نازنوروز مهرگانی
اعتلای زبان وادبیات میهن عزیزم وپاسداشت بزرگان ادبی وعلمی این مملکت ،نیز همه پژوهشگران ادبیات در ایران و دنیا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ ازهمه کسانی که درعرصه ادبیات کشور فعال وصاحب نظر میباشند استقبال می کند ،همچنانکه به سالکان مبتدی این حوزه با احترام می نگرد و درخواست آنان را اجابت می نماید .گیلان پژوهان ومخصوصا تالش پژوهان وگویشوران تالشی در وبلاگ من سهم عمده ای دارند واین وبلاگ پژوهشهای آنان را ارج می گذاردوسعی درمعرفی آنان دارد.موسیقی سنتی نیز میتواند در حوزه کار ما باشد .صاحب این وبلاگ به صورت مستقیم وغیر مستقیم با دانشجویان زبان وادبیات فار سی وسایر رشته ها در ارتباط است و بدین جهت بعضی از پست ها رابه درخواست آنان دروبلاگ می آورم .به همین مناسبت سطح علمی مطالب میتواند نوسان داشته باشد.گاه به شکل تخصصی وگاه به صورت عام وهمه فهم. توفیق روز افزون برای همه .

مدیر وبلاگ :دکتراحمدرضا نظری چروده
مطالب اخیر
نظرسنجی
به کدامیک از موضوعات زیر بیشتر علاقه مند هستید؟




باز این چه شورش است که در خلق عالم است

دوستان عزیز بر روی تصویر خطاطی شده درذیل  به شرح حال محتشم دسترسی پیدا میکنید نظری

 
محتشم کاشانی
 

باز این چه شورش است که در خلق عالم است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

باز این چه رستخیز عظیم است کز زمین

بی نفخ صور خاسته تا عرش اعظم است

این صبح تیره باز دمید از کجا کزو

کار جهان و خلق جهان جمله در هم است

گویا طلوع می‌کند از مغرب آفتاب

کاشوب در تمامی ذرات عالم است

گر خوانمش قیامت دنیا بعید نیست

این رستخیز عام که نامش محرم است

در بارگاه قدس که جای ملال نیست

سرهای قدسیان همه بر زانوی غم است

جن و ملک بر آدمیان نوحه می‌کنند

گویا عزای اشرف اولاد آدم است

خورشید آسمان و زمین نور مشرقین //پروردهٔ کنار رسول خدا حسین

کشتی شکست خوردهٔ طوفان کربلا

در خاک و خون طپیده میدان کربلا

گر چشم روزگار بر او زار می‌گریست

خون می‌گذشت از سر ایوان کربلا

نگرفت دست دهر گلابی به غیر اشک

زآن گل که شد شکفته به بستان کربلا

از آب هم مضایقه کردند کوفیان

خوش داشتند حرمت مهمان کربلا

بودند دیو و دد همه سیراب و می‌مکید

خاتم ز قحط آب سلیمان کربلا

زان تشنگان هنوز به عیوق می‌رسد

فریاد العطش ز بیابان کربلا

آه از دمی که لشگر اعدا نکرد شرم

کردند رو به خیمهٔ سلطان کربلا

آن دم فلک بر آتش غیرت سپند شد//کز خوف خصم در حرم افغان بلند شد

کاش آن زمان سرادق گردون نگون شدی

وین خرگه بلند ستون بی‌ستون شدی

کاش آن زمان درآمدی از کوه تا به کوه

سیل سیه که روی زمین قیرگون شدی

کاش آن زمان ز آه جهان سوز اهل بیت

یک شعلهٔ برق خرمن گردون دون شدی

کاش آن زمان که این حرکت کرد آسمان

سیماب‌وار گوی زمین بی‌سکون شدی

کاش آن زمان که پیکر او شد درون خاک

جان جهانیان همه از تن برون شدی

کاش آن زمان که کشتی آل نبی شکست

عالم تمام غرقه دریای خون شدی

گر انتقام آن نفتادی بروز حشر

با این عمل معاملهٔ دهر چون شدی

آل نبی چو دست تظلم برآورند

ارکان عرش را به تلاطم درآورند

برخوان غم چو عالمیان را صلا زدند

اول صلا به سلسلهٔ انبیا زدند

نوبت به اولیا چو رسید آسمان طپید

زان ضربتی که بر سر شیر خدا زدند

آن در که جبرئیل امین بود خادمش

اهل ستم به پهلوی خیرالنسا زدند

پس آتشی ز اخگر الماس ریزه‌ها

افروختند و در حسن مجتبی زدند

وانگه سرادقی که ملک محرمش نبود

کندند از مدینه و در کربلا زدند

وز تیشهٔ ستیزه در آن دشت کوفیان

بس نخلها ز گلشن آل عبا زدند

پس ضربتی کزان جگر مصطفی درید

بر حلق تشنهٔ خلف مرتضی زدند

اهل حرم دریده گریبان گشوده مو

فریاد بر در حرم کبریا زدند

روح‌الامین نهاده به زانو سر حجاب//تاریک شد ز دیدن آن چشم آفتاب

چون خون ز حلق تشنهٔ او بر زمین رسید

جوش از زمین بذروه عرش برین رسید

نزدیک شد که خانهٔ ایمان شود خراب

از بس شکستها که به ارکان دین رسید

نخل بلند او چو خسان بر زمین زدند

طوفان به آسمان ز غبار زمین رسید

باد آن غبار چون به مزار نبی رساند

گرد از مدینه بر فلک هفتمین رسید

یکباره جامه در خم گردون به نیل زد

چون این خبر به عیسی گردون نشین رسید

پر شد فلک ز غلغله چون نوبت خروش

از انبیا به حضرت روح‌الامین رسید

کرد این خیال وهم غلط کار، کان غبار

تا دامن جلال جهان آفرین رسید

هست از ملال گرچه بری ذات ذوالجلال/او در دلست و هیچ دلی نیست بی‌ملال

ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند

یک باره بر جریدهٔ رحمت قلم زنند

ترسم کزین گناه شفیعان روز حشر

دارند شرم کز گنه خلق دم زنند

دست عتاب حق به در آید ز آستین

چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند

آه از دمی که با کفن خونچکان ز خاک

آل علی چو شعلهٔ آتش علم زنند

فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت

گلگون کفن به عرصهٔ محشر قدم زنند

جمعی که زد بهم صفشان شور کربلا

در حشر صف زنان صف محشر بهم زنند

از صاحب حرم چه توقع کنند باز

آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند

پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل //شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل

روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار

خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار

موجی به جنبش آمد و برخاست کوه کوه

ابری به بارش آمد و بگریست زار زار

گفتی تمام زلزله شد خاک مطمئن

گفتی فتاد از حرکت چرخ بی‌قرار

عرش آن زمان به لرزه درآمد که چرخ پیر

افتاد در گمان که قیامت شد آشکار

آن خیمه‌ای که گیسوی حورش طناب بود

شد سرنگون ز باد مخالف حباب وار

جمعی که پاس محملشان داشت جبرئیل

گشتند بی‌عماری و محمل شتر سوار

با آن که سر زد آن عمل از امت نبی

روح‌الامین ز روح نبی گشت شرمسار

وانگه ز کوفه خیل الم رو به شام کرد//نوعی که عقل گفت قیامت قیام کرد

بر حربگاه چون ره آن کاروان فتاد

شور و نشور و واهمه را در گمان فتاد

هم بانگ نوحه غلغله در شش جهت فکند

هم گریه بر ملایک هفت آسمان فتاد

هرجا که بود آهوئی از دشت پا کشید

هرجا که بود طایری از آشیان فتاد

شد وحشتی که شور قیامت ز یاد رفت

چون چشم اهل بیت بر آن کشتگان فتاد

هرچند بر تن شهدا چشم کار کرد

بر زخمهای کاری تیغ و سنان فتاد

ناگاه چشم دختر زهرا در آن میان

بر پیکر شریف امام زمان فتاد

بی‌اختیار نعرهٔ هذا حسین او

سر زد چنانکه آتش از او در جهان فتاد

پس با زبان پر گله آن بضعةالرسول//رو در مدینه کرد که یا ایهاالرسول

این کشتهٔ فتاده به هامون حسین توست

وین صید دست و پا زده در خون حسین توست

این نخل تر کز آتش جان سوز تشنگی

دود از زمین رسانده به گردون حسین توست

این ماهی فتاده به دریای خون که هست

زخم از ستاره بر تنش افزون حسین توست

این غرقه محیط شهادت که روی دشت

از موج خون او شده گلگون حسین توست

این خشک لب فتاده دور از لب فرات

کز خون او زمین شده جیحون حسین توست

این شاه کم سپاه که با خیل اشگ و آه

خرگاه زین جهان زده بیرون حسین توست

این قالب طپان که چنین مانده بر زمین

شاه شهید ناشده مدفون حسین توست

چون روی در بقیع به زهرا خطاب کرد//وحش زمین و مرغ هوا را کباب کرد

کای مونس شکسته دلان حال ما ببین

ما را غریب و بی‌کس و بی‌آشنا ببین

اولاد خویش را که شفیعان محشرند

در ورطهٔ عقوبت اهل جفا ببین

در خلد بر حجاب دو کون آستین فشان

واندر جهان مصیبت ما بر ملا ببین

نی نی ورا چو ابر خروشان به کربلا

طغیان سیل فتنه و موج بلا ببین

تنهای کشتگان همه در خاک و خون نگر

سرهای سروران همه بر نیزه‌ها ببین

آن سر که بود بر سر دوش نبی مدام

یک نیزه‌اش ز دوش مخالف جدا ببین

آن تن که بود پرورشش در کنار تو

غلطان به خاک معرکهٔ کربلا ببین

یا بضعةالرسول ز ابن زیاد داد//کو خاک اهل بیت رسالت به باد داد

خاموش محتشم که دل سنگ آب شد

بنیاد صبر و خانهٔ طاقت خراب شد

خاموش محتشم که از این حرف سوزناک

مرغ هوا و ماهی دریا کباب شد

خاموش محتشم که از این شعر خونچکان

در دیده اشگ مستمعان خون ناب شد

خاموش محتشم که از این نظم گریه‌خیز

روی زمین به اشگ جگرگون کباب شد

خاموش محتشم که فلک بس که خون گریست

دریا هزار مرتبه گلگون حباب شد

خاموش محتشم که بسوز تو آفتاب

از آه سرد ماتمیان ماهتاب شد

خاموش محتشم که ز ذکر غم حسین

جبریل را ز روی پیمبر حجاب شد

تا چرخ سفله بود خطائی چنین نکرد//بر هیچ آفریده جفائی چنین نکرد

ای چرخ غافلی که چه بیداد کرده‌ای

وز کین چها درین ستم آباد کرده‌ای

بر طعنت این بس است که با عترت رسول

بیداد کرده خصم و تو امداد کرده‌ای

ای زادهٔ زیاد نکرده‌ست هیچ گه

نمرود این عمل که تو شداد کرده‌ای

کام یزید داده‌ای از کشتن حسین

بنگر که را به قتل که دلشاد کرده‌ای

بهر خسی که بار درخت شقاوتست

در باغ دین چه با گل و شمشاد کرده‌ای

با دشمنان دین نتوان کرد آن چه تو

با مصطفی و حیدر و اولاد کرده‌ای

حلقی که سوده لعل لب خود نبی بر آن

آزرده‌اش به خنجر بیداد کرده‌ای

ترسم تو را دمی که به محشر برآورند//از آتش تو دود به محشر درآورند





نوع مطلب : اشعار عاشورائی، محتشم کاشانی، 
برچسب ها : باز این چه شورش است که در خلق عالم است.به مناسبت شهادت سالار شهیدان امام حسین(ع))، روزی که شد به نیزه سر آن بزرگوار//خورشید سر برهنه برآمد ز کوهسار،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 2 آبان 1394
نشریة ادبیات پایداری دانشكدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید باهنر كرمان سال سوم، شمار ة پنجم، پاییز 1390 سال سوم، شمارة ششم، بهار 1391 ∗

