نازنوروز مهرگانی
اعتلای زبان وادبیات میهن عزیزم وپاسداشت بزرگان ادبی وعلمی این مملکت ،نیز همه پژوهشگران ادبیات در ایران و دنیا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ ازهمه کسانی که درعرصه ادبیات کشور فعال وصاحب نظر میباشند استقبال می کند ،همچنانکه به سالکان مبتدی این حوزه با احترام می نگرد و درخواست آنان را اجابت می نماید .گیلان پژوهان ومخصوصا تالش پژوهان وگویشوران تالشی در وبلاگ من سهم عمده ای دارند واین وبلاگ پژوهشهای آنان را ارج می گذاردوسعی درمعرفی آنان دارد.موسیقی سنتی نیز میتواند در حوزه کار ما باشد .صاحب این وبلاگ به صورت مستقیم وغیر مستقیم با دانشجویان زبان وادبیات فار سی وسایر رشته ها در ارتباط است و بدین جهت بعضی از پست ها رابه درخواست آنان دروبلاگ می آورم .به همین مناسبت سطح علمی مطالب میتواند نوسان داشته باشد.گاه به شکل تخصصی وگاه به صورت عام وهمه فهم. توفیق روز افزون برای همه .

مدیر وبلاگ :دکتراحمدرضا نظری چروده
مطالب اخیر
نظرسنجی
به کدامیک از موضوعات زیر بیشتر علاقه مند هستید؟




مظاهر مصفا (۱۳۱۱، اراک- تاکنون) شاعر، ادیب، مولف، مصحح، محقق، مدرس، سعدی شناس، پژوهشگر و نویسنده برجسته معاصرایران است. وی سال‌های متمادی به عنوان استاد تمام رشته ادبیات در دانشگاه تهران به خدمت مشغول بود که در سال ۱۳۸۴ به دستور ریاست دانشگاه کنارگذاشته شد.

زندگی

مظاهر مصفا فرزند اسماعیل مصفا در سال ۱۳۱۱ در اراک در خانواده‌ای با فرهنگ از اهالی تفرش به دنیا آمد. در زمانی که تنها ۴۰ روز از تولدش می‌گذشت، خانواده‌اش به قم نقل مکان کردند. پدر وی در اداره «سجل-احوال» (سازمان ثبت احوال) کار می‌کرد. مصفا دوران تحصیلات اولیهٔ خود را در مدرسه حکیم نظامی قم سپری کردو سپس دوران متوسطه را در دارالفنون گذراند می خواست نقاشی را در دانشکده هنرهای زیبا پی گیری کند ولی به دانشسرای عالی رفت و به تحصیل در رشته ادبیات مشغول شد. و تحصیلات خود را در رشته زبان و ادبیات فارسی تا اخذ درجه دکتری از دانشگاه تهران ادامه داد و با تاییدیه بدیع‌الزمان فروزانفر به پایان‌نامه وی تحت عنوان «تحول قصیده در ایران»، موفق شد مدرک دکترای خود را اخذ نماید.

پایان نامه دکتری او سیر تحول قصیده در شعر فارسی بود. در این زمان فروزانفر سبک شناسی تدریس می کرد و کتاب سبک شناسی بهار را درس می داد و از اول تا آخر هم سبک شناسی بهار را رد می کرد.

مصفا گفت: استاد شما که این را قبول ندارید یک جزوه ای چیزی بگویید ما بنویسیم و یادداشت کنیم.

فروزانفر قهر کردند و رفت ولی بچه ها رفتند و او را بازگرداندند.

فروزانفر روزی دیگر به مصفا گفت: شعری بخوان.

مصفا نیز شعری در مدح دکتر محمد مصدق خواند.

فروزانفر گفت: چه کسی به تو اجازه داده است برای مصدق شعر بگویی؟

مصفا پاسخ داد: شعر خود شما را برای مصدق در رادیو شنیدم.

آری روزی که شاه رفته بود استاد فروزانفر شعری برای مصدق سرود:

ای مصدق هزار مردی تو / با دد و دیو در نبردی تو

ای مصدق تو را ثنا خوانم / گرچه بر همزن سنا دانم

بعد که شاه بازگشت و دولت مصدق سقوط کرد، فروزانفر نیز مغضوب شد.

مصفا شعری در هجو فروزانفر و تلون مزاج او سرود. این شعر به گوش بدیع الزمان فروزانفر رسید و اختلاف ها بالا گرفت

از استادان او می توان به دکتر محمد معین، بدیع الزمان فروزانفر، دکتر حسن خطیبی، دکتر بهمنیار، دکتر ذبیح الله صفا و استاد جلال همایی اشاره داشت.

هم‌زمان با ادامه تحصیل به استخدام آموزش و پرورش درآمد و مدتی هم رئیس فرهنگ قم بود و چندی هم ریاست مدرسه عالی قضایی قم را به عهده داشت.

در این دوران خواستار یکسان سازی خط فارسی شد، مهم ترین حرف او الف های چهارم بود، این که چرا لیلی بنویسیم و لیلا بخوانیم یا مصطفی، مرتضی، اسمعیل و... همین طور چند تا حرف داریم که صدای سین می دهد (س، ص، ث) چند مدل حرف داریم که صدای ز می دهد (ز، ظ، ض) و بهتر است همگی به یک صورت نوشته شوند.

سخن او سرو صدایی به راه انداخت. گروهی از جوانان خواستند تا به نمایمدگی از مردم قم به مجلس شورای ملی راه یابد و بعضی در مخالفت با او گفتند که مصفا خواستار تغییر خط قرآن مجید شده است.

نه سال گذشت، تا این که مرحوم قدس نخعی کوشنده در چاپ دیوان وحشی بافقی که رییس دربار بود به مصفا گفت: شعری در مدح استاد بگو.

مصفا شعری سرود. نخعی او را با فروزانفر رو به رو کرد و دستور داد شعر را بخواند:

آن دست که بنوشت هجای تو شکستم / آن خامه که بنگاشت جفای تو شکستم

وآن دست که بد کرد به جای تو شکستم / آن شیشه که در آن می مغروری من بود

بردم به سر خویش و به پای تو شکستم...

فروزانفر هم در برابر رییس دربار نمی توانست سخنی بگوید که نخوان و نمی خواهم، او را بخشود و به این ترتیب، مصفا دکترای خود را دریافت کرد.

پس از این رییس انتشارات و مدیر مجله آموزش و پرورش شد. به سال ۱۳۳۲ مدیریت اداره آموزش و پرورش اراک را عهده دار شد.

برادر بزرگ‌تر وی ابوالفضل مصفا و خواهر وی خانم مصفا (مادر فؤاد حجازی آهنگساز معروف) از استادان زبان و ادبیات فارسی هستند.

او در جوانی با دکتر امیربانو کریمی (استاد ادبیات دانشگاه تهران) دختر امیری فیروزکوهی (شاعر معروف معاصر) ازدواج کرد و از وی صاحب فرزندانی شد که از آن جمله‌اند: علی مصفا (بازیگر سینما و تلویزیون و همسر لیلا حاتمی)، کیمیا مصفا (عروس دکتر [[سید جعفر شهیدی])، گلزار مصفا و امیر اسماعیل مصفا دارای مدرک دکتری فیزیک و استادیار فیزیک دانشگاه صنعتی شریف (تخصص در زمینه تئوری ریسمان)

استاد مظاهر مصفا به سال ۱۳۴۵ به شیراز رفت، با رتبه دانشیاری به تدریس در دانشگاه شیراز پرداخت و ریاست دبیرخانه مرکزی دانشگاه شیراز و مدیریت انتشارات نگاه شیراز را بر عهده گرفت.

به سال ۱۳۴۷ به تهران بازگشت، در دانشگاه تهران استاد تمام وقت و مدیر گروه دانشکده ادبیات شد.

در آبان ماه ۱۳۸۴ بازنشانده !!!!  شد.

مدتی استاد تمام وقت دوره های دکتری دانشگاه آزاد بود، و اکنون به پژوهش و سرودن شعر سرگرم است. مصفا ذوق معماری نیز دارد و تا کنون پنج خانه در قم و تفرش و تهران ساخته است.

برادر بزرگ تر وی دکتر ابوالفضل مصفا نویسنده، حافظ پژوه، فرهنگ نویس و شاعر و خواهر وی خانم دکتر مصفا مادر فواد حجازی آهنگساز معروف از استادان زبان و ادبیات فارسی است.

دکترمظاهر مصفا یکی از قصیده سرایان بزرگ ایرانی به شمار می رود و نام او با قصیده گره خورده است.

درون مایه قصیده های او اعتراض است که با بیانی فلسفی و اجتماعی آمیخته شده و بیشتر از ناصرخسرو و عمرخیام تاثیر گرفته است.

اشعار وی در سرتاسر قلمرو فارسی و در کشورهای افغانستان، پاکستان، هندوستان و تاجیکستان نیز دارای شهرت است.

قصیده او به نام «هیچ» یکی از مشهورترین اشعار وی به شمار می رود:

مردی ز شهر هرگزم از روزگار هیچ / جان از نتاج هرگز و تن از تبار هیچ

دکتر غلامحسین یوسفی در کتاب چشمه روشن به بررسی آن پرداخته و پروفسور صلاح الصاوی شاعر و سخن سنج مصری در کتاب العدمیه فی شعر آن را ترجمه، نقد و بررسی کرده است.

از دیگر سوابق علمی و اجرایی وی می‌توان به دبیری دبیرستان‌های تهران، ریاست انتشارات و مدیریت مجله آموزش‌وپرورش، دانشیاری دانشگاه شیراز و ریاست دبیرخانه مرکزی دانشگاه شیراز اشاره کرد.

جایگاه شعری

مظاهر مصفا یکی از قصیده‌سرایان ایرانی بعد از ملک الشعرای بهار (محمدتقی بهار) است. وی در کشورهای افغانستان و هند و دیگر کشورهای فارسی زبان نیز دارای شهرت است. قصیدهٔ «هیچ» او یکی از شعرهای اوست که دکتر غلامحسین یوسفی در کتاب «چشمهٔ روشن» به بررسی آن پرداخته و پروفسور صلاح الصاوی (شاعر و سخن‌سنج مصری) در کتاب «العدمیه فی شعر» آن را ترجمه، نقد و بررسی کرده‌است. تاکنون چند مجموعه شعر از او به چاپ رسیده که از آن جمله‌است: «ده فریاد»، «سی سخن»، «پاسداران سخن»، «توفان خشم»، «سپیدنامه»، «سی‌پاره» و.... همچنین تصحیحات وی بر دیوان ابوتراب فرقتی کاشانی، مجمع الفصحاء، نزاری قهستانی، سنایی، سعدی، نظیری نیشابوری و جوامع الحکایات عوفی منتشر شده است.

آثار

  1. پاسداران سخن (چکامه سرایان) مجموعه اشعار از رودکی تا عصر حاضر است)
  2. توفان خشم (چهل چکامه)
  3. ده فریاد (مجموعه شعر)
  4. سپید نامه (مجموعه شعر)
  5. سی پاره (مجموعه شعر)
  6. سی سخن (مجموعه شعر)
  7. شبهای شیراز
  8. قند پارسی
  9. نسیم
  10. تصحیح دیوان ابوتراب فرقتی کاشانی
  11. تصحیح مجمع الفصحاء (در چندین جلد)
  12. تصحیح دیوان نزاری قهستانی
  13. تصحیح دیوان سنایی
  14. تصحیح کلیات سعدی
  15. تصحیح جوامع الحکایات عوفی (در چندین جلد)

و...

اشعار

برخی از مطالع اشعار او به شرح ذیل است:

مردی ز شهر هرگزم از روزگار هیچ
جان از نتاج هرگز و تن از تبار هیچ
من آمده‌ام به بوی علی، به سوی علی، به کوی علی
رخ ازهمه سوی تافته‌ام، شتافته‌ام به سوی علی
دردا که آفتاب مروت به خون نشست
فریاد ای فتی که فتوت به خون نشست
دوشینه به میخانه شدم از تو چه پنهان
مست از دو سه پیمانه شدم از تو چه پنهان
تلخ است روزگار من و روزگار تلخ
امسال ما گذشت چو پیرار و پار تلخ
ز پا فتاده‌ای ای نخل سایه گستر من
به خون نشسته‌ای ای آفتاب کشور من
آن دست که بنوشت هجای تو شکستم
آن خامه که بنگاشت جفای تو شکستم

 

یک شعر از ایشان :

گذشت

مه و سالها هرچه بر ما گذشت

طرب کاه و اندوه افزا گذشت

شب و روزها از پی یکدگر

امید افکن و عمر فرسا گذشت

مه و سال با ای فسوسا رسید

شب و روز با ای دریغا گذشت

رسید از غم و درد جانم به لب

به من لحظه و ساعتی تا گذشت

غم هستی من- که جز غم نداشت

شتابان رسید و شکیبا گذشت

اگر بود شادی- که هرگز نبود

چو برق آمد و برق آسا گذشت

چه حاصل ز دیروز و امروز من

که این هر دو در فکر فردا گذشت

نداند کسی جز من و روز و شب

که بر من چه روز و چه شبها گذشت

به شبهای عمرم که از دیرباز

به یاد تو ای ماه سیما گذشت

ز خود پرسم آیا سپیده دمید

شب هجر باقی بود یا گذشت

به خود گویم از بهر تسکین درد

اگرچند درد از مداوا گذشت

مخور غم که گویا سپیده دمید

شب تیرۀ هجر گویا گذشت

مخور غم که این زندگی هرچه بود

بد و خوب یا زشت و زیبا گذشت

بلی عمر من روز و شب سال و ماه

بسی سخت بگذشت اما گذشت

گذشتم ز هستی که در روزگار

توان رستن از هر غمی با گذشت

ز مهر تن توبه سوز تو نیز

گذشتیم و شوق تمنا گذشت

تواند کشد دست از ناکسی

کسی کز سر جمله دنیا گذشت

ستم هرچه کردی و خواهی بکن

ز تو ما گذشتیم و از ما گذشت

ولی از تو می پرسم ای سنگدل

که از تو خدا خواهد آیا گذشت؟


برچسب‌ها: مظاهر مصفا, امیربانو کریمی, دانشگاه تهران, علی مصفا, دبیرستان دارالفنون



نوع مطلب : دکتر مظاهر مصفا شاعر معاصر، زندگینامه شاعران، خاطرات بزرگان ادب فارسی، بیوگرافی اساتید دانشگاه، زندگینامه نویسندگان، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : دکتر مظاهر مصفا، برچسب‌ها: مظاهر مصفا، امیربانو کریمی، دانشگاه تهران، علی مصفا، دبیرستان دارالفنون،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 3 مهر 1396
سروده ی درباره وطن را مدتی پیش با  سوالی درفیس بوک اینکه وطن چیست یا مفاهیم وطن را هریک ازدوستان بنویسند به صورت شعر "طرح کردم.بعضی ازدوستان نوشتند ومن هم به صورت بداهه گفتم ،سپس درهمان صفحه  اصلاح کردم.البته میدانیم که سروده های فراوانی برای وطن گفته اند مثل این شعر :"
   وطن یعنی سرای ترك با پارس / وطن یعنی خلیج تا ابد فارس
   ازعلیرضا شجاعپور که سروده ی با احساس وعاطفه قوی میباشد.
    گاه نیز ما مصادیق وطن ووطن دوستی راجای وطن به کارمیبریم.اما تاسف
اینجا بود که تنها دو یا سه نفر لایک کردند ویک نفر کامنت گذاشت.اما اگر از این خزعبلات
روزمره که  فیسبوک را پر کرده میبود  هزار نفر بازدید میکرد .جای افسوس است که وطن دوستی دیگر جلایی ندارد .مثلا اگر میگفتم همه کاربران یک عکس از خودشان بگذارند.عکسهای رمانتیک وغیر رمانتیک فراوان گذاشته میشد.
واین سروده من برای مصادیق وطن ووطن دوستی


وطن یعنی معلم چون گذشتی/ یگانه عاشقی درخودگذشتی
محمدباعلی درنام اوهست    /امین است ومحبت رام اوهست
وطن یعنی مصفا  و کریمی      /دویار عاشق وچون جان صمیمی
وطن یعنی جلیل، محمود عابد   /ودیگر ماهیار  آن مرد زاهد
وطن یعنی شفیعی رودکی طبع  /گرفته عالمی را شهرتش سبع
وطن یعنی سیامک گرعرب هست/ ولی تا تاروپودش برادب هست
مرا مهر عرب در دل بسی هست/مگرچون اوبه گیتا هم کسی هست؟
وطن یعنی بدایت تا نهایت   /ستایش از وطن بی حد وغایت
وطن یعنی بلند هدروچ تالش / که باشد مر مرا چون چار بالش
مرا با زادگاهم هست مستی /که کردآنجا پدر بدرود هستی
وطن یعنی نگاه مهربانی /   به خاک بومگاهت جاودانی
وطن یعنی همه غیرت همه درد/علی اصغر که عمری عاشقی کرد
حلب با اصل وفصلش کرده پیوند/که او ازشیرعرفان جان آکند
احمدرضانظری چروده
هدروچ مقلوب چروده ،زادگاهم  است.در سروده ای دیگر گفته ام هدروچ، مقلوب احساس من.
بیت 4.سبع عالم راگرفته یعنی هفت اقلیم را شهرتش فراگرفته است.
مستی یعنی غروروتفاخر
                                                                                                                                                                                           




نوع مطلب : دکترجلیل تجلیل، دکتر عباس ماهیار، دکتر محمود عابدی، دکتر سیامک عرب استاد فقید دانشگاه خوارزمی، دکتراحمدرضانظری چروده، دکتر مظاهر مصفا شاعر معاصر، زندگی علی اصغر حلبی، دکتر محمد علی گذشتی زبان و ادبیات فارسی، دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، اشعار اجتماعی، اشعار حماسی، نمایش شعر، 
برچسب ها : وطن سروده ای ازاحمدرضانظری چروده، دکترگذشتی، دکترمصفا وبانو کریمی، دکترشفیعی کدکنی، دکترجلیل تجلیل، دکترمحمود عابدی، دکترعباس ماهیار،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 4 تیر 1395

نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٠

مظاهر مصفا شاعر، ادیب، مولف، مصحح، محقق، مدرس، سعدی شناس، پژوهشگر و نویسنده ایرانی به سال 1311 هجری شمسی در تفرش چشم به جهان گشود.

او هنوز نوزاد بود که خانواده اش به قم رفتند.

او تحصیلات خود را در قم به انجام رساند. سال آخر دبیرستان را به تهران رفت و دیپلم را از مدرسه دارالفنون گرفت. می خواست نقاشی را در دانشکده هنرهای زیبا پی گیری کند ولی رشته زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تهران دنبال کرد.

از استادان او می توان به دکتر محمد معین، بدیع الزمان فروزانفر، دکتر حسن خطیبی، دکتر بهمنیار، دکتر ذبیح الله صفا و استاد جلال همایی اشاره داشت.

پایان نامه دکتری او سیر تحول قصیده در شعر فارسی بود. در این زمان فروزانفر سبک شناسی تدریس می کرد و کتاب سبک شناسی بهار را درس می داد و از اول تا آخر هم سبک شناسی بهار را رد می کرد.

مصفا گفت: استاد شما که این را قبول ندارید یک جزوه ای چیزی بگویید ما بنویسیم و یادداشت کنیم.

فروزانفر قهر کردند و رفت ولی بچه ها رفتند و او را بازگرداندند.

فروزانفر روزی دیگر به مصفا گفت: شعری بخوان.

مصفا نیز شعری در مدح دکتر محمد مصدق خواند.

فروزانفر گفت: چه کسی به تو اجازه داده است برای مصدق شعر بگویی؟

مصفا پاسخ داد: شعر خود شما را برای مصدق در رادیو شنیدم.

آری روزی که شاه رفته بود استاد فروزانفر شعری برای مصدق سرود:

ای مصدق هزار مردی تو / با دد و دیو در نبردی تو

ای مصدق تو را ثنا خوانم / گرچه بر همزن سنا دانم

بعد که شاه بازگشت و دولت مصدق سقوط کرد، فروزانفر نیز مغضوب شد.

مصفا شعری در هجو فروزانفر و تلون مزاج او سرود. این شعر به گوش بدیع الزمان فروزانفررسید و اختلاف ها بالا گرفت.





ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه هنرمندان، بیوگرافی اساتید دانشگاه، دکتر مظاهر مصفا شاعر معاصر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 آبان 1394





موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ادبیات ایران وگیلان وتالش
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic