تبلیغات
نازنوروز مهرگانی - مطالب زندگینامه هنرمندان
نازنوروز مهرگانی
اعتلای زبان وادبیات میهن عزیزم وپاسداشت بزرگان ادبی وعلمی این مملکت ،نیز همه پژوهشگران ادبیات در ایران و دنیا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ ازهمه کسانی که درعرصه ادبیات کشور فعال وصاحب نظر میباشند استقبال می کند ،همچنانکه به سالکان مبتدی این حوزه با احترام می نگرد و درخواست آنان را اجابت می نماید .گیلان پژوهان ومخصوصا تالش پژوهان وگویشوران تالشی در وبلاگ من سهم عمده ای دارند واین وبلاگ پژوهشهای آنان را ارج می گذاردوسعی درمعرفی آنان دارد.موسیقی سنتی نیز میتواند در حوزه کار ما باشد .صاحب این وبلاگ به صورت مستقیم وغیر مستقیم با دانشجویان زبان وادبیات فار سی وسایر رشته ها در ارتباط است و بدین جهت بعضی از پست ها رابه درخواست آنان دروبلاگ می آورم .به همین مناسبت سطح علمی مطالب میتواند نوسان داشته باشد.گاه به شکل تخصصی وگاه به صورت عام وهمه فهم. توفیق روز افزون برای همه .

مدیر وبلاگ :دکتراحمدرضا نظری چروده
مطالب اخیر
نظرسنجی
به کدامیک از موضوعات زیر بیشتر علاقه مند هستید؟











          
دوشنبه 15 خرداد 1396
بسیاری از شاعران و سرایندگان در طول تاریخ، نقش مهم و کلیدی را در تحریک احساسات و عواطف فرمانروایان و عموم مردم در راستای خواسته‌های خود ایفا کرده‌اند. به عنوان نمونه، شعر معروف رودکی را مثال می‌آوریم که باعث شد پادشاه معاصرش، برای سفر به سوی بخارا مصمّم گردد:

ادامه مطلب


نوع مطلب : رودکی سلطان شاعران وپدر شعر فارسی، زندگینامه شاعران، حکایت های فارسی، زندگینامه هنرمندان، اشعار تغزلی، اشعار اجتماعی، اشعار حماسی، نمایش شعر، 
برچسب ها : نقش شاعران در تاریخ، از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 27 اردیبهشت 1396

سلام
آقا اجازه!


آقا! نمی د انم چگونه آغاز کنم فقط همین می دانم هرچه  بگویم و بنویسم زیره به کرمان بردن است فقط می دانم هنوز آهنگ  درس کلاس ادبیات سال چهارم دبیرستان شهید مصطفی خمینی میمه در گوشم زمزمه می شود و این نه تنها من بلکه هر کس آن کلاس را درک کرده است می داند و باز گو می کند جناب آقای نظری نمی خواهم از واژه استاد برایتان استفاده کنم چون احساس می کنم دورمان می کند  آری واژه معلم ادبیات برایم خوش آهنگ تر است و آن حس نوستالیژیکم را بهتر به وجد می آورد اما فقط ادیبات نبود اگر یادتان باشد فلسفه منطق هم تدریس می کردید و هنوز نوشته ای که  پای نمره 20در درس فلسفه سال سوم دبرستانم نوشته اید را به یاد دارم  که نوشتید ذهن فلسفی شما را می پسندم و هنوز من به فلسفه علاقه دار م و احساس توانایی می کنم و در کنکور سراسری سال 84من نود و سه درصد ادبیات خط زدم و آن را مدیون تدریس پر جذبه شما بودم ما حق استادی و شاگردی از شما تشکر می کنیم و همیشه شما را به یاد داریم این را می توانم از طرف قاطبه دانش آموزان آن سال ها بگویم
هرچند بی ادبی است می خواهم با آن ذوق سرشار ادبی خویش برایم بنویسی و من این شعر را که زمانی در دانشگاه بودم درپایان جواب نامه ای که برایم نوشته بودی و هنوز آن دستخط رادارم تقدیم می کنم

حال خونین دلان که گوید باز
و از فلک خون خم که جوید باز
شرمش از چشم می پرستان باد
نرگس مست اگر بروید باز
جز فلاطون خم نشین شراب
سر حکمت به ما که گوید باز
هر که چون لاله کاسه گردان شد
زین جفا رخ به خون بشوید باز
نگشاید دلم چو غنچه اگر
ساغری از لبش نبوید باز
بس که در پرده چنگ گفت سخن
ببرش موی تا نموید باز
گرد بیت الحرام خم حافظ
گر نمیرد به سر بپوید باز



برایت موفقیت را آرزو دارم
شاگرد شما
ابراهیم محمدی- سال چهارم دبیرستان شهید مصطفی خمینی میمه

این نامه را ابراهیم محمدی مدرس دانشگاه وکارشناس ارشد فلسفه
ودانشجوی دکتری در5سال پیش برام فرستاده بود وسخن از24 سال پیش است که من دبیر درایلام شهرمیمه بودم.ونوشته درعنوان نامه

ابراهیم محمدی شاگرد سال های نه چندان دور شما در دبیرستان شهید مصطفی خمینی شهر میمه




نوع مطلب : خاطرات بزرگان ادب فارسی، بیوگرافی اساتید دانشگاه، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : ابراهیم محمدی شاگرد سال های نه چندان دور شما در دبیرستان شهید مصطفی خمینی شهر میمه،
لینک های مرتبط : میمه (بخش سراب میمه استان ایلام)،
          
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396
حاشیه‌های مخالفت با صداسازی
عزیز قاسم‌زاده . خواننده