تصویرهای ادبی در شعر عاشورایی معاصر (علمی- پژوهشی) دكتر محمود فضیلت دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تهران شیدا اسكندری كارشناس ارشد زبان و ادبیات فارسی

چكیده

حادثــة عاشــورا در طــول تــاریخ ، الهــام بخــش شــاعران بــوده اســت . در دور ة معاصـر نیـز شـاعران از عاشـورا سـخن گفتـه انـد و تـصویرهای ادبـی شـاعران معاصـر از زمـــان ، مكـــان و حـــوادث عاشـــورا اثـــر پذیرفتـــه اســـت .در ایـــن مقالـــه، شـــعر عاشــورایی معاصــر از نظــر شــكل و محتــوای تــصویر بررســی مــی شــود و چــون در زمینـه صـور خیـال شـعر عاشـورایی معاصـر، اثـر مـستقلی دیـده نـشده، مـی تـوان ایـن گفتار را در راستای نقد و بررسی تصویرهای ادبی در شعر فارسی دانست . در ایـن مقالـه ، نخـست بــه معرفـی و تحلیــل تـصویر و انــواع آن و اثــر گــذاری عاشــورا از آغــاز شــعر دری تــاكنون اشــاره مــی شــود و ســپس بــه تــصویرهای ادبــی در شعر عاشورایی معاصر و نتیجة مقاله می پردازیم . واژگان كلیدی: عاشورا ، امام حسین ) ع( ، شعر معاصر و تصویر ادبی. ∗ تاریخ دریافت مقاله: /1389 30/4 تاریخ پذیرش نهایی مقاله: /1390 12/ 22 نشانی پست الكترونیك نویسنده: fazilat@ut.ac.ir 318 / تصویرهای ادبی در شعر ...

مقدمه

شـعر عاشـورایی، شـعری بـا مـضمونی در رابطـه بـا حادثـ ة عاشـورا در قالـب ادبـ ،ی یعنـی بـا ویژگـی هـای فراهنجـار نـسبت بـه زبـان معیاراسـت و در سـروده هـای بـسیاری از شــاعران معاصــر بــه چــشم مــی خــورد .در ایــن گفتــار ، بــا شــرح و بررســی شــیوه هــا و شـگردهای تـصویر آفرینـی(تـشبیه، اسـتعاره، تمثیـل، تـشخیص ، اغـراق ، حـس آمیـزی ، كنایــه ...) و شــرح و تفــسیر آنهــا ، مــیكوشــیم تــا اندیــشه و قــدرت خلاقیــت شــاعران معاصــر را در ایجــاد تــصویر هــای ادبــی بررســی كنــیم تــا ویژگــی هــای ســاختاری تــصویرهای ادبــی ایــن بخــش از شــعر معاصــر ، نقــد و بررســی و شــناخته شــود امــا بــه پیشزمینههای تصویری و مضمونی نیز اشاره می شود . بـا آنكـه شـعر عاشـورایی ، حجـم قابـل تـوجهی از سـر وده هـای شـاعران را تـشكیل مـیدهـد، برخـی از پژوهـشگران صـرفاً بـه گـردآوری آن پرداختـه انـد و نقـد و بررسـی بلاغــی،زیبــایی شــناختی و تــصویری و بــه طــور كلــی تحلیــل هــای آكادمیــك در ایــن زمینــه، امــری اغلــب نوظهــور اســت. حادثــة عاشــورا كــه در جــوهر و محتــوا و نیــز در كیفیــت رویــداد، پدیــده ای شــگفت و شــگرف اســت ، بیــان تــصویری متناســب بــا خــود را مــیطلبــد و از ایــن روی، مــیتــوان گفــت كــه كــاربرد تــصویر ادبــی در پــردازش تـصویر عاشـورایی كـه خـود در قیـاس بـا دیگـر رویـداد هـای تـاریخی و مـصاف نـابرابر در صـــحنة نبـــرد، حادثـــهای فراعـــادت و هنجارشـــكن بـــه شـــمار مـــی رود، شـــگفتی و اعجــاب انگیــزی ایــن رویــداد را در ســاحتی ادیبانــه بــه نمــایش خواهــد گذاشــت و بــا آنكــه ظــرف بیــان و اقتــضای حــال و موقعیــت ارتبــاطی شــاعر بــا مخاطــب ، در شــعر عاشــورایی، تــصویر پــردازی گــسترده را از شــاعر ســلب مــی كنــد، رویــدادی تــاریخی راكه در جوهرخود ،تصویری و الهام بخش است،به نمایش می گذارد . اثرگذاری عاشورا بر شاعران واقعــة عاشــورا، از دیــر بــاز در شــعر و نثــر فارســی اثــر گذاشــته اســت . در آثــاری چــون تــاریخ بیهقــی ،شــعر كــسایی ، ســنایی ، عطــار ، مولــوی، ابــن یمــین و محمــد خوســفی، رگــههــایی از شــعر عاشــورایی دیــده مــی شــود . ســنایی غزنــوی در حدیقــه الحقیقه چنین سروده است : نشریة ادبیات پایداری/ 319 پسر مرتضی امیر حسین كه چنویی نبود در كونین (رك : احمدی بیرجندی ، 19 :1378)

قوامی رازی نیز گفته است : آن تشنگان آل محمد اسیروار بر دشت كربلا به بلا گشته مبتلا (همان:23)

در مصیبت نامة عطار نیشابوری نیز بیت های زیر دیده می شود : كیسـت حق را و پـیـمبـر را ولی؟ آن حسن سیرت ، حسین بن علی آن چنان سر ، خود كه برّد بی دریغ كافتـاب از درد آن شـد زیر میغ (همان: 27 )

و خواجوی كرمانی چنین سروده است : اقرار كرده حرّ یزیدش به بندگی خط باز داده روح امینش به چاكری (همان: )32

تشبیه در شعر عاشورایی معاصر

تــشبیه از شــیوه هــای بیــان اســت و آن ، " ماننــد كــردن بــر بنیــاد و پیونــدی كــه بــه پنــدار شــاعرانه ، در میانــه آن دو مــی تــوان یافــت " (كــزازی ، 40 ( : 1370 و شــاید بتــوان آن را از ساده ترین مباحث علم بیان دانست . ارزش بلاغی تشبیه تـشبیه، امكانــات گـسترده ای بـرای كـشف و ارتبـاط اجــزا و اركــان تـصویر پویــا و اثــر گــذار، میــان انــسان و طبیعــت زنــده و بــی جــان ا یجــاد مــی كنــد . شــاعر در تــشبیه، مـیكوشـد تـا مفهـوم مباینـت و غیریـت دو چیـز را از ذهـن مخاطـب بزدایـد و بـر قـدرت القــایی تــصویر بیفزایــد . تــشبیهی كــه وجــه شــبه پنــداری نــو و بــدیع داشــته باشــد ، ارزش هنــری بــسیار دارد امــا "وجــه شــبه تكــراری ، از ارزش هنــری تهــی اســت . وجــه شــبه (مانروی) را بنیادی ترین پایة تشبیه دانسته اند"(داد، 134 :1385 ).

تشبیه در شعر عاشورایی معاصر طبقه بندی گسترده ای دارد . به شرح زیر : 320 / تصویرهای ادبی در شعر .

.. تشبیه به اعتبار طرفین تـشبیه حـسی بـه حـسی :

گونـه ای از تـشبیه اسـت كـه در آن مـشبه و مـشبه بـه ، هـر دو حسی هستند .در بیت زیر از فواد كرمانی، این نوع از تشبیه به چشم می خورد :

نه همین روی تو در خواب چراغ دل ماست

هر شبم نور تو شمعی است كه بر بالین است

پیكرت مظهر آیات شد ار ناوك تیر

بدنت مصحف و سیمای تو چون یاسین است (احمدی بیرجندی ، 108 : 1378 )

در بیـت اول، چهـرة امـام را بـه چـراغ ، و نـور ایـشان را بـه شـمع ماننـد كـرده اسـت ؛ در مــصرع دوم بیــت دوم ، بــدن امــام ، بــه مــصحف و ســیمای ایــشان ، بــه ســورة یاســین مانند شده است .

تشبیه عقلی به حسی

ایــن نــوع تــشبیه ، از آنجــا كــه عقلــی را بــه حــسی ماننــد مــی كنــد ، تــصویرهایش بیشتر قابل درك هستند .در این بیت از ابوالقاسم حالت:

رفتار او دو دست هوس را چو دستبند

گفتار او دو چشم خرد را چو توتیاست (همان: 217 )

شـاعر، رفتـار امـام حـسین را بـه دسـتبندی بـرای هـوسهـای نفـسانی ماننـد مـیكنـد. یا در این بیت از سهیل محمودی :

صفای لحظه های ماه در تاریكی شب ها

فروغی از تبسم های آرام و رهای توست 47( :1383 ، بختیاری)

زیبــایی لحظــه هــایی كــه مــاه در شــب هــای تاریــك مــی درخــشد ، بــه روشــنایی خنــده هــای متــین امــام تــشبیه شــده اســت .

از مــشبه بــه عقلــی ، وجــه شــبه روشــن و صـریحی اخـذ نمـی شـود . بـا ایـن همـه ، ایـن نـوع ، ماننـد دیگـر انـواع تـشبیه ، در شـعر عاشورایی دیده می شود :

چون عمر گل این نشاط كوتاه

تیر آمد و مشك بر درید آه (موسوی گرمارودی ، 128 :1363 )

شــاعر در مــصراع اول ، نــشاط را از جهــت زودگــذری ، بــه عمــر گــل ماننــد كــرده است (معصومی ، 236 : 1366)

یا در این بیت مشفق كاشانی :

گویی ستم سرشت تو و جور طینت است

بهر خسی كه بار درخت شقاوت است ا( نوری و دیگران، 206 :1373 )

شاعر در سرشت، فلك را به ستم و طینت آن را به جور مانند كرده است .

تشبیه مفرد :

تصور و تصویر یك هیأت و یك چیز است . سلمان هراتی :

زان دست كه چون پرنده بی تاب افتاد

بر سطح كرخت آب ها تاب افتاد ( 152 :1383، بختیاری)

شـاعر بـا تـشبیه مفـرد ، تـصویری از دسـت مبـارك حـضرت عبـاس در روز عاشـورا ارائه می دهد .

تــشبیه مركــب ،

تــصویری اســت ذهنــی كــه چنــد چیــز در بــه وجــود آوردن آن ، همزمان نقش داشته باشند.در این بیت از قاسم رسا :

ناموس خدا ، زینب در ظلمت شب گویی

شــــــمعی اســــــت كــــــه در گــــــرد او جمعند پریشان ها ا( حمدی بیرجندی ، 199 :1378 )

حـضور زینـب (س) در تـاریكی شـب، بـا تـشبیه مركـب، بـه شـمعی كـه پریـشان هـا گرد او جمعند ، مانند شده است .

تــشبیه مطلــق:

در ایــن تــشبیه، قیــد و شــرطی وجــود نــدارد و ادات ذكــر مــی شــود . استاد همایی گفته است :

با پیكر خمیده عیان گشت در سپهر

شكل هلال چون رقم حرف حا و نون (همان: 207 )

شكل هلال محرم، از جهت خمیدگی، به دو حرف ح و ن تشبیه شدهاست .

تـشبیه تفـضیل:

نخـست، مـشبه را بـه چیـزی تـشبیه دهنـد و سـپس ، مـشبه را بـر مـشبه بـه تـرجیح مـیدهنـد. در شـعر عاشـورایی، شـاعر صـراحتاً از گفتـة خـود عـدول نمـیكنـد بلكـه از مفهـوم بیـت، بـه تـشبیه تفـضیلی پــی بـرده مـی شـود؛ بنــابراین، فهـم آن نیـاز بـه تأمل دارد .قاسم رسا می گوید :

.. صبر زینب ز شكیبایی ایوب گذشت

حیرت نوح ز طوفان حسین است امروز ا( حمدی بیرجندی ، 198 :1378 )

در مــصرع اول، صــبر زینــب بــه صــبر ایــ وب تــشبیه گردیــده و از آن بیــشتر دانــسته شـده و در مـصراع دوم، حادثـة كـربلا بـه طوفـان نـوح تـشبیه و بـر آن تـرجیح داده شـده است .

او در بیت دیگری چنین سروده است : بانویی كاندر حریم عفت و شرم و وقار

مریم پاكیزه دامن حاجب و دربان اوست (همان: 202 )

زینب به مریم مقدس، تشبیه و بر او ترجیح داده شده است .

تشبیه جمع :

بـرای یـك مـشبه ، چنـد مـشبه بـه مـی آورنـد و چنـد وجـه شـبه ، در یـك مشبه جمع می شوند . شـاعر، قهرمـان شـعر عاشـورایی، یعنـی امـام حـسین و یـاران او را در بیـت هـای زیـر بــرای چنــدین مــشبه بــه آورده اســت . تــشبیه جمــع در ایــن نــوع شــعر ، بــسامد بــالایی دارد :

من رقیه دختر ناكام شاه كربلایم

بلبل شیرین زبان گلشن آل عبایم

میوه باغ رسولم ، پاره قلب بتولم

دست پرورد حسینم ، نور چشم مصطفایم

كعبه صاحبدلانم ، قبله اهل نیازم

مستمندان را پناهم ، دردمندان را دوایم

من یتیمم من اسیرم ، كودكی شوریده حالم

طایری بشكسته بالم ، رهروی آزرده پایم

زهرة ایوان عصمت ، میوة بستان رحمت

منبع فیض و عنایت ، مطلع نور خدایم (قاسم رسا، به نقل از احمدی بیرجندی، 201 :1378 )

نشریة ادبیات پایداری/ 323

رقیــه بــه بلبــل شــیرین میــو ة بــاغ رســول و كعبــ ة صــاحب دلان و قبلــ ة اهــل نیــاز و دوای دردمنــدان و طــایر بشكــسته بــال و زهــر ة ایــوان عــصمت و میــوه بــستان رحمــت ... مانند شده است .

تشبیه تسویه:

چند مشبه با یك مشبه به ذكر می شود.در این بیت قاآنی :

از زینت زنان چه به جا مانده بد؟ دو چیز

طوق ستم به گردن و خلخال غم به پا 81( :1383 ،بختیاری)

طوق ستم و خلخال غم، مشبه و زینت زنان، مشبه به است .

تــشبیه ملفــوف :

در ایــن تــشبیه ، مــشبه (حــداقل دو تــا ) جداگانــه ذكــر مــی شــود و سپس، مشبه بـه هـا گفتـه مـی شـود . ایـن گونـه تـشبیه ، مبتنـی بـر لـف و نـشر ا سـت .در ایـن بیت :

به چشم شیعیانت اشك حسرت یادگار توست

بلی در شیشه ماند یادگار از گل گلاب اصغر ( 513 :1385 ، شهریار)

شاعر ، تو (اصغر) را به گل و اشك حسرت را به گلاب مانند كرده است .

تــشبیه مفــروق:

چنــد مــشبه و مــشبه بــه وجــود دارد و هــر مــشبه ، بــا مــشبه بــه خــود میآید . از استاد همایی : گلشنی ساخته در دشت بلاگشت كه بود غنچه اش اصغر و گل قاسم و اكبر سمنش ( 205 :1383، بختیاری)

اصغر به غنچه و قاسم به گل و اكبر به سمن مانند شده است .

تشبیه مفصل:

در آن ، وجه شبه ذكر می شود.میرزا احمد صفایی :

اهل حرم چو جمع عزا سر به جیب غم

او در میان چو شمع به رخساره اشكبار (احمدی بیرجندی، 110 :1378 )

شاعر در مصراع اول ، اهـل حـرم را بـه جمـع عـزا ماننـد مـی كنـد ، وجـه شـبه سـر بـه جیب غم فرو بردن است . در مصراع دوم نیز امام حسین به شمع مانند شده است .

. تشبیه مجمل:

تشبیهی است كه وجه شبه آن ذكر نشود .

چشم خودبین جهان دارد خدایی می شود

توتیای چشم دل كردند خاك پای تو ( 370 :1385 ، شهریار)

شـاعر بـا تـشبیه مجمـل و سـاده ، خـاك پـای امـام حــسین را مـشبه و توتیـای چـشم دل را مشبه به قرار داده است .

تــشبیه مــضمر :

ظــاهراً بــا ســاختار تــشبیه مواجــه نیــستیم ولــی مقــصود آن ، تــشبیه است.امیری فیروزكوهی :

هر كس به خاك پاك تو اشكی نثار كرد

زیـــن بـــه چـــه گـــوهری اســـت كـــه باشد سزای تو ا( حمدی بیرجندی ، 212 :1378 )

شــاعر اشــك ســوگواران شــهادت امــام حــسین ) ع( را بــا تــشبیه مــضمر ، بــه گــوهر مانند كرده است .

یادر این بیت امین پور :

ندانم كار دیگرگون چرا بود

ز شرح وصف ما بیرون چرا بود

گل سرخ ار ز بی آبی شود زرد

رخ او در عطش گلگون چرا بود 81( :1383 ، بختیاری)

شاعر رخ امام حسین ) ع( را با تشبیه مضمر، به گل سرخ مانند كرده است . یا در این بیت فواد كرمانی :

دشمنت كشت ولی نور تو خاموش نشد

آری آن نور كه فانی نشود نور خداست (همان : )64

شـاعر نـور امـام را بـا تـشبیه مـضمر ، از جهـت فــانی نــشدن آن، بـه نــور خــدا ماننــد كرده است . یادر این بیت گرمارودی :

تنـهـا نـه فـتاد بـو فـضـایـل

شد كـفة كـائنـات مـایـل

هم بـرج زمـانـه بـی قـمر شـد

هم خصلت عشق بی پدر شد

حق ، ساقی خویش را فرا خواند

بر كام زمـانـه تـشنگی ماند (همان: 169 )

نشریة ادبیات پایداری/ 325

شــاعر بــا تــشبیه مــضمر ، حــضرت ابوالفــضل ) ع( را بــه تربیــت كفــ ة كائنــات، قمــر، پدر عشق و ساقی حق مانند میكند . استعاره

جــاحظ در كتــ اب "البیــان و التبیــین " 1، ، ص 153 مــی گویــد «: اســتعاره، نامیــدن چیـزی اسـت بـه نـامی جـز نـام اصـلی اش، هنگـامی كـه جـای آن چیـز را گرفتـه باشـد » . منظــور جــاحظ ایــن اســت كــه واژه ای كــه اســتعاره واقــع شــده اســت، در مــتن ادبــی معنــایی متفــاوت از حالــت عــادی (زبــانی) دارد . از دیــدگاهی «: اســتعاره ایــن اســت كــه واژهای در هنگـام وضـع ، لغـت اصـلی شـناخته شـده ، بـر شـواهدی دلالـت كنـد كـه بـه هنگـام وضـع، بـدان معنـی اطـلاق مـی شـد . شـاعر، ایـن واژه را در غیـر آن معنـی اصـلی هبـ كـار گیـرد انتقـالی بـه مثابـه عاریـت اسـت (» . جرجـانی، 17 : 1374).

در واقـع اسـتعاره ، مجاز بـا علاقـه مـشا بهت اسـت و عبـارت ا سـت از ادعـای دخـول مـشبه در جـنس مـشبه بـه و اینكـه مـشبه، فـردی اسـت از افـراد مـشبه بـه (زریـن كـوب، 67 ( :1347

اسـتعاره، ابتـدا در ذهــن بــه صــورت تــشبیه پدیــد مــی آیــد و ســپس ، شــاعر بــه حــذف ادات تــشبیه وتلخیص آن می پردازد . اســتعاره از دیــدگاه زیبــایی شناســی و زبــان شن اســی بررســی مــی شــود



ادامه مطلب


نوع مطلب : اشعار عاشورائی، 
برچسب ها : تصویرهای ادبی در شعر عاشورایی معاصر، استعاره، آی . آ . ریچــاردز، مجاز بـا علاقـه مـشا بهت، انواع تشبیه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 19 شهریور 1394





موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ادبیات ایران وگیلان وتالش
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic