نازنوروز مهرگانی
اعتلای زبان وادبیات میهن عزیزم وپاسداشت بزرگان ادبی وعلمی این مملکت ،نیز همه پژوهشگران ادبیات در ایران و دنیا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ ازهمه کسانی که درعرصه ادبیات کشور فعال وصاحب نظر میباشند استقبال می کند ،همچنانکه به سالکان مبتدی این حوزه با احترام می نگرد و درخواست آنان را اجابت می نماید .گیلان پژوهان ومخصوصا تالش پژوهان وگویشوران تالشی در وبلاگ من سهم عمده ای دارند واین وبلاگ پژوهشهای آنان را ارج می گذاردوسعی درمعرفی آنان دارد.موسیقی سنتی نیز میتواند در حوزه کار ما باشد .صاحب این وبلاگ به صورت مستقیم وغیر مستقیم با دانشجویان زبان وادبیات فار سی وسایر رشته ها در ارتباط است و بدین جهت بعضی از پست ها رابه درخواست آنان دروبلاگ می آورم .به همین مناسبت سطح علمی مطالب میتواند نوسان داشته باشد.گاه به شکل تخصصی وگاه به صورت عام وهمه فهم. توفیق روز افزون برای همه .

مدیر وبلاگ :دکتراحمدرضا نظری چروده
مطالب اخیر
نظرسنجی
به کدامیک از موضوعات زیر بیشتر علاقه مند هستید؟




ترقیمه. این كلمه از "ترقیم" و "ه" اسمی تركیب یافته است (595:6). ترقیم مصدر باب تفعیل از ریشه رقم عربی است. یكی از معانی رقم، نوشتن است. رقم در حوزه كتابت، خوشنویسی، و نگارگری به‌معنای امضا یا نام كاتب، خوشنویس، یا نگارگر در پایان اثر است. چنین آثاری را "رقم‌دار" می‌خوانند (2: ج 1، ص 1092). در عرفِ كاتبان به قسمتی از كتابت كاتب كه حاوی نام و نشان او، به‌همراه تاریخ كتابت باشد، رقم گفته می‌شود (662:6). ترقیم در لغت به معنای نوشتن، استنساخ، و كتابت كردن است و در نزد خوشنویسان به‌معنای آراستن و نقطه نهادن خط جهت وضوح، نزدیك كردن سطرها (3: ج 2، ذیل "ترقیم و ترقین"؛ 595:6)، و نیز امضاكردن اثر در پایان آن است (5: ذیل "ترقیم" و "ترقیمه"). در بسیاری از كتاب‌های لغت این مفاهیم برای كلمه "ترقین" نیز ذكر شده است (1: ج 4، ذیل "ترقیم و ترقین").

ترقیمه در عرف نسخه‌شناسی و اصطلاح نسخه‌نویسان، مجموعه كلمات و عبارات كوتاه و بلندی است كه كاتب پس از كتابت متن اصلی كتاب می‌آورد و در ضمنِ دعا و تسبیح و بیان كلمات استثنا ـ چون ان شاءالله ـ از نام و نشان خود، مكان و زمان كتابت، و گاه سفارش‌دهنده كتاب یاد می‌كند (7: 124؛ 352:4؛ 595:6). ترقیمه به واقع شناسنامه كتاب‌های خطی و چاپ سنگی است. در كتاب‌های چاپ سنگی، ترقیمه در صفحه ابتدای كتاب قبل از آغاز متن نیز دیده می‌شود.

اهمیت ویژه ترقیمه‌ها در نسخه‌شناسیِ نسخ خطی است. تاریخ نسخه، نام كاتب، نام مؤلف، زمان تألیف، نام كتاب، و محل كتابت را در ترقیمه‌ها می‌توان یافت و به این شكل به ارزش، اصالت، و قدمت نسخه پی‌برد. به‌سبب همین اهمیت، باید اصالت ترقیمه از نظر برساخت، رونوشت، و جعلی‌بودن مورد توجه قرار گیرد. از كیفیت ترقیمه می‌توان به فضل و دانش كاتب پی‌برد. كاتب آگاه عبارات تكراری و پیش پا افتاده را به‌كار نمی‌برد و به این ترتیب می‌توان اطمینان بیشتری به اصالت و كتابت صحیح نسخه پیدا كرد. برخی ترقیمه‌ها اطلاعات بیشتری در اختیار محقق قرار می‌دهند؛ مانند شغل مؤلف و كاتب، هم‌منطقه بودن آن دو ـ كه در كتابت صحیح الفاظ خاص منطقه و سبك نگارش درست مهم است ـ و اطلاعات دیگر. اعلام جغرافیایی و ادبیات مندرج در ترقیمه‌ها ـ چه سروده كاتب و چه نقل قول از شاعران دیگر ـ در مطالعه سیر فرهنگ‌ها و اندیشه‌ها، نكات اجتماعی و اخلاقی، و موارد دیگر ارزشمندند (7: 124-128).

كاتبان با توجه به درجه‌ای كه در خطاطی كسب می‌كردند كلماتی خاص را در ترقیمه می‌آوردند. كاتبان مبتدی "سوّده"، كاتبان متوسط "مشقه"، و كاتبان متبحّر "نمقه" و "كتبه" را در ترقیمه‌های خود ذكر می‌كردند (595:6).

كاربرد لفظ ترقیمه در این مفهوم اصطلاحی سابقه طولانی ندارد. در منابع قدیم‌تر به اصطلاحاتی چون رقم، دستینه، و خاتمه‌الكتاب در این مفهوم برمی‌خوریم. دستینه، علاوه بر معانی لغوی، به مفاهیمی چون توقیع، رقم، امضای شخص، و آنچه در آخر كتاب الحاق كنند (نام كاتب، تاریخ اتمام كتابت، و جز آن) معنی شده است (1: ج 7، ذیل "دستینه"؛ 662:6). در آداب كتابت و نسخه‌نویسی، ضبط كلمات استثنا، تاریخ و محل كتابت، نام و نشان كاتب، و جز آن در ترقیمه‌های آثار مكتوب مرسوم بوده و هر كاتبی باید این نكته را رعایت می‌كرده است. بیان هر نوع عبارتی دلیلی شرعی و اخلاقی یا فایده‌ای فرهنگی داشته است. به‌طور مثال، كاتب با ذكر "ان شاءالله" در ترقیمه خود، مقصودش از كتابت را كه رستگاری و نجات خود بوده معیّن می‌كرده است. به این قسمت خاتمه‌الكتاب می‌گفتند (6: 651-652).

 





نوع مطلب : نظم ونثر، ادبیات فارسی، مقالات فارسی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 7 مرداد 1399



 توانائی مولوی در لغت سازی، یكی از مهارت های سبكی زبانی او سیده فاطمه مكی، دكتر محمد علی گذشتی    ص 219 
مجله علمی پژوهشی
سبک شناسی نظم ونثر متون فارسی
  





نوع مطلب : دکتر محمد علی گذشتی زبان و ادبیات فارسی، معرفی مجلات داخل کشور، مقالات فارسی، ادبیات فارسی، نظم ونثر، 
برچسب ها : توانائی مولوی در لغت سازی، دكتر محمد علی گذشتی ص 219، یكی از مهارت های سبكی زبانی او سیده فاطمه مكی،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 2 اردیبهشت 1396
چند حکایت از بهارستان جامی

طاووس و زاغ

طاووسی و زاغی در صحن باغی فراهم رسیدند و عیب و هنر یكدیگر را دیدند. طاووس با زاغ گفت:"این موزه سرخ كه در پای توست, لایق اطلس زركش و دیبای منقّش من است. همانا كه آن وقت كه از شب تاریك عدم, به روز روشن وجود مى آمده‌ایم در پوشیدن موزه غلط كرده‌ایم. من موزه كیمخت سیاه تو را پوشیده‌ام و تو موزه ادیم سرخ مرا." زاغ گفت:"حال بر خلاف این است؛ اگر خطایی رفته است, در پوششهای دیگر رفته است, باقی خلعتهای تو مناسب موزه من است؛ غالباً در آن خواب‌آلودگی, تو سر از گریبان من برزده‌ای و من سر از گریبان تو." در آن نزدیكی كشَفَی سر به جیب مراقبت فرو برده بود و آن مجادله و مقاوله را مى شنود. سر برآورد كه:"ای یاران عزیز و دوستان صاحب تمیز! این مجادله‌های بیحاصل را بگذارید و از این مقاوله بلاطائل دست بدارید خدای  تعالی- همه چیز را به یك كس نداده و زمام همه مرادات در كف یك كس ننهاده. هیچ كس نیست كه وی را خاصّه[ای] داده كه دیگران را نداده است و در وی خاصیتی نهاده كه در دیگران ننهاده, هر كس را به داده خود خُرسند باید بود و به یافته خُشنود".

 

مور با همّت

موری را دیدند به زورمندی كمر بسته, و ملخی را ده برابر خود برداشته. به تعجب گفتند:"این مور را ببینید كه با این ناتوانی باری به این گرانی چون مى كشد؟" مور چون این سخن بشنید بخندید و گفت:"مردان, بار را با نیروی همّت و بازوی حمیت كشند, نه به قوّت تن و ضخامت بدن"،

 

روباه زیرک

رویاهی با گرگی مصادقت مى زد و قدم موافقت مى نهاد. با یكدیگر به باغی بگذشتند. در استوار بود و دیوارها پرخار. گرد آن بگردیدند تا به سوراخی رسیدند, بر روباه فراخ و بر گرگ تنگ. روباه آسان درآمد و گرگ به زحمت فراوان . انگورهای گوناگون دیدند و میوه‌های رنگارنگ یافتند روباه زیرك بود, حال بیرون رفتن را ملاحظه كرد و گرگ غافل چندان كه توانست, بخورد. ناگاه باغبان آگاه شد. چوبدستی برداشت و روی بدیشان نهاد. روباه باریك میان, زود از سوراخ بجست و گرگ بزرگ شكم در آنجا محكم شد. باغبان به وی رسید و چوبدستی كشید. چندان بزدش كه نه مرده و نه زنده، پوست دریده و پشم كنده, از سوراخ بیرون شد.

 

حكایت عبدالله جعفر

از عبدالله بن جعفر- رضی الله عنه- منقول است كه روزی عزیمت سفر كرده بود و در نخلستان قوی فرودآمده بود غلام سیاهی نگهبان آن بود. دید كه سه قرص نان به جهت قوت وی آوردند. سگی آنجا حاضر شد. غلام یك قرص را پیش سگ انداخت , بخورد. دیگری را بینداخت, آن را نیز بخورد. پس دیگری را هم به وی انداخت, آن را هم بخورد. عبدالله- رضی الله عنه- از وی پرسید كه هرروز قوت تو چیست؟ گفت: این كه دیدی. فرمود كه چرا بر نفس خود ایثار نكردی؟ گفت:این در این زمین غریب است؛ چنین گمان مى برم كه از مسافتی دورآمده است و گرسنه است نخواستم كه آن را گرسنه بگذارم. پس گفت: امروز چه خواهی خورد؟ گفت روزه خواهم داشت. عبدالله رضی الله عنه- با خود گفت: همه خلق مرا در سخاوت ملامت كنند و این غلام از من سخی تر است. آن غلام و نخلستان را و هرچه در آنجا بود همه را بخرید. پس غلام را آزاد كرد و آنها را به وی بخشید.

 





نوع مطلب : نظم ونثر، ادبیات فارسی، 
برچسب ها : چند حکایت از بهارستان، طاووس و زاغ، حكایت عبدالله جعفر، مور با همّت، روباه زیرک،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 28 مهر 1394





موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ادبیات ایران وگیلان وتالش
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات