فرهنگستان)، دوره سوم، شماره پنجم، 1385

7- ساخت ارگتیو در گویش تاتی خلخال (با همكاری جهاندوست سبزعلی پور): مجله ادب پژوهی، شماره اول، دانشگاه گیلان، 1386

8- ساخت فعل در تالشی مركزی (پره سری): مجله زبان شناسی، سال بیست ودوم، شماره اول، دوره جدید، بهار و تابستان، 1388

9- بررسی ساختمان فعلهای ساده در آثار منثور فارسی: مجله دستور(ضمیمه نامه فرهنگستان)، شماره چهارم، اسفند 1387 

10- واژه شناسی اجتماعی گویش گیلکی (با همکاری رضا چراغی): مجله ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد، سال41، شمارة 2، سال1387

11- ریشه و ماده فعل در گویشهای تاتی، تالشی و گیلکی (با همكاری جهاندوست سبزعلی پور): مجله ادب پژوهی، شمارة 6، سال 1387

12- فعلهای پیشوندی در آثار منثور فارسی: مجله دستور (ضمیمه نامه فرهنگستان)، شماره پنجم، اسفند 1388

13- گروه اسمی در گویش تالشی مرکزی: مجله زبان و زبانشناسی، شماره هشتم، 1388

14- تأثیر ویژگیهای آوایی زبان فارسی بر موسیقی آوازی (با همکاری علیرضا محمدی کله سر): مجلة هنرهای زیبا، شمارة سی و هشتم، پاییز 1388

15- نمودهای اجتماعی و مردم شناختی در گویش تالشی (با همكاری دكتر فیروز فاضلی و مریم یوسفی): مجله گویش شناسی(ضمیمه نامه فرهنگستان)، دوره پنجم، شماره هفتم، 1387

16- فعل مجهول در زبانها و گویشهای ایرانی (با همکاری مجید جلاله وند آلکامی): فصلنامة ادب پژوهی، شمارة شانزدهم، تابستان 1390

17- نوعی خاص از ماضی نقلی در شاهنامة فردوسی (با همکاری معصومه غیوری): مجلة فنون ادبی، شمارة ششم، بهار و تابستان 1391

18- بررسی وندها در گویش کهنوجی (با همکاری محسن بتلاب اکبرآبادی)، مجلة ادب پژوهی، شمارة 22، زمستان 1391 

19- بررسی کاربرد لاله از قلمرو قاموسی تا گسترة نمادین (با همکاری دکتر فیروز فاضلی و اسماعیل نقدی)، مجلة پژوهش زبان و ادبیات فارسی، شمارة 24، بهار 1391

20- تحلیل نمونه وار ساختاری-کارکردی نمادهای قدرت در اشعار خاقانی (با همکاری نسرین کریم پور)، مجلة انسان شناسی، شمارة 18، بهار و تابستان 1392

21- بازتاب نمایش قدرت سیاسی متأثر از اندیشة سیاسی ایرانشهری در اشعار خاقانی شروانی (با همکاری دکتر فیروز فاضلی، دکتر سیدهاشم موسوی و نسرین کریم پور)، مجلة جستارهای سیاسی معاصر، شمارة 8، پاییز و زمستان 1392

22- اسطورة مرگ و باززایی باروری در سووشون و کلیدر (با همکاری دکتر بهزاد برکت و مجید جلاله وند آلکامی)، مجلة ادب پژوهی، شمارة 27، بهار 1393 

23- تاریخ‌باوری و اسطورۀ رهایی در رمان‌های رئالیسم سوسیالیستی ادبیات فارسی (با همکاری مجید جلاله وند آلکامی)، مجلة نقد ادبی، شمارة 27

24تحلیل اجتماعی مجمع الاصناف لسانی شیرازی (با همکاری علی نصرتی سیاهمزگی)، پذیرش چاپ از مجلة علمی پژوهشی بهار ادب

25- بررسی جاینامهای بخش اسالم شهرستان تالش (با همکاری شهناز ملیحی لمر)، پذیرش چاپ از مجلة علمی پژوهشی زبانها و گویشهای ایرانی

26- بررسی شهرآشوبهای درباری براساس نقد ساختگرایی تکوینی (با همکاری دکتر علیرضا نیکویی و علی نصرتی سیاهمزگی)، پذیرش چاپ از مجلة علمی پژوهشی کاوشنامة زبان و ادبیات فارسی.

27- شهریار و غزل معاصر (با همکاری بشیر نیکدل): چهارمین همایش ملی پژوهشهای زبان و ادبیات فارسی، 25/2/1387 

28- فعلهای پیشوندی در آثار منثور قرن ششم هجری (با همکاری حسام ضیایی): همایش ملی نکوداشت استاد احمد سمیعی گیلانی، 14/12/1387

29- پژوهشی در دیوان شرفشاه دولابی (با همکاری دکتر محمدکاظم یوسف پور و حورا قهرمانی): همایش ملی نکوداشت استاد احمد سمیعی گیلانی، 14/12/1387

30- نگاهی به دستور زبان دورة متوسطه (با همکاری اسماعیل نقدی): همایش ملی نکوداشت استاد احمد سمیعی گیلانی، 14/12/1387

31- مقایسة آوایی گیلگی و فارسی در مقولة ‌اسم (با همکاری نگین صفری نژاد بی نظیر): همایش ملی نکوداشت استاد احمد سمیعی گیلانی، 14/12/1387

32- فعل آینده در شاهنامة فارسی (با همکاری هادی قلیزاده) همایش بین المللی فردوسی شناسی 1392

 

ب- نقدها و گزارشهای علمی:

 

1- عرصة سیمرغ (نقدى بر فرهنگ تطبیقی تاتی، تالشی، آذری): مجله گویش شناسی(ضمیمه نامه فرهنگستان)، جلد اول، شماره اول، 1382

2- گبی درباره گیله گب(نقدی بر فرهنگ گیله گب): مجله گویش شناسی(ضمیمه نامه فرهنگستان)، جلد اول، شماره دوم،1383

3- گزارش نخستین همایش علمی فرهنگ و تمدن تالش(با همكاری دكتر فیروز فاضلی): مجله گویش شناسی، جلد اول، شماره سوم، 1383

4- دربارة ویژگیهای نحوی نثر فارسی (با همكاری سهیلا فرهنگی): نوشته مهین دخت صدیقیان، کتاب ماه ادبیات، شماره 12، پیاپی126، 1387

5- در حاشیة همایش زن در آیینه قوم تالش: ماهنامه تالش، شماره سیزدهم، خردادماه 1384

6- دو روی یك سكه: ماهنامه تالش، شماره پانزدهم، تیرماه 1384

 

ج- سخنرانیهای علمی:

1- شیخ عبدالقادر گیلانی در الفتح الربانی: سمینار بررسی زندگی، افكار و آثار شیخ عبدالقادر گیلانی، تالش، تیرماه 1386.

2- معرفی یك اثر ارزشمند درباره تالشی شمالی: موسسه تاریخ معاصر ایران، تهران، 1385.

3- مقایسه چند نکته دستوری در گویشهای لاری و تالشی: همایش بین المللی زبانشناسی و مردم شناسی لارستان، لار، 23-25 اسفندماه 1387.

4- درآمدی بر شیوة تدوین فرهنگنامه های گویشی: دهمین همایش علمی - پژوهشی دانشگاه گیلان، رشت، 19-20 اردیبهشت ماه 1389.

 5- مقایسة چند نکتة دستوری در زبان سغدی و تالشی: دومین همایش بین المللی زبانها و گویشهای ایرانی: گذشته و حال، تهران، دایره المعارف فارسی، دیماه 1393



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات زبان شناسی، مقالات تالش شناسی، بیوگرافی اساتید دانشگاه، مقالات فارسی، دکترمحرم رضایتی کیشه خاله، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 12 آبان 1394

University of Guilan
صفحه اصلی|ورود به سیستم|بــازیــابـــــی
کلمـه عبــور
||English
علی تسلیمی
 رتبه علمی:

دانشیار

 دانشکده:

دانشکده ادبیات و علوم انسانی

 گروه:

گروه ادبیات فارسی



بیوگرافی::تحصیلات::تالیفات::دروس::برنامه هفتگی::سوالات نمونه::CV::ارتباط


متولد 1340 رودسر. گذراندن تحصیلات دوره ابتدایی و راهنمایی در شهرستان رودسر و دوره متوسطه در رشت و تهران و فارغ التحصیل دوره دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران



کارشناسی : دانشگاه گیلان(1366)

کارشناسی ارشد: دانشگاه علامه طباطبایی(1371)

دکتری: دانشگاه تهران( 1378)




ادامه مطلب


نوع مطلب : دکتر علی تسلیمی، استاد راهنما، زندگینامه نویسندگان، مقالات فارسی، ادبیات تطبیقی، بیوگرافی اساتید دانشگاه، 
برچسب ها : علی تسلیمی، نقدادبی، نظریه های ادبی، دانشگاه گیلان،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 12 آبان 1394

مقالات دکترعلی اصغر حلبی

حوزه (های) آثار: 
فلسفه
 
تاریخ
 
حقوق
 
ادبیات
 
سیاسی
 
اسلامی

عنوان مقاله: بررسی تطبیقی معانی و جایگاه خیال در مثنوی و آراء افلاطون

حوزه (های) تخصصی: ادبیات

تعداد نمایش: 248
چکیده

عنوان مقاله: نقد جهل و خرافه گرایی در شعر معاصر (شعر ستیز)

حوزه (های) تخصصی: ادبیات

تعداد نمایش: 232
چکیده

عنوان مقاله: فلسفه سگ رفتاری


تعداد نمایش: 113
چکیده

عنوان مقاله: فلسفه سگ رفتاری(کلبی)


تعداد نمایش: 129
چکیده

عنوان مقاله: رنه دکارت پدر فلسفه جدید


تعداد نمایش: 158
چکیده

عنوان مقاله: جوانان وگریز از فلسفه


تعداد نمایش: 103
چکیده

عنوان مقاله: فلسفه وافکار ولتر


تعداد نمایش: 121
چکیده

عنوان مقاله: ولتر؛ بزرگترین فاتح قرن18


تعداد نمایش: 108
چکیده

عنوان مقاله: عصیان جوانان وجهل پیران


تعداد نمایش: 119
چکیده

عنوان مقاله: سهل تستری فیلسوف مستجاب الدعوه


تعداد نمایش: 126
چکیده

عنوان مقاله: واژگونی ارزشها درفرهنگ وآموزش


تعداد نمایش: 135
چکیده

عنوان مقاله: ابویزید بسطامی


تعداد نمایش: 126
چکیده



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات فارسی، 
برچسب ها : مقالات دکترعلی اصغر حلبی، : سه‌شوخ طبع مردم پسند، م‍ب‍ان‍ی ان‍دی‍ش‍ه ه‍ای س‍ی‍اس‍ی در ای‍ران و ج‍ه‍ان اس‍لام‍ی، سیری در کتاب: سعدی، شاعر عشق و زندگی، ایرانشناسی و نسخه های خطی، «بث شکوی» یا درد دل یک حکیم،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 29 مهر 1394
مشخصات فردی
نام:دکتراحمدرضا نظری چروده
جنسیت:مرد - متاهل
محل سکونت:ایران - استارا
درباره من:زومه دکتر احمدرضا نظری چروده
مشخصات فردی
نام: احمدرضا نظری چروده
تاریخ تولد: 18 خرداد
جنسیت: مرد - متاهل
محل سکونت: ایران - آستارا
درباره من: بنده هم اکنون عضو هیئت علمی تمام وقت دانشگاه آزاد اسلامی واحد آستارا هستم. با درجه استادیاری از تاریخ 1/7/77 با استخدام دانشگاه آزاد اسلامی در آمده ام .زاده دهستان دیناچال از توابع پره سر تالش هستم تحصیلات ابتدایی وراهنمایی را دردیناچال گذراندم با دوسال مردودی دوم وپنجم ابتدایی اولین روزی که به مدرسه رفتم یکی از معلمان ما عینک زده بود وبه من گفت بیا جلو ومن از تر س فرار کردم ورفتم خونه دوم ابتدایی تو املا تجدید شدم موقع امتحان حتی اسم خودم را فراموش کردم عباس نژاد گفت بنویس صحرانورد وهیچ نمیدانستم اول نظری رشته راه وساختمان خوندم بعد از انقلاب اسلامی تغیر رشته دادم وادبیات خوندم .62 دیپلم گرفتم دبیرستان را در سه شهرستان خوندم انزلی . رضوانشهرو پره سر به سربازی رفتم و8 ماه در جبهه جنگ علیه صدامیان حرامی جنگیدم در سومار .64 از سربازی ترخیص شدم دوسه سالی خوب مطالعه کردم سرانجام بعداز کشاکش باکنکور در68 با رتبه 120 دررشته ادبیات دانشگاه تربیت معلم تهران خوارزمی کنونی پذیرفته شدم سال 72 بعد از فارغالتحصیلی به مناطق محروم رفتم در ایلام وشهر میمه زرین اباد ودوسال تدریس کردم در دبیرستانهای پسرانه ودخترانه میمه بهترین دوستان من در دبیرستان هم اکنون تحصیل کرده های دانشگاهی میمه ای هستند برای من ایمیل و مسج میفرستند ومن نیز بسیار دوسشان میدارم 75 فوق لیسانس و83 دکترا خوندم در سال 77فوق لیسانس گرفتم وپایان نامه من >بدیع وصورخیال در غزلیات سعدی استاد راهنما دکتر شعار ومشاور دکتر تجلیل بودند دکترا باعنوان جامعه شناسی غزل فارسی در قرن هفتم وهشتم بر محوریت حافظ استاد راهنما دکتر گذشتی و مشاوران دکترحلبی ودکتر رنجبر دفاع سال87 مقاله در دانشنامه با عنوان جامعه شناسی طنز حافظ چاپ شده در 88 / حدود 12 سال در اموزش وپرورش تدریس کردم واز سال 77 بعد از استعفا از دبیری وارد دانشگاه ازاد اسلامی استارا شدم . اکنون حدود 16 سال هیات علمی دانشگاه میبا شم در واحد های تالش /رشت پیام نور تالش تدریس کردم . درواحد خلخاال استاد راهنمایی چندین پایان نامه را برعهده داشتم وشاید 10 داوری پایان نامه. در واحد استارا 60 راهنمایی پایان نامه کارشناسی ارشد 70 داوری 50 مشاوره را عهده دار بودم درحدود 20 مقاله بین المللی دارم کتاب زیر چاپ متون نظم عربی شرح و ترجمه وتطبیق هم اکنون مدیر گروه ادبیات /کارشناسی وکارشناسی ارشد میباشم 4سال هم عضو شورای پزوهش دانشگاه بودم.
مشخصات تماس
ایمیل: a.nazari@iau-astara.ac.ir
شناسه Yahoo: A_charvadeh@yahoo.com
شناسه Gmail: Acharvadeh@gmail.com
تلفن: 09111833360
تحصیلات
سطح تحصیلات: دکتری
رشته تحصیلی: زبان و ادبیات فارسی
محل تحصیل: تهران
حرفه
شغل: استادیار دانشگاه
محل کار: آستارا دانشگاه ازاد اسلامی
مهارتها: راهنمایی پایان نامه های کارشناسی ارشد
1-می از دیدگاه مولانا خانم فاطمه برنجی واحد خلخال

2-بررسی تطبیقی دوزخ وبرزخ وبهشت درکمدی الاهی دانته ومثنوی معنوی خانم رامونا نکوهمت تک استارا

3-باز تاب اندیشه هاوعقایدکلامی درغزلیات صایب تبریزی مجید جعفری سواد کوهی استارا

4-بررسی محتوایی غزل دهه هفتاد /مالکه تدریسی /استارا
5-بررسی تطبیقی غزل رهی معیری وتوللی بانگاهی به غزل سعدی /مریم احمدی/استارا

6-تحلیل محتوایی اشعارمذهبی بعداز انقلاب باتکیه بر شعر گرمارودی وصفارزاده وامین پور خانم وحیده صداقت پورحاجی یار/استارا


7-جامعه شناسی قصایدانوری/محمودکباری/استارا
8-بررسی ساختاری ومحتوایی مناظره درشعر پروینوتطبیق ان بامناظره درشعر آلفرددووینی شاعرفرانسوی/شهریارخدایی/استارا

9-زن"عشق ونگاه جنسیتی درشعرشاعران زن معاصرایران فروغ وسیمین ب/فریبرزکارگر/استارا

10-شرح وترجمه فرهنگ لغت عربی المکنز العربی المعاصر/علیرضایگانی/استارا.
11-تحلیل محتوایی وساختاری قصه هاوافسانه های ملل درحیطه ادبیات کودکان ونوجوانان(ایرانی.زاپنی.المانی.دانمارکی وفرانسوی)رباب سیفی سقزچی/استارا

12-بررسی عنصرشخصیت درداستان طوبی ومعنای شب/شیرزاد 
مسرورپیلمبرایی/استارا

13-بررسی مولفه های اجتماعی درداستانهای کوتاه جمال زاده/مرحمت سیفی نژاد/استارا
14-بررسی اجمالی مرثیه سرایی از محتشم تا شهریار/عسگربهدل/استارا


15-بررسی سیروسلوک ومنازل ان درمثنویهای عطار/نایله یاور پور/استارا


16-بررسی نظام فعل درزبان فارسی میانه براساس متن پهلوی ارداویراف نامه/مریم ضرغام زبان باستانی استارا

17-چهره صوفی درنثرونظم فارسی ا6و7و8/منیره مهری چروده/استارا



18-مقایسه انسان کامل از دیدگاه سنایی در حدیقه .مولوی درمثنوی.ناصرخسرو دردیوان اشعار/لیلا کریم زاده /واحد خلخال


19-تقابل جسم وروح در مثنوی معنوی دفتر اول ودوم //سجاد موسوی پته حورسال 1392



20-بازتاب مسایل سیاسی واجتماعی دراشعار نادرپور/شهرزاد مصطفایی/استارا

21 بجلوه های می در غزلیات شمس /عبدالرضا یگانی نژاد خطبه سرا/استارا
22-جامعه شناسی اثار عبید زاکانی/بهزاد مسروری/استارا

23-بازتاب ایین زردشت دراندیشه سهروردی باتاکیدبرنوروظلمت /غلامرضا مصاحب چوبر/ باستانی استارا

24- بازتاب مسایل سیاسی در اشعار فرخی یزدی و../رامین نورایی طولا رود

25ابلیس در عرفان اسلامی وبازتاب ان دراثار عطار/کامران شایگان/استارا

26-جامعه شناسی اشعار بهار/مهری صدیقی/استارا

27-بررسی وتحلیل حس جنگ ستیزی دراشعارنزارقبانی وقیصرامین پور/النازواعظ زادگان/استارا

28- مقایسه انسان کامل نسفی و مطهری و../جواد بیرامی/استارا


29-بازتاب نیایش وستایش معبوددرمثنویهای عطار علی قلی زاده/استارا

30-بهار ملک شعرا.مداح یا منتقد/بهروز رحیمیان/استارا


31پیری وجوانی در اثار سعدی/حبیب الله عنایتی/استارا


32رنج وگنج دراثارسعدی/سیده ام البنین عسگری/استارا

33-بررسی ساختار اسم درزبان فارسی میانه باتکیه بر بندهشن.مینوی خردوکارنامه اردشیربابکان/رویارمضانیان/زبان باستانی استارا

34مقایسه شعر فروغ از نظر ساختارومحتوایی باشعر پروین/گلزارکوهستانی خوشحال/استارا

35-بررسی اداب ورسوم وسنن درشاهنامه باتکیه بردوره پهلوانی/کاظم حیدری حویق/استارا

36-تاثیر کارگروهی بردرک یادگیری دستورزبان فارسی دانش اموزان دبیرستان/خانم پروین طاهری/استارا

37-اندیشه وجود منجی درادیان الهی وغیرالهی وبازتاب ان درشعرفارسی تادوره بازگشت/خانم لیلا مقدم/استارا

38-بازتاب نابرابری های اجتماعی در آثار دهخدا//خانم فاطمه حاجی زاده تابستان 94//آستارا
39-وطن دوستی در اشعاراخوان ثالث وملک الشعرای بهار //میترا پور عینی تابستان 94//استارا
40-بازتاب اندیشه های مقا ومتدر اشعار نادر پور و سیمین بهبهانی//ودود فهیم زاد 94//استارا
41بازتاب مرگ وزندگی درکلیات اشعار محمد حسین شهریار//جابر بی ملال تابستان 94//استارا
42-بررسی اخلاق اجتماعی دراشعار محمد حسین شهریار//فرشته دلشادی تابستان 94//استارا
43-بازتاب چهره ساقی در کلیات شمس//فرید حائزتابستان 94//استارا

44-بازتاب عقل وعشق دراشعار حافظ وشاه نعمت الله ولی//منیژه آصفی تابستان 94//استارا
45-مقام ومنزلت زن ازمنظر ایرج میرزا ،شهریاروبهار//سوین سیف اللهی فخر تابستان 94//استارا
46-بازتاب مسایل دینی درمخزن الاسرارنظامی گنجوی//مجسن قربانی آهکلانی تابستان 94//استارا
47-بررسی تطبیقی مبانی اعتقادی در مخزن الاسرار نظامی وتحفه الاحرار جامی//سیدرضا قوامی ماسوله

مشاور پایان نامه های کارشناسی ارشد
1-تحلیل عنصر روایت درداستانهای کوتاه هدایت/خانم حدیث خندانی/استارا

2-بررسی عنصر شخصیت درداستانهای مثنوی دفتر1و2/فریما شیرچی/استارا

3-بازتاب شاعرانه مفهوم مرگ در شعر معاصر ایران/نیما.اخوان.فروغ.سپهری.شاملو/خانم زهرا کواکبیان

4-بررسی عناصر داستان درداستانهای اسماعیل فصیح/خانم پرستو سرمدی/استارا
5-بررسی عناصر داستان در هفت اورنگ جامی/خانم مرضیه فانی اخلاق/استارا
6-تاثیر عرفان هندی وایرانی برعرفان اسلامی باتکیه برمتون غنایی منظوم فارسی/سعید نوایی/استارا
7-عنصر گفتگو در داستانهای کوتاه بهرام صادقی/غلامرضا فرخی نیا/استارا

8-اعلام جغرافیایی تاریخ بیهقی وبازتاب ان در نظم ونثر فارسی/خانم معصومه رحمانیان جوکندان/استارا

9-بازتاب اموزه های اخلاقی در کیمیای سعادت غزالی/وحید افشین/ استارا

10-داود فیروزان/بررسی ساختار روایت درحکایتهای بهارستان جامی براساس بوطیقای ساختارگرای تزوتان تودروف/راهنما دکتر بهرام خوشنودی /مشاور دکتراحمدرضانظذی چروده/استارا 1392

11-شهرام پروایی /











داوری پایان نامه های کارشناسی ارشد
داوری پایان نامه های ارشد واحد استارا 60 پایان نامه
واحد خلخال/10 پایان نامه تا تاریخ30/11/1393


کارهای اجرایی

1-از سال 90تا پایان 93 عضو شورای پژوهش وفناوری دانشگاه استارا

2-عضو شورای تحصیلات تکمیلی گروه ادبیات فارسی از سال 88تا حال

3-عضو شورای تحصیلات تکمیلی گروه زبانهای باستانی از سال 92 تا به حال

4- مدیر گروه زبان وادبیات فارسی وباستانی گروههای روانشناسی زبان انگلیسی واموزش ابتدایی کارشناسی و.کارشناسی ارشد

lمقالات سیمینارها وسخنرانی ها در مجامع علمی

1-جامعه شناسی طنز حافظ /دانشنامه .علوم وتحقیقات وفناوری/سال 1388 .علمی وپژوهشی

2-زبان تالشی درفارسی کهن /دکتر احمدرضا نظری/پژوهش های اذبی.تهران مرکز /علمی و پژوهشی 1386

3- the sociology of praising and criticizing poems in bahar"s divan
dr.ahmad reza nazari charvadeh/mehri seddighi khosrow jalili
زورنال خارجی2013available onlaine at www.irjabs.com
:1583-1585{issn 2251-838xvol.6{11جامعه شناسی اشعار ملک الشعرای بهار

4-
Molana and spiritual wine /dr ahmad reza nazari charvadeh/dr shad manaman/fatemeh berenji /www.ijmhs journal.com
مولانا وشراب عرفانی
علایق
علایق: 5-زبان تالشی نگهبان یادگارهای کهن /سخنرانی در اولین همایش بین المللی
دردانشگاه گیلان/چاپ درکتاب همایش به همت دکتر محرم رضایتی کیشه خاله /سال 82-83
6-اعلام جغرافیایی تاریخ بیهقی/دکتر احمدرضا نظری چروده/صفاشفیقی عنبران/همایش ملی جغرافیادردانشگاه استارا

7- سبک وقوع در سبک خراسانی /اولین همایش منطقه ای دراستارا

8-the stady of grief in the poetry of forugh farrokhzad/دکتر احمد رضا نظری چروده/ناهیده نعمتی/دکتر بهرام خوشنودی/ چاپ درژورنال بین المللیmanagement and humanity sciences/2014/issn2322-424x
9-صبروتوکل درمثنوی مولانا /مقاله خارجی/خانم ناهید میزانگیر دکتر احمد رضانظری چروده
10جلوه های می ذرغزلیات شمس مولانا//دکتر احمدرضانظری چروده//چاپ دردهمین همایش انجمن ترویج دانشگاه محقق اردبیلی تابستان 1394

11-بازتاب چهره ساقیدر کلیات شمس//دکتر احمدرضانظری چروده//فرید حائز// چاپ دردهمین همایش انجمن ترویج دانشگاه محقق اردبیلی تابستان 1394

12-بازتاب چهره ابلیس در مثنویهای عطار نیشابوری //دکتر احمد رضانظری چروده/دکتربهرام خوشنودی/کامران شایگان //پذیرش ذر مجله عرفان زنجان 1394
13-بازتاب نیایش وستایش معبود در مثنویهای عطار//دکتراحمدرضانظری چروده//دکتر بیژن ظهیری ناو/علی قلی زاده//پذیرش چاپ درمجله عرفان زنجان 1394
14-

کتابهای مورد علاقه: به ا دبیات عرب وتاریخ ایران ومتون گرانسنگ ادبیات ایران بسیار علاقه دارم عرفان ایرانی واسلامی رامیستایم
موسیقی مورد علاقه: سنتی واصولا من از موسیقی جذاب وسنگین از هر نوع که باشد خوشم میاد
ورزشهای مورد علاقه: والیبال
+ نوشته شده توسط دکتر احمدرضا نظری چروده در شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴ و ساعت 0:14 | نظر بدهید





نوع مطلب : دکتراحمدرضانظری چروده، بیوگزافی اساتید دانشگاه، مقالات فارسی، 
برچسب ها : رزومه دکتر احمدرضا نظری چروده، استادیار دانشگاه محل کار: آستارا دانشگاه ازاد اسلامی، پره سر تالش، عضو هیئت علمی تمام وقت،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 8 مهر 1394

 بخش نخست

جنبش معروف به پست مدرنیسم انگاره ای غیر از عدم قطعیت و تعیین نیست.  این انگاره در عرصه های مختلف اعم از معماری، موسیقی، نقاشی، ادبیات تجلی یافته است. طلیعه ی جنبش پست مدرن را می توان بطور رسمی در معماری ردیابی كرد.  معماران، نخستین هنرمندانی بودند كه دریافتند كه دیگر تازگی و نوآوری در خود یك ارزش محسوب نمی شود.

 مهمتر، نخست معماران پست مدرن بودند كه تاكید كردند كه ما اكنون با «سنت مدرنیسم» رویارویم كه آن شادابی و كارایی معماری مدرن را در آغاز سده ی بیستم، یكسره از دست داده است و در حد نظریه و كنش به جزم هایی باور آورده كه با زندگی راستین و هر روزه ی مردمان همخوانی ندارد.

 آن چیزی كه میان معماران مدرنیست، حتی در همان روزهای كارآیی و اقتدار مدرنیسم مشترك بود روحیه یا ایده ی مشتركی خوانده می شد كه در ایدئولوژی معماری مدرن تجلی یافت. ایده ی مدرنیسم كه خود دگرگونی ژرفی در معماری سنتی اروپایی- آمریكایی آفرید عبارت بود از: بنا را به ساده ترین عناصر تقلیل دهیم، موجودیت فضایی بنا را متمركز بر هسته ی اصلی كنیم، با رسیدن به ساده ترین شكلها، یكدستی تمامی اجزاء بنا را بنیان گذاریم، از تزئینات، و كاربرد حتی یك فرم زائد كه به كار نمی آید، بپرهیزیم، مواد زائد دیداری و نمایی را حذف كنیم. خلاصه، بكوشیم تا به شكل هایی برسیم كه كاركرد اصلی بنا را نمایش دهند و تضمین كنند.

حكم اصلی كه گاه به شكلهای گوناگون بیان می شد این بود:  «زیبایی همان كاركرد است». زیبایی چیزی افزونه نیست، یعنی چیزی اضافه به كار كرد نیست. گرایش به ساده گرایی، همواره در ذات خود كاركرد گراست. هر گونه تز ئین،  به این دلیل كه در به درد نمی خورد، یعنی دارای نقش ویژه ای نیست باید حذف شود.  اساس، ایجاز رسیدن به كمترین ماده ی بیانی برای فهماندن بهتر پیام است.

آن چیزهایی كه در سخن معماری مدرن وحدت، هسته ی اصلی، یكدستی عناصر، خوانده می شدند، بیانی دیگر از قاعده های اصلی خود باوری مدرنیته بودند. به بیان فلسفی این خودباوری متكی بود بر پندار حضور معنای یكه و نابخردانه. از معماران مدرن می توان از والتر گروپیوس، لوكوربوزیه و لودویگ میس وان درروه نام برد. معماری مدرن بر این اعتقاد بودند كه شكل باید با روح زمانه همخوانی داشته باشد.

  این قائده تحت تاثیر شالوده شكنان در سال 1970 توسط چالز جنكس در كتاب «پسامدرن در معماری» به چالش كشیده شد. جنكس از تمایز و تنوع دفاع می كرد و یادآور شد كه نیازی نیست كه همان یك معنای تكراری، مدام در شكل های یكسان ارائه شود.  آنچه در عدم قطعیت پنداری موضع مدرنیسم و گرایش به سوی پست مدرنیسم گفتنی است رد «لوكوس محوری» توسط ژاك دریدا بود. هیچ قطعیتی وجود ندارد و زبان وابسته به اجزای تشكیل دهنده ی خود است كه هر كدام مستقلاً فاقد معنا می باشد.

 معماری پست مدرن بر اساس تنوع، دگرگونی و تفاوت ایجاد می شود. اساس آن جدائی شكل از كاركرد است. استفاده از« تزئینات» بر عكس معماری مدرنیسم رایج است. در معماری پسامدرن یك ذهن آفریننده یا آنچه لوكوربوزیه « آفرینش ناب ذهن» می خواند، جای خود را به نسبت متقابل معمار- استفاده كننده از بنا می دهد. معماری پست مدرن از یگانه انگاری و مطلق نگری و الگوی قابل اخلاق مدرنیسم می گسلد (ایده مسلط خود باوری). اما معمار پست مدرن به شكلهای كهنه و انواع تجربه های متمایز تاریخی دل بسته است و شماری از آنها را بی هراس از ناهمخوانی به یك بنا راه می دهد.

 این تركیب سبكها یا آنچه جنكس «التقاط گرایی رادیكال» می خواند استوار به این حكم مهم پست مدرن است كه نمی توان معنا را حاضر كرد. نمی توان از تمامی عناصر خواست تا تن به یك معنای یكه، قطعی و نهایی دهند. در معماری پست مدرن سخن مسلط وجود ندارد.

اما اندیشه ی پست مدرنیسم به مقطع زمانی تحول در معماری محدود نمی شود.  بلكه این اندیشه بسیار قدیمی تر است. شاید بتوان رگه های این جنبش را در فلسفه هگل جستجو كرد. در فلسفه هگل آنچه تحول آور است نه جنگ به خاطر زن، زمین و نان، بلكه جنگ میان ارباب و برده بخاطر شان و منزلت و حیثیت است. در دوران پیشاسقراطی ارتباط خدایگان و بنده از یك هژمونی سازنده برخوردار بود بقول نیچه: خدایگان در خدمت انسان بودند. انسان با تاسی به خدایگان امور را به نفع خود می گرداند. اما در دوره افلاطون این معادله به هم خورد.

 اربابانی كه جانشین خدایگان بودند ممتاز و متمایز شناخته می شدند. آنها از حق طبیعی تفوق بر برده برخوردار بودند. حقی كه بوسیله خدایگان فقط و انحصاراً به آنها تفویض شده بود. از نظر هگل، تاریخ با مبارزه برای ایجاد تفاوت و برجستگی آغاز می شود و این امر به معنای سلسله مراتب اولیه در منزلت های اجتماعی است. در پدیدار شناسی روح، تاریخ با تنازع برای باز شناخت آغاز می شود. این باز شناخت چیزی جز همان مرتبت اجتماعی نیست.

در واقع میل به برتری و ارباب بودن ریشه در غریزه انسانها دارد. از نظر هگل: تاریخ را خدایگان آغاز می كنند اما نقش آنها در همان آغاز متوقف می شود. این نقش به اربابان واگذاری می شود. اما اربابان كاری جز خوردن و خوابیدن و زندگی تن آسا ندارند. حركت تاریخ را در اینجا باید مرهون زیركی و حیله گری بندگانی دانست كه می خواهند طوق بردگی را از گردن خود باز كرده و آن را به گردن ارباب بیاندازند نقطه عطف این حركت بزعم هگل انقلاب فرانسه است. البته باید دانست كه اصحاب دایره المعارف (روسو، دیدرو...) نقش ایدئولوژیكی مهمی در انقلاب فرانسه داشتند.

 شعار انقلاب فرانسه آزادی، برابری و برادری بود این اولین منشور برای ایجاد  یك جامعه دموكراتیك بود. جامعه كه از نظام اشرافیت به تنگ آمده بود و بالاخره موفق شدند نظام اشرافی را سرنگون كنند. پایه ریزی این اصل مردم سالارانه همان چیزی است كه هگل آن را پایان تاریخ می خواند و «پایان» به یك معنا همان «هدف» است؛ غایتی كه تاریخ پیوسته به سمت آن در حركت بوده است. خوب حالا جامعه دموكراتیك برقرار شده اما آنچه انسان امروزی را رنج   می دهد  همان بی تفاوتی است.

 به اعتقاد من جای خدایگان و در نتیجه اربابان را نهادها در كف گرفته اند. در واقع در جامعه مدرنیسم عصیان فرد علیه هنجارگرایی عمومی است كه توسط این نهادها اعمال می گردد فرد همچون قطره ای در میان دریای اجتماعات انسانی درآمده افراد در جامعه دموكراتیك سعی می كنند با كوچك ترین تمایزی تفاوت خود را اعلام كنند. پست مدرنیسم ریشه در اعلام این تفاوتها دارد. این تفاوتها غالباً خود را در هنر متجلی می سازند. هنر پست مدرن هنر افراد است.

 مقوله زیباشناسی در این جا به چالش كشیده می شود. هنر زمانی ملك طلق اشرافیت بوده اما حالا بقول والتر بنیامین شما می توانید تصویری از تابلوی مونالیزا را در كیفیت در حد مقبول در اختیار داشته باشید. آن چیزی كه بنیامین آن را تكثیر مكانیكی هنر می داند. البته رد این تغییر در دیدگاه های زیباشناسانه را باید در قرن بیستم خصوصاً نیمه دوم آن جستجو كرد.  افكار اندیشمندانی كه در زمینه ی زبان كار كرده اند وزنه ی سنگینی در بهم زدن مقوله ی زیباشناسی داشت.



ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات فارسی، 
برچسب ها : پست مدرنیسم و زیبا شناسی، افلاطون، والتر گروپیوس، لوكوربوزیه، لودویگ میس وان درروه، تراژدی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 3 مهر 1394
115
جامعه شناسی طنز حافظ
احمدرضا نظری چروده
 چاپ سال 1388 دانشنامه

چكیده
بزرگترین مصیبت عصر حافظ كه مردم گریبانگیر آن هستند ریاكاری و تزویر در دین و عرفان است و
نهادهای اجتماعی جامعه حافظ خود گرفتار این ریا و تزویر می باشند. نهادهایی مثل محتسب، واعظ، صوفی،زاهد و شیخ و فقیه و مدرسه، پادشاه و قاضی. هر كدام به اندازه قدرتی كه در جامعه از آن برخوردار هستند، ریا وتظاهر می ورزند و فسق و فجور میكنند. حافظ با درایت و تیز بینی خاص خود همه اینان را در ترازوی نقد خودچنان ماهرانه می سنجد كه هیچ كدام از دیده تیز بین او پنهان نمیماند. حافظ شاعری رئالیست است . بهترین راه مبارزه را با این گروهها حرب های به نام طنز میداند. طنز كه رویه ای خنده آور و درون مایه ای نیش دار و بیداركننده دارد، بهترین حربه حافظ برای در هم شكستن حقه بازی صوفی، فسق و فجور محتسب، عجب و غرور
زاهد، نماز دروغین شیخ و مفتی و فقیه مدرسه و حرام خواری شان و رشوه گرفتن قاضی، طنز است. چرا كه حافظ می خواهد جامعه را از آلودگ یها پاك كند و در این كار به اوج موفقیت رسیده است.

واژگان كلیدی:
طنز، محتسب، صوفی، خرقه، زاهد، شیخ، واعظ، فقیه مدرسه، پادشاه، امام خواجه، قاضی.
116 دانشنامه
جامعه شناسی ادبیات
جامعه شناسی ادبیات اگرچه به لحاظ تئوریك بر تعاملات جامعه و ادبیات تمركز دارد . (روبرو،
اسكار پیت، 1374 ،) لیكن تحقق تاریخی آن بیشتر مبین باز نمود جامعه در ادبیات است تا
بالعكس. در این رابطه می توان به آرا جورج لوكاج و میخائیل باختین دو نظریه پرداز بزرگ
جامعه شناسی ادبیات اشاره نمود. لوكاج حماسه و رمان را در توازی با تمدنهای بسته و باز به
منزله ژانرهای ادبی متناظر با این جوامع در نظر گرفت. (لوكاچ، جورج، 1380 ) باختین رمان را
وابسته به نیروهای مركز گریز و به عبارت بهتر چندگونگی زبانی م یدانست.
آشكار است كه الگوی اندیشگی این بزرگان بیشتر معطوف به ادبیات است كه سرچشمه آن
در همه حال جامعه است. براستی نشان ادبیات جامعه چیست؟ و آثار ادبی با جامعه چه میكند؟ از
این منظر ادبیات كمتر مورد توجه بوده است و بیشترین سابقه شاید به مطالعات ماركسیستی باز
می گردد كه در نهایت به گونه ای از نقد ایدئولوژیك یا به عبارت دیگر ادبیات انقلابی راه می یابد
كه مورد نظر ژدانف و هوادارانش بود و مقابله با ادبیات فریب معنی پیدا می كرد . فارغ از این
سابقه ماركسیستی كه در آخرین تحلیل صبغه ابراز انگارانه دارد و با استقلال ادبیات در چالش
است این رویكرد در جامعه شناسی ادبیات بیشترین تمركز خود را بر نقش ادبیات به منزله فراهم
آورنده ماده ذهنی جامعه مدرن قرار داده و مبین آن است كه ادبیات مدرن، عمدتاً رمان، حیات
ذهنی جامعه جدید را بنا نموده است.
طنز
طنز در لغت به معنی ظرافت و سخنی است كه به رمز و نیشخند بیان می شود اما در
اصطلاح ادب طنز عبارت است از روش ویژ های در نویسندگی و شاعری كه ضمن تصویر هجو
آمیز، برخی جهات منفی زندگی، معایب و مفاسد جامعه و حقایق تلخ اجتماعی را گاه به صورتی
اغراق آمیز نمایش می دهد. مبنای طنز بر شوخی و خنده است اما این خنده، خنده شوخی و
شادمانی نیست. خنده ای است تلخ و جدی و دردناك و همراه با سرزنش و سركوفت زننده و
نیش دار كه خطاكاران را متوجة خطای خود می سازد و معایب و نواقصی را كه در حیات
( اجتماعی پدید آمده است برطرف م یكند. (حاكمی، اسماعیل، 1380 ، ص 9
هجو و طنز اغلب در كنار همدیگر سیر كرد هاند و گاهی نیز بهم آمیخت هاند اما با یكدیگر
فرق دارند، هجو با ظرافت و شوخی همراه است وگرنه هجو نیست بلكه دشنام است و باید
دارای شكل و قالب فاخر ادبی باشد چه در غیر این صورت، صرفاً به نوعی استهزای مبتذل و
( روستایی وار شبیه خواهد نه هجو. (حلبی، علی اصغر، 1377 ، ص 2
چه انگیزه ها و عواملی موجب نوشتن یا سرودن هزل و هجو و انواع گوناگون آن
جامعه شناسی طنز حافظ
117

می گردد ؟ آیا این انگیزه ها فردی است یا جمعی، طبیعی است یا غیر طبیعی، سیاسی است یاغیر سیاسی.
نخست باید گفت كه هجاگوی با نفرت شخصی، تحقیر و تفریح شرورانه برانگیخته می شود،
البته او همیشه این نكته را انكار می كند و پیوسته اظهار م یدارد كه احساسات شخصی را از كار
خود دور كرده است. یعنی همواره برای خیر و سعادت جمع می نویسد . ولی او همواره یك
لجاجت جانگداز دارد. اگر چه سخت م یكوشد آن را پنهان دارد این انگیزه از تحقیر آگنده است
( اگرچه با ملایمت آن را به خنده بر م یگرداند. (حلبی، علی اصغر، 1377 ، ص 46
انگیزه دوم امری است كه بسیاری از هزل گویان و هجو سرایان آشكارا بدان اعتراف
كرده اند. آنها می خواهند كه جنایت را رسوا و حماقت را مسخره كنند، و از این روی تا می توانند
غایت راستین هجاء این » : آن را بكاهند یا از ریشه بركنند. در ایدن ( 1700  1631 ) می گوید
هجاگوی صریح، دشمن جنایتكار « است كه رذیلت ها را از طریق اصلاح آنها مرمت كند
نیست همچنانكه یك طبیب دشمن بیمار خود نیست وقتی كه دوای تلخی را برای جلوگیری از
«. عمل جراحی سخت به او تجویز می كند
این نكته شاید یكسره درست نباشد، ولی در این نكته هم شك نمی توان كرد كه همه
هجاگویان بدسرشت و شریر و بدخواه نوع بشر نیستند: آنها از بی خبری و نادانی، و فریفتگی
مردم به عوام فریبی شیادان ریایی و تعصبات دین مداران، خداناشناس غصه می خورند و دلشان
( آتش می گیرد. (همان مأخذ، 49  48
انگیزه سوم را می توان انگیزة زیباشناسانه نامید. هر نویسنده یا هنرمنده از نوشتن یا ساختن
نمونه های مخصوص خود لذّت می برد. او باید مواد برگزیده خود را با مهارت به كار می برد . اما
نمونه یا الگوی هجاء، پیچیده است. هر نویسنده كه می خواهد آن را به كار ببرد باید متوجه
مشكلات آن نیز باشد. ولی اول از همه نیازمند واژه های انبوهی است، پس از آن محتاج به یك
شوخ طبعی آمیخته بانظر گاهی جدی است. و نیز محتاج تخیلی چنان قوی است كه بتواند
( همواره چند گام از خوانندگان خود جلوتر باشد. (همان مأخذ، 50  49
یكی از عوامل مهم گرایش هجاگویان و هزل نویسان به هجو و طنز و مسخرگی، نقص
جسمی یا زشتی صورت یا كمبود روحی و نیز پذیرفته نشدن در مجامع بزرگان و همانندان آن
است. چون این گروه می بینند كه اجتماع آنها را جدی نمی گیرد آنان نیز مردم و اجتماع و
( نهادهای آن را جدی نم یگیرند و به آن دهن كجی م یكنند. (همان مأخذ، 52
طنز حافظ
حافظ بر اثر روح شادمانه و سرزنده و طربناكی كه در دیوانش موج می زند، رند و خوش باش
و لذت طلب و حتی اباحی و لاابالی م ینماید. باری، حافظ از قید نیكی و بدیهای دست و پا گیر
118 دانشنامه
نازل رها شده است ولی می كوشد دیگران را هم برهاند، حافظ از جور امیر یا امیرزاده ای به
عدل امیر یا امیرزاده دیگری دل خوش میداشته یا پناهنده میشده است نه اینكه امارت و »
.« امیرزادگی را از بن و ریشة جابرانه و جائرانه بشمارد
حافظ مبارز نستوهی است اما عرصه مبارزه اش سیاست نیست . به دین و عرفان تعلق
عمیقی دارد در عصر او فساد اجتماعی از فسادهای دیگر بارزتر بود، دو نهاد مقدس به تحریف و
یا « آتش زهد و ریا خرمن دین خواهد سوخت »
انحراف كشیده شده بود، شریعت و طریقیت
نقد صوفی نه همه صافی و بی غش باشد / ای بسا خرقه كه مستوجب آتش باشد. بعضی ها به
قول خود حافظ از خندة می در طمع خام می افتند یعنی با دیدن طنز پردازیهای حافظ در اطراف
مقدسات دین و عرفان (معاد، بهشت، روزه، نماز، صوفی و محتسب و فقیه و وقف و خانقاه و
خرقه و تسبیح و سجادة و نظایر آن) نتیجه می گیرند كه حافظ بی دین و یا لااقل سست اعتقاد
بوده است.
در حالی انتقاد حافظ فرع بر اعتقاد اوست. انتقاد او تلخ و خصمانه نیست، شیرینی و دوستانه
است. زندیقانه نیست. صدیقانه است. هیچ طنز پردازی راستینی نیست كه حامی حق و حقیقت
نباشد. اما انتقادهای طنز آمیز حافظ هم اخلاقی و مربوط به اخلاقیات است . بی آنكه ناصح یا
( 220 تا 217 ، محتسب باشد. (خرمشاهی، بهاء الدین، 1384
هر كس اندك تاملی در شعر حافظ داشته باشد به نیكی » به قول دكتر شفیعی كدكنی
مثلاً در « دریافته است كه یكی از برجسته ترین ویژگیهای شعر او لحن طنز آمیز كلام اوست
این بیت:
یا رب آن زاهد خودبین كه بجز عیب ندید دود آهیش در آیینه ادراك انداز
اگر در رابطة معنایی كلمات (خودبین) و (بجز عیب ندید) اندكی تامل داشته باشیم متوجه
 می شویم كه حافظ می خواهد بگوید:

زاهد خود نفس عیب است  نه این » .كه دارای عیب باشد، خودبین است و بجز عیب نمی بیند، خودش را میبیند كه عیب است . یاعیب را می بیند كه خود اوست

اما تبدیل عبارت او به هر صورت دیگری، لحن طنز آمیز و هنر «
 شگفت آور او را كم رنگ و احتمالاً نابود میكند. (شفیعی كدكنی، محمدرضا، 1386

(305 ،
یا این بیت:
با محتسبم عیب مگویید كه او نیز// پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است
10 / 46
عیب مرا كه باده خواری است به محتسب كه در انجام امور احتساب است (یاشر عیات اسلام
است) نگویید او هر چند آدم دینی است و باید از شراب پرهیز كند اما مثل ما او نیز در طلب
 بدست آوردن شراب می باشد

.« به عبارتی رطب خورده كی منع رطب كند>
119
شفیعی كدكنی تعریفی در باب طنز ارائه می دهد و اعتقاد دارد تا كنون تعریفی جامع تر ودقیق تر از این تعریف در باب طنز در هیچ زبانی نیافته است

طنز عبارت است تصویر هنری » . و در منطق اجتماع نقیضین یا اجتماع ضدین محال است . یعنی  « اجتماع نقیضین و ضدین

ازدیدگاه منطق نمی توان تصور كرد كه یك چیز هم سیاه باشد و هم سفید یا یك چیز در یك آن،
در حال حركت باشد و در همان آن، در حال سكون. اما در منطق هنر میتوان پذیرفت كه یك چیز هم ساكن باشد و هم در همان لحظه در حال حركت.
ز خود هر چند بگریزم، همان در بند خود باشم// رمِ آهوی تصویرم ،شتاب ساكنی دارم
(شفیعی كدكنی، محمدرضا، 1386
،306 )
چرا حافظ از طنز استفاده می كند، علت به كارگیری حافظ از طنز چیست؟
حافظ معتقد بوده است كه اگر انسان وارد حرفه ای شد باید آن حرفه را به كمال دریابد و یاد
بگیرد. بدین جهت هیچ زاویه ای را در هنر عاطل نگذاشته است همه زوایای هنر را با چشم
بصیرت خود دیده است و لذا وقتی زبان طنز به كار میبرد بهترین طنزها را و اگر زبان تصویری
به كار می گیرد بهترین تصویرهای شعری ارائه می دهد و یا با مردم مبهم و پیچیده عصر خود
زبان مبهم دارد.
بزرگترین مصیبت عصر حافظ كه مردم آن گریبان گیر آن هستند ریاكاری و تزویر در دین و
عرفان است به قول خرمشاهی ریا و رعونتی كه مانند پیچك بر نهال نازك آرا و در عین حال »
.« دیرینة دین و عرفان پیچیده است
گفتی از حافظ ما بوی ریا می آید// آفرین بر نفست باد كه خوش بردی بوی
(222 ، (خرمشاهی، بهاء الدین، 1384
 دكتر شفیعی كدكنی نكته ای جالب و قابل توجهی را در مورد طنز بیان میكند می گوید

»یكی از بزرگترین طنز پردازان جهان عبید زاكانی است كه معاصر و احتمالاً دوست حافظ نیز بوده
است. عبید زاكانی در قلمرو شعرهای جدی خیلی اهمیتی ندارد به ویژه كه در پرتو آفتاب جهان
تاب حافظ جایی برای هیچ كس باقی نمانده است اما در قلمرو طنز عبید همان مقامی را دارا

است كه حافظ در حوزه شعرخطیبی را گفتند: مسلمانی چیست؟ گفت: من مردی خطیبم، مرا »
«؟ با مسلمانی چه كار
هر كس با مفهوم خطیب و نقش خطیبان در جامعه اسلامی آشنا باشد، می داند كه نه تنها
شرط اول خطیب بودن مسلمان بودن است بلكه خطیب سخنگوی همة مسلمانان نیز هست . اماعبید با این بیان هنری خویش خطیب بودن را ضد مسلمان بودن یا نقیض مسلمان بودن تصویر
كرده است و در ذات آن خطیب به نمایش در آورده است. این همان
،
تصویر هنری اجتماع » نقیضین است. (شفیعی كدكنی، محمدرضا، 1386، 307  306 ).

120 دانشنامه

محورهای طنز حافظ
طنز در دیوان حافظ سه آماج دارد 1) آداب و عوالم صوفیانه دروغین 2) ریاكاران وابسته به
شریعت از زاهد و واعظ و محتسب كه نقطة مقابل و مایة ننگ پارسایان حقیقی و مردان راستین
« مقدس » خدا هستند. 3) معشوق كه آنهم مطمعناً، یعنی در سنت شعر و ادب، به نوعی
، شمرده می شود و شاعران با عجز و نیاز با او رفتار می كنند .( خرمشاهی، بهاء الدین، 1384
(223
1  محتسب: در دیوان حافظ محتسب غالباً به طنز امیر مبارزالدین پادشاه شیراز می باشد كه
بسیار سختگیر است و ریاكاری م یكند و در دین تعصب می ورزد.
محتسب در اصطلاح آن كه به امور شرعی رسیدگی و گناهكاران به خصوص میخوران را
، تنبیه شرعی می كرده است. مأمور احتساب، مأمور اجرای احكام شرعی .( انوری، حسن، 1373
(226
* محتسب ضد ارزش اجتماعی است:
با محتسبم عیب مگویید كه او نیز پیوسته چو ما در طلب عیش مدام است
10 / 46
در تاریخ اجتماعی تألیف مرتضی راوندی آمده است. در دورة امیر مبارزالدین از سلاطین آل
مظفر به شدت با میگساری مبارزه می شد و ظاهراً در نتیجة همین سخت گیریها، مردم این
(279 ، شهریار را محتسب می خواندند. ( راوندی، مرتضی، 1383
ظاهراً محتسبان مطابق وظایف دینی خود در جامعه عمل نمی كرده اند لذا این گروه نیز مانند
دیگر گروههای اجتماعی از حدود و وظایف دینی و مذهبی عدول كرده اند . در فرهنگ
محتسب از سوی امام یا نایب وی برای نظارت در » : اصطلاحات در انتساب محتسب می گوید
(226 ، انوری، حسن، 1373 ) .« احوال رعیت و بازبینی كارها و مصالح آنان تعیین م یشود
محتسبان در اغلب اوقات قدرت زیادی داشت هاند و حتی رجال و » : در معالم القربه آمده است
بزرگان نیز از آنان واهمه می داشتند. خواجه نظام الملك حكایتی از علی نوشتگین نقل می كند
.« مبنی بر حد خوردن سپهسالار نوشتگین به سبب نوشیدن شراب از محتسب
*محتسب منافق است شرابت را میخورد جامت را میشكند. نمك می خورد نمكدان میشكند.
باده با محتسب شهر ننوشی زنهار //بخورت باده ات و سنگ به جام اندازد
باده خوردن و سنگ به جام انداختن مثل نمك خوردن و نمكدان شكستن است.
7 / 149
ای دل طریق رندی از محتسب بیاموز// مست است و در حق او كس این گمان ندارد
(592 ، (خرمشاهی، بهاء الدین، 1368
جامعه شناسی طنز حافظ
121
محتسب فاسق است
محتسب شیخ شد و فسق خود از یاد ببرد قصة ماست كه بر هر سر بازار بماند
4 / 187
محتسب سبوكش است، صوفیان نیز از عمل محتسب تقلید می كنند. صوفی نیز كه كارش
حقه بازی و شعبده است كمتر از محتسب نیست حافظ با قرار دادن صوفی در كنار محتسب
می خواهد بگوید كه اینان هر دو از اعمال خلاف دینی برخوردارند، با نام دین بزرگترین ضربه ها
را به دین می زنند. چون هر دو گروه از محبوبیت سیاسی برخوردارند و در حكومت دینی صاحب
مقام و منصب بالایی هستند لذا با دسیسه های خود اولاً نشان م یدهند كه پرهیزگار و متقی اند
اما در خفی با اعمال ننگین خود، ضربة بر پیكر دین وارد م یكنند.
صوفی ز گنج صومعه با پای خم نشست تا دید محتسب كه سبو م یكشد به دوش
2 / 285
سوء استفاده های دینی همواره به وسیله گروههای اجتماعی فشار در جامعة دیده م ی شود
صوفی بوسیله قدرت دینی و مذهبی و محتسب به وسیله قدرت سیاسی و دینی خود هر كدام به
یك اندازه كمر دین را می شكند و تأثیر منفی آن را در دوره های بعد و یا در همان عصر
خودشان مشاهده می كنیم.
* محتسب از شراب خانگی صوفی محروم است
محتسب نمیداند این قدر كه صوفی را جنس خانگی باشد همچو لعل رمانی
5 / 473
محتسب تیز است
اگر چه باده فرح بخش و بادگل بیز است به بانگ چنگ مخور می كه محتسب تیز است
41/1
مأمور حسبت را سلطه ی است كه به موجب آن بر نگهبان در آنچه مربوط به منكرات باشد
نظارت دارد و قاضی را این سلطه نیست، زیرا حسبت بر پایة ترس نهاده شده و استفادةمحتسب
از سلطه و درشتی تعدی و تجاوز از منصب نیست. وظیفه او تفحص دربارة منكرات ظاهر و
ممانعت از آنهاست و نیز تفحص دربارة ترك كار نیكوی ظاهر و بر پاداشتن آن است و این امر
(228 ، تنها وظیفة محتسب است. (انوری، حسن، 1373
محتسب در بیت فوق اشاره به امیر مبارزالدین پادشاه شیراز دارد كه مردم شیراز به او لقب
(65 ، داده بودند. (معین، محمد، 1375 « پادشاه محتسب »
باری در امر شرع سختگیر و سخت كوش بود. برای سادات و علمای دینی شیراز دارالسیاده
و در كرمان مسجد بنا كرد و اوقافی مخصوص آنها نهاد . پیاده به نماز جمعه
122 دانشنامه
می رفت. در تبریز بالای منبر رفت و خطبه ایراد كرده به گفته محمود كتبی
(128 ، به واسطة سیاست زیاده از حد مردم از او متنفر بودند.( ستوده، حسین قلی، 1346 »
چون نیك بنگری همه تزویر م یكنند
محتسب ریاكار و مزّور است می خور كه شیخ و حافظ و مفتی و محتسب
حافظ با درایت و تیزبینی نهادهای اجتماعی عصر خود را در ترازوی نقد خود آن چنان
می سنجد كه هیچكدام از نهادهای دینی و سیاسی از دیدة تیزبین او پنهان نمی مانند بلكه شیوخ
و زهاد و مفتیان را هم شأن و مرتبة محتسبان می داند و عملشان را همچون عمل آنه ا. شادروان
به تشویق فقها در امر به معروف و نهی از منكر راه افراط در پیش گرفت . » معین می نویسد
میخانه ها را بست و میخوارگان را سخت تأدیب كرد. سماع را موقوف داشت و به قدری در این
می خواندند و هم راجع به اوست « پادشاه محتسب » قسمت افراط ورزید كه ظرفای شیراز او را
كه حافظ می فرماید:
اگرچه باده فرح بخش و بادگل بیزست به بانگ چنگ مخور می كه محتسب تیز است
بدیهی است كه حافظ بر ضد این تعصب خشك عصیان ورزد و فرماید : دانی كه چنگ و
عود چه تقریر م یكنند/ پنهان خورید باده كه تعزیر م یكنند، یا: بود آیا كه در میكد هها بگشایند /
(65 ، گره از كار فرو بسته ما بگشایند. (معین، محمد، 1375
نویسندة رئالیست به طور كلی رفتارهای » حافظ شاعری رئالیست یا واقع گراست زیرا
(93 ، ولك، رنه، 1373 ) « گوناگون را مشاهده م یكند و یا در زندگی افراد مشاركت م یكند
شناخت عمیق و نگاه دقیق نویسندگان و شاعران بزرگ از انسان، روح و زندگی جاودان به
شخصیتهای آثارشان بخشیده و چنان روح و روان پیچیده به آنان داده است كه در هر زمانی
(97 ، دربارة آنها هست.(همان مأخذ، 1373 « جامعه شناختی » امكان انجام پژوهشهای
اگر نویسندة بزرگ ادبی با همان نگاه عمیق و دقیق خود به توصیف اعمال و رفتار و زندگی
انسانهای واقعی بپردازد كه طبعاً اثر او جنبة تاریخی نیز م یگیرد  بررسی جامعه شناختی این
افراد از واقعیت و جوهرة علمی بیشتری نیز برخوردار خواهد بود.
*محتسب شراب خانگی را هم میترساند
شراب خانگی ترس محتسب خورده //به روی یار بنوشیم و بانگ نوشانوش
4/283
و منظور از یار همان شاه شجاع است كه پس از كور كردن پدر بر تخت پادشاهی شیراز
جلوس كرد و حافظ به افتخار این پادشاه كه میخانه ها را گشود، به سلامتی او شراب را می نوشد
جامعه شناسی طنز حافظ
123
شرابی كه سالها در دورة امیر مبارزالدین در خانه مانده و كهنه شده است و گیرایی زیاد دارد.




ادامه مطلب


نوع مطلب : مقالات فارسی، 
برچسب ها : جامعه شناسی ادبیات، جامعه شناسی طنز، غزلیات حافظ، دانشنامه،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 3 مهر 1394
مجلات
ادبیات




نوع مطلب : مقالات فارسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 14 شهریور 1394

توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند

دکتر عبدالحسین فرزاد

می گویند هنگامی که آخرین خلیفه عباسی به دست مغولان کشته شد ، حوضی انباشته از زر سرخ داشت و حرمسرای اورا هفتصد زن وکنیزک تشکیل می دادند. خادمان وغلامانی را که درقصر خلیفه خدمت می کردند بیش از هزارتن نوشته اند .طبیعی است که هریک ازسران حکومت عباسی به اندازه موقعیت و مقام خود دارایی ها و تجملی همچون پیشوای خود خلیفه اسلام داشتند .

 مردم ایران که ازظلم وجور شاهان خوارزمشاه به تنگ آمده بودند ، دربرابر مغولان چندان مقاومتی نکردند شاید نخست مغولان را فرشته نجات خود ازدست ترکان خاتون و ایادی او می دانستند ، اما خیلی زود دریافتند که بلایی خانمان برانداز تر از خوارزمشاهیان برسر آنان نازل شده است .

  حکـــومت طولانی و همراه با بی رحمی و خشونت مغولان درایران ، مردم را به انواع واقسام بیماری های روانی دچارکرد . روح جسارت ، پویایی ، امید وتحــــرکت درمیان مــردم کاملا مرده بود . نودولتان و نوکیسه ها درمصدر امور تکــیه زده بودند و بازار چاپلوسی ، ریاکاری ، بوقلمون صفتی ، دروغگویی وبزدلی وترس ، رونق فراوان داشت . مردم آنچنان روان نژند شده بودند که همه این مصایب را به عنوان تقدیر الهی ، تحمل می کردند . سفله سالاری تنها شکل حکومت بود که روح اهل خرد ودانش را سخت می آزرد و آنان را منزوی و گوشه نشین می کرد:

در عجبم تا خود آن زمان چه زمان بود

                                      كآمدن من به سوی ملك جهان بود

ظلم به هر خانه لانه كرده چو خطّاف1

                                      عقل چو عنقا، ز چشم خلق نهان بود

رایت اسلام سرشكسته ازیرا

                                      دولت دین پیر و بخت كفر، جوان بود

مردم بی‌عقل و دین ، گرفته ولایت

                                      حال بره، چون بود چو گرگ، شبان بود

زرّ و درم چون مگس ملازم هر خس

                                      درّ و گهر، چون جرس ، حلیّ ِخران بود2

ابیات بالا سرودة سیف فرغانی  است كه در روزگار سلطه مغولان می زیست وبا سعدی همزمان بود و با او مراوده داشت، و در دیوان او می‌توان قصاید بسیاری در ستایش سعدی یافت. حتی برخی از غزل‌های سعدی را نیز استقبال كرده است، اما چرا این شاعر تا این اواخر یعنی قرن بیستم ناشناس مانده بود، تا این كه دیوانش در تركیه به دست آمد و در سه جلد در تهران (1341- 1344) به چاپ رسید.

    شاعران محافظه‌كار و فرصت‌طلب خود را به صورت قوی‌ترین ابزار حاكمیت در اختیار امثال محمود غزنوی، قزل ارسلان، مغولان و سایر بیگانگان حاكم بر ایران قرار می‌دادند و بدین وسیله مانع هرگونه رشد فرهنگی و هنری می‌شدند و بر روحیة غلبه نظامی‌گری صحّه می‌گذارند، و عاملان جنگ و كشتار و فلاكت ملّی را، « سلطان غازی» و امثال آن لقب می‌دادند، بنابراین، مثلاً از روزگار شوم سلطة مغول بر بلاد اسلامی و نكبات آن، در اشعار اینان هیچ نشانی نیست، حتی در میان سخنان شاعران قوی و نام آور هم كمتر می‌توان اثری از اعتراض صریح به حكام غاصب یافت، تنها نصایحی ملایم به فقرا و امرا وجود دارد كه فقیران صبر كنند و امیران انعام كنند و لذا در كلّ ماهیت حكومت آنان سخنی نیست. در حالی كه سیف فرغانی شاعری كه هم عصر سعدی است، درد زمانه را با تمامی سلول‌های وجودش حس می‌كند. این شاعر مؤمن و متعهّد كه چند بیت اول مقاله ازو بود در جای دیگری می‌گوید:

اندرین دوران مجو راحت كه كس آسوده نیست

 طبع شادی جوی، از غم یك نفس آسوده نیست

در زمان ناكسان، آسوده هم ناكس بود

 ناكسی نتوان شدن گر چند كس آسوده نیست3

  به راحتی می‌توان دریافت كه چرا شاعر بزرگ ایران ناصرخسرو قبادیانی باید در درّة یمگان تا پایان عمر در گمنامی و اضطراب و اندوه متواری بماند و نیز سیف فرغانی آن چنان محو شود كه تقریباً در تذكره‌ها هم از او نامی نیاید.

طبیعی است كه ناصرخسرو نمی‌توانست جز این بگوید:

ای شعر فروشان خراسان بشناسید

                                      این ژرف سخن‌های مرا گر شعرایید

یكتا نشود حكمت مر طبع شما را

                                      تا از طمع مال شما پشت دو تایید

ای امّت بدبخت بر این زرق‌فروشان

                                      جز كزخری و جهل چنین فتنه چرایید

چون خصم سركیسه رشوت بگشاید

                                      در وقت شما بند شریعت بگشایید4

و یا در جای دیگر با تمام توان فریاد می‌زند كه:

نكوهش مكن چرخ نیلوفری را

                                      برون كن ز سر باد خیره‌سری را

چو تو خود كنی اختر خویش را بد

                                      مدار از فلك چشم نیك اختری را

درخت تو گر بار دانش پذیرد

                                      به زیر آوری چرخ نیلوفری را

بسنده است با زهد عمّار و بوذر

                                      كند مدح محمود، مر عنصری را

من آنم كه در پای خوكان نریزم

                                      مر این قیمتی درّ لفظ دری را5

  بسیار طبیعی است كه صاحب چنین زبانی و چنین استدلالی نمی‌تواند یك لحظه با عاملان ستم كنار بیاید و آنان را بستاید، و مثلاً تخلص خود را از نام این شاه یا آن اتابک وفلان خاقان و امثال آن برگزیند.

این نوع شاعران و هنرمندان، همواره با مردم و محرومان و فرودستان جامعه همدرد بوده‌اند تا آنجا كه اگر حاكمی اندك‌ گرایشی به رفاه توده‌ها و اصلاحات اجتماعی از خود نشان می‌دد او را تشویق می‌كردند. از جمله این شاهان غازان‌ خان پسر ارغون خان بود كه در سال 694 هـ.ق در تبریز به سلطنت نشست. او مسلمان شد و گام های مهمی در رفاه رعایا برداشت. غازان خان چون می دانست که عدم امنیت درکشور رابطه مستقیم با مسأله زمین دارد بی درنگ در مورد املاک موروثی و اقطاعات قوانینی وضع کرد و  اصلاحاتی در مالیات به نفع رعایا انجام داد. همچنین فرمان داد که مالیات هارا باید نقدی بگیرند و نه جنسی ، چنانچه مأموری ازاین فرمان سرپیچی کند کیفر خواهد دید.

  در كشور و راهها امنیت برقرار ساخت و می‌گویند به جهت علاقه به دانش و اطلاعات، زبانهای مختلف از جمله فرانسوی ( یا لاتین؟) را آموخته بود.

به هر حال غازان خان از آن چهره‌هایی است كه شاید اندكی از سایر مغول‌ها كم ‌آزارتر بوده است، و سیف فرغانی گاهی در اشعارش از او به نیكی یاد می‌كند.

  سیف فرغانی، به خوبی در سایة تخیّلات شاعرانه‌اش، اجتماعی و سیاسی اندیشیده است این عارف بزرگ با همراه كردن عرفان و مبارزه علیه مفاسد اجتماعی و سیاسی باب تازه‌ای را در ادب ما گشوده است. او با عملش عرفان واقعی را تعریف می‌كند و ما را به یاد افرادی چون ابوذر غفاری (ره) می‌اندازد كه كوچك‌ترین حركت انحرافی در جامعه از سوی هركس كه باشد از چشم تیز و بیدار آنان، پنهان نمی‌ماند، از چشم هنرمندی كه غلبة بر محیط پیرامون خود دارد. چگونه می‌توان پذیرفت، شاعری كه پیام بلبل را بر گلبن می‌شنود و ادراك می‌كند و رویش سبزه‌ها را احساس می‌كند و با باد و درخت و كوه و سنگ‌ خارا سخن می‌گوید، ناله دردآلود همسایه‌اش را نشنود و ستمی را كه بر در و دیوار شهرش خاك مرده باشیده ، نیبند و اموالی كه بی‌دریغ بعنوان صله به او می‌دهند، نداند كه از آن رعایاست كه به زور از آنان ستانده‌اند، و تا آنجا پیش برود كه:

شنیدم كه از نقره زد دیگدان

                             ز زر ساخت آلات خوان عنصری

و سیف فرغانی به كسانی كه جز گفتار یاوه، ثمری ندارند چه خوب می‌گوید:


 



ادامه مطلب


نوع مطلب : دکتر عبدالحسین فرزاد، مقالات فارسی، 
برچسب ها : توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند دکتر عبدالحسین فرزاد، سیف فرغانی، فدریكو گارسیا لوركا، دعبل خزاعی، حافظ شیرازی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 23 مرداد 1394

«تفاوت نقش زنان در قبل و بعد از مشروطیّت، این است که قبل از مشروطه نقش زنان پوشیده­تر، غیرمستقیم­تر و محدودتر ولی از نظر کیفی در حدّ بالایی قرار داشت. بعد از مشروطه، حضور زن آشکارتر، مستقیم­تر و گسترده­تر شد و از جهت کمّی رشد قابل ملاحظه­ای نمود» (توانا، 1380: 1/ 127).

 ایرج میرزا نیز زنان کشورهای دیگر را الگوی زنان ایرانی می­داند و از زنان ایرانی انتظار دارد مانند آنان در فعالیّت­های اقتصادی و اجتماعی شرکت نمایند و سربار و مایۀ زحمت مردان نباشند:

در اقطار دگر زن یار مرد است/
به هر جا زن بود هم­پیشه با مرد/

در این محنت­سرا سربار مرد است
در این­جا مرد باید جان کَنَد فرد
(ایرج میرزا، 1353: 84)

با این وجود هنوز ردّ پای نگرش رایج در آن زمان دربارۀ زن، که ریشه در موهومات و انگاره­های دیرین داشت در شعرِ او نمود دارد:

سفر سازد پی کسب معالی/
اگر در کوی و برزن نگذرد مرد/
روی زن­وار در خانه نشینی/

که رسم زن بود یک جای بودن
کجا دارد فضیلت مرد بر زن
که شاید روزیت آید ز روزن
(همان: 44)

       مسأله­ای که در این­جا بیان آن ضرورت دارد، این است که در ادبیّات کلاسیک توجّهی به حقوق زنان نمی­شد. بر سری، زنان نیز بر اثر تلقینات اجتماعی هیچ­گونه حقّی برای خود قائل نمی­شدند و تمام فکر، قدرت، اراده و دیگر نیروهای ذهنی خود را به مسائل عاطفی و خانوادگی معطوف و محدود می­کردند. ایرج میرزا برای دفاع از حقوق زن با زبان سرزنش­آمیز به کلّ جامعه می­گوید:

مگر زن در میان ما بشر نیست؟
مگر زن در تمیز خیر و شر نیست؟



(همان: 79)

 

 





نوع مطلب : مقالات فارسی، ایرج میرزا، 
برچسب ها : مگر زن در میان ما بشر نیست؟ +مگر زن در تمیز خیر و شر نیست؟، ایرج میرزا ومساله فمینیسم،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 6 مرداد 1394





موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ادبیات ایران وگیلان وتالش