داستان صداسازی از مسائلی است که در این سال‌ها با مخالفت‌های پی‌درپی کسانی مواجه شده که اغلب درکی ناصحیح از این مقوله دارند. تصور مخالفان بر مفروضاتی چند استوار است: ١- در این کلاس‌ها بی‌صدا‌ها صاحب صدا می‌شوند. ٢- جوهره‌ها و رنگ‌های ضعیف صورتی دیگرگون می‌گیرند و خوش‌آب‌ورنگ می‌شوند ٣- در این کلاس‌ها صدا می‌خرند. هیچ‌کدام از مفروضات صورت حقیقی داستان صدا‌سازی نیست. داستان درافتادن پاره‌ای از دوستان با نفس این مقوله یادآور درافتادن با مقوله علم به‌جای عالم است. داستان مخالفت عده‌ای با صداسازی هم کم‌وبیش از این سنخ است. موافقت و مخالفت با هر پدیده‌ای به یک پیش‌فرض متقن و محکم بسته است و آن آگاهی‌داشتن دقیق و عمیق از مقوله مورد وفاق یا ردشده است. متأسفانه در بسیاری از موارد در این سال‌ها اغلب آنچه درباره صداسازی دیده‌ایم و خوانده‌ایم، نظرهای مبتنی‌بر پیش‌فرض‌های ساختگی گوینده یا نویسندگانی بوده که در این خصوص کمترین آگاهی لازم را ندارند اما درعوض بیشترین مخالفت‌ها را با آن ورزیده‌اند. البته نکته‌ای را باید در اینجا لحاظ کرد که اگر کسی صلاحیت آموزش این متدها را نداشته باشد بحث ناقد باید معطوف به فرد معلم و مدرس باشد نه‌اینکه به ساحت علم حمله‌ور شود. واقعیت این است که اولین و مهم‌ترین مرجع این مقوله در ٢٠سال اخیر در ایران حمیدرضا نوربخش بوده است. چند دوره آموزش ردیف به هنرجویان پس از مشاهده خروجی‌هایی که با وجود دانستن ردیف و یادگیری فرم آوازخوانی اشکالاتی در لحن و توانایی اجرا داشتند، موجب شد ایشان با خلق متدهایی معین و منظم و سلسله‌وار به تبیین این مقوله بپردازند. ایشان با تفکیک دو مقوله آموزش‌وپرورش، مبحث صداسازی را در حیطه پرورش صدا و پیش‌نیاز هنرجویان آواز معرفی کردند. موسیقی ‌سازی و آوازی در مقوله انتقال به هنرجو از دوره قاجار به این‌سو دو تجربه متفاوت را از سر گذرانده است. یک هنرجوی ساز ابتدا در محضر استاد، طریقه ساز دردست‌گرفتن، مضراب‌ها، انگشت‌گذاری و مسائل تکنیکی هنر نوازندگی را یاد می‌گرفت و آن‌گاه به فراگیری ردیف می‌پرداخت. یعنی هیچ هنرجویی روز اول ردیف یا قطعه را فرانمی‌گرفت اما در آواز این مقوله نبود. فرض بر این بود که باید به هنرجوی آواز از همان لحظه اول آموزش ردیف داد. گرچه اغلب کسانی که در گذشته آواز می‌خواندند به صورت غریزی و غیرسیستماتیک تمرین‌هایی داشتند که موجب رفع نقاط ضعف صدا می‌شد اما هیچ‌وقت این اصل یک اصل متدیک مدون نبود. ضمن اینکه در اغلب آوازهای گذشتگان فواصل خاصی استفاده می‌شد و مثلا در حیطه‌های بم چنان پررنگ نبود. دراین‌میان بعضا صداهای نادر و استثنایی وجود داشت که چنان از حجم و وسعت متناسب برخوردار بودند که تصور می‌شد دیگران هم همانند آنها هستند درحالی‌که استثنا هیچ‌وقت نمی‌تواند تبدیل به قاعده شود. هیچ تئوری و قاعده‌ای را به صرف داشتن استثنا‌هایی نمی‌توان زیر سؤال برد. نگارنده از آنجا که تجربه کامل استفاده از این مقوله را دارد، حداقل می‌تواند درباره خودش به داوری بنشیند. بالانس‌کردن صدا در فواصل مختلف، تقویت‌کردن گوش، شناسایی و ضعف فواصل مختلف صوتی، فراگیری تحریر و روانی و سرعتش، متناسب‌کردن مقوله حجم صدا و وسعت صدا و رعایت تضاد در چگونگی جمع این دو موضوع یعنی در حجم زیاد و وسعت پایین چگونه بتوان به تناسبی رسید و همین‌طور چگونه در وسعت‌های بالا بتوان از حجم صدا متناسب با افزایش وسعت کاست و هماهنگی آرام‌بخشی را برای خود و مخاطبان ایجاد کرد؛ جملگی، محصول ظهور این مقوله و بی‌تردید مرجع بلافصلی به نام حمیدرضا نوربخش است. توانایی ایشان در تشخیص ضعف صدای هنرجو مثال‌زدنی است. وقتی هنرجویی پیش ایشان می‌رود معمولا جایی می‌خواند که راحت‌تر است اما ایشان در یک لحظه به او می‌گویند اینجا مثلا بخوان، هنرجو در آن لحظه درمی‌ماند که چطور او قبل از خواندنش در آن پرده متوجه ضعفش شده است. تقلیل مقوله صداسازی به متدهای خاص و اشخاص خاص راه چاره نیست. باید اول این مقوله را شناخت و صلاحیت داشته‌های این مقوله را شناسایی کرد و آن‌گاه براساس اصل جامعه‌شناسانه «آزمون‌های فیصله‌بخش» خروجی هنرجویانی را که از این تمرینات برخوردار بوده‌اند به ارزیابی و داوری نشست. صدا‌سازی شامل کشش‌ها، تحریرها به شکل تک، دوتایی، سه‌تایی، چهارتایی، تحریرهای منفصل و متصل و گام‌خوانی برای بالانس صداست. اگر کسی ذوقی و غریزی و ناخواسته به این مراحل رسیده است دلیلی نمی‌شود که با صورت‌بندی‌کردن متدیک و سیستماتیک این مقوله مخالفت ورزد. گرچه بسیاری از مخالفان اگر بدانند جریان واقعا چیست خود را مست فیض این تمرینات خواهند کرد. چندسال پیش که خدمت استاد گلپایگانی رسیده بودم، ایشان از مخالفان جدی این مقوله بودند اما بعدها ایشان روزی در گفت‌وگویی که با هم داشتیم، ضمن تجلیل از نوربخش فرمودند: «من بروبچه‌هایی که صداهاشون زیاد صاف‌وصوف نباشه و بخواد اشکال‌گیری بشه، می‌فرستم پیش آقای نوربخش». متأسفانه شیوه و اسلوب نقد، چه به لحاظ اخلاقی و چه علمی در این ایام رخت بربسته است و اغلب میان یک مرجع آوازی و رهرو آوازی تفکیک قائل نمی‌شویم و به خودمان اجازه می‌دهیم با هر ادبیاتی به ارزیابی کار استادانی بنشینیم که در مقوله هنر مورد تأیید بزرگان هستند.

روزنامه شرق


 





نوع مطلب : زندگینامه هنرمندان، مقالات فارسی، 
برچسب ها : حاشیه‌های مخالفت با صداسازی عزیز قاسم‌زاده . خواننده،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 15 مرداد 1395
۱۳۹۵ جمعه ۱۵ مرداد
شماره‌های پیشین:
شماره ۲۶۴۶ - ۱۳۹۵ چهارشنبه ۱۳ مرداد

بازار هنر فروشی
عزیز قاسم‌زاده. خواننده

بازار هنر، کالای هنر و هنرفروشی... هنر در این ملک سازوکار شایسته‌وبایسته را برای بروز و ظهور نیافته و دراین‌میان هنر موسیقی سهم بیشتری را در جفادیدن‌ها به نسبت سایر هنرها داشته است. تا اینجا بسیاری بر این وضعیت تلخ و علل و عوامل این پریشانی وقوف دارند. اما در سال‌های اخیر هنر موسیقی دچار هجمه‌ای از سوی کسانی است که بدون کمترین ارتباطی با دنیای هنر، بیشترین نفع اقتصادی را از امری می‌برند که غایتش فقط زیبایی‌آفرینی و زیبایی‌پراکنی است. این جماعت با نگاه بیزینسی به هنر موسیقی، آسیب‌هایی جدی بر این هنر وارد کرده‌اند. متأسفانه در پیدایش این حادثه پاره‌ای از دست‌اندرکاران هنر هم نقش‌آفرینند. وقتی خواننده‌ای حاضر می‌شود در یک مکان ١٠ ‌هزارنفری غیراستاندارد سه بار در یک روز روی صحنه برود و از آن‌سو مخاطبانی هم حاضر باشند به خاطر عشق و علاقه ویژه خود به خواننده‌ای یا گروهی به هیچ شکوه‌ای و با خرید بلیت‌های آن‌چنانی در چنین مکان‌های غیراستانداردی حضور یابند، خود به دامن‌زدن به این وضعیت نابسامان یاری می‌رسانند. متأسفانه اغلب مخاطبان با همه نارضایتی‌هایی که در این کنسرت‌ها می‌بینند، بی‌سروصدا به خانه‌های خود برمی‌گردند و حتی با قبول این شرایط به عشق خواننده مورد علاقه خود باز هم حاضرند دیگربار به هر جفایی تن دهند. اما هرگز از خود نمی‌پرسند چرا خواننده یا گروهی که این‌قدر دوستش دارند، هرگز برای احترام دوستدارانشان حاضر نمی‌شوند از برگزارکردن کنسرت در چنین مکان‌هایی امتناع ورزند. به‌‌تازگی دوست نازنین روزنامه‌نگارم بابک مهدیزاده به اتفاق خانواده برای تماشای کنسرت گروه «پالت» رفته بودند. مکان کنسرت تالار عروسی بود. حاضران این کنسرت هم به لحاظ صدابرداری و هم امکان نداشتن موقعیت دیداری خوب برای تماشای کنسرت، ناراضی از وضع موجود بودند. بابک مهدیزاده با توجه به موقعیت روزنامه‌نگاری‌اش این وضع را تاب نمی‌آورد و بر تهیه‌کننده برنامه بانگ اعتراض بلند می‌کند. اما با کمال تعجب، او و خانواده‌اش را از مکان کنسرت همراه توهین و الفاظ رکیک بیرون می‌اندازند. همین اتفاق نشان می‌دهد این هنرفروشان تهی از هنر از چه پشتوانه‌ای از حمایت و همراهی برخوردار هستند که به‌راحتی کسانی را با وجود متحمل‌شدن خرید بلیت به قیمت گزاف ٩٠‌ هزار تومان، به بیرون‌ سالن پرت می‌کنند. این جماعت احساس امنیت خاصی برای کسب درآمدهای‌ میلیاردی دارند. از آن‌سو هم پاره‌ای از دست‌اندرکاران هنر موسیقی به دلیل قراردادهای بالای خود با این جماعت، برایشان اهمیتی ندارد بر مخاطبان و دوستدارانشان چه می‌گذرد. این مافیا اکنون در کشور در حال گسترش است و قربانیانش جوانان دلسوخته گمنامی در سراسر این ملک هستند که با وجود تحصیل موسیقی نزد استادان بزرگ، هیچ‌گاه فرصت معرفی‌شدن پیدا نمی‌کنند، زیرا بروپاگاندای رسانه‌ای در ائتلاف با مافیای هنر هرگز حاضر به معرفی آنها نیست، زیرا حضور گسترده افراد متعدد و متکثر در عرصه موسیقی موجب شکستن این انحصار و درنتیجه فروپاشیده‌شدن این مافیای اقتصادی است که درآمدهای کلان بی‌شماری را نصیب عده خاصی می‌کند. نیم‌نگاهی به وضعیت گروه‌های موسیقی شهرستانی، نشان می‌دهد نوازندگان و خوانندگان گمنامی میانشان پیدا می‌شود که سال‌ها از راه‌های دور خود را نزد بهترین استادان رسانده‌ و با عشق به فراگیری موسیقی نشسته‌اند و بعضا میانشان خواننده‌ها و نوازنده‌های قابل‌اعتنایی پیدا می‌شود اما هیچ جا ملجا این دلسوختگان نیست. این سرمایه‌های هنری دردمندانه به تماشای این صحنه‌های دردناک نشسته‌اند. اتفاقی که برای بابک مهدیزاده افتاده است، محصول یک ائتلاف خواسته و ناخواسته سه‌گانه است. یک سوی آن هنرفروشان بی‌هنرند که فقط به ارتفاع ثروت می‌اندیشند. یک سو دست‌اندرکاران هنر هستند که ترجیح می‌دهند با گرفتن دستمزدهای بالا، کمتر دردسر بکشند و امور را به چنین افرادی بسپرند و از قبل هم با این جماعت طی می‌کنند لغو و برگزاری کنسرت و چگونگی و میزان تبلیغات مسئله خودتان است. ما فقط دستمزدمان را می‌خواهیم. اما ضلع سوم و اتفاقا تأثیرگذار‌تر این مثلث، مخاطبانی هستند که در صورت بروز اعتراض و ناراحتی خود با نخریدن بلیت و حضور‌نداشتن در چنین مکان‌هایی می‌توانند به این نابسامانی عمیق پایان دهند. اما تا وقتی که بی‌هیچ شکوه‌ای با خرید بلیت‌هایی به قیمت گزاف به مکان‌های غیراستاندارد می‌روند و سه سانس به تماشای کنسرتی می‌نشینند که در هر سانس ١٠ تا ١٢ ‌هزار انسان حضور دارند، حقیقتا پیچیدن طومار این مافیا کمی صعب و دشوار می‌شود. اما اگر مردم به‌عنوان مخاطبان واقعی موسیقی حضور در چنین مکان‌هایی را با هر توجیهی که عوامل آن می‌آورند، تحریم کنند، در گام نخست پای این سودجویان هنر‌فروش بی‌هنر از ساحت موسیقی قلم خواهد شد.
اینجا صحنه مواجهه رودرروی اهالی هنر و مخاطبانشان است. گمان می‌کنم رسیدن به این نقطه راه را برای برگزاری کنسرت با شرایط مناسب هموار کند. وقتی کنسرت‌گذاران افراد غیرهنری سودجو باشند، عاقبت خوشی برای هنر متصور نیست. علت گرانی قیمت‌های بلیت وجود همین‌ سودجویان هنر است. از آن‌سو تردیدی نیست برگزاری کنسرت متحمل هزینه‌های کلان است و باید تصمیم‌سازان هنری برای رفاه مردم و ضررنکردن هنرمندان چاره‌ای دراین‌باره بیندیشند. البته این سخن ناظر بر هنرمندان گمنام‌تر است والا هنرمندانی که چهره شده‌اند اگر برای مخاطبان خود کمی حرمت قائل باشند، می‌توانند با اندکی سختی‌کشیدن و نظارت، هم مکان‌های قابل قبول را برای کنسرت انتخاب کنند و هم با کنارزدن این واسطه‌ها قیمت‌های بلیت را پایین‌تر بیاورند. مشکل اینجاست آنها فقط با فردی طرفند که از قبل به حسابشان پول می‌ریزد دیگر با هیچ‌چیز کار ندارند. این نگاه باید اصلاح شود. هنرمند باید برای دوستدارانش احترام قائل شود. کسی که مخاطب خود را در جامعه پیدا کرده، اتفاقا مسئولیت اخلاقی مهم‌تری دارد. این دسته از هنرمندان باید بیندیشند اولا همه سرمایه‌ها مادی نیست که آنها در جمع‌کردن آن بکوشند. ثانیا اینکه با مبارزه علیه این دلالان، آنها خود می‌توانند بخش اعظم دستمزدهایشان را دریافت کنند؛ منتها با نظارت دقیق و هدایت عوامل برگزارکننده‌ای که خود تعیین می‌کنند. این کار نیازمند حوصله است و آیا این‌همه دوستدار و هوادار صادق، نمی‌ارزد کمی هم به فکر آنها باشیم؟ مرادم در این نوشتار ژانر خاصی از موسیقی نیست. همه کسانی که در موسیقی مخاطب خاص خود را پیدا کرده‌اند، باید برای مهندسی‌شدن این ایده تلاش کنند. والا به‌تدریج این حقایق تلخ می‌تواند روزگاری که آگاهی‌ها از سطح به عمق برسد، این هواداران را روبه‌روی هنرمندان مورد علاقه خود قرار دهد.





نوع مطلب : زندگینامه هنرمندان، مقالات فارسی، 
برچسب ها : بازار هنر فروشی عزیز قاسم‌زاده. خواننده،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 15 مرداد 1395
عزیز قاسم زاده متولد 58 در شهرستان رودسر است.او کارشناس ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی است. مبانی موسیقی و آواز ایرانی را از استادان حمیدرضا نوربخش مدیر عامل خانه موسیقی و علی جهاندار از استادان صاحب سبک و شناخته شده ایرانی فرا گرفته است.او  با گروه های مختلف موسیقی از جمله گروه دلنوازان به سرپرستی نادر رضایی همکاری داشت . قاسم زاده در سال 84 گروه موسیقی سپهر را به اتفاق هنرمندان دیگری بنیان نهاد.او که هم اکنون خواننده و سرپرست  گروه موسیقی ایرانی سپهر است ،اجرای کنسرت های متعددی را در شهرهای انزلی،رشت،سیاهکل،رودسر،رامسر،یزد و دانشگاه تهران داشته است.همکاری با روزنامه های اعتماد،اعتمادملی،کارگزاران،هفته نامه آبان ،هفته نامه گیلان بهتر و نقش قلم بخشی از فعالیت های مطبوعاتی او است که حاصل آن گفتگو با اساتید صاحب نامی چون استاد گلپایگانی،ناصر مسعودی،صدیق تعریف،حمیدرضا نوربخش،علی جهاندار،علی رستمیان ،استاد عباس خوشدل و...بوده است.او هم اکنون دبیر شورای هنرمندان موسیقی شهرستان انزلی است. از فعالیت های مهم قاسم زاده مستند صبح مشتاقان است  که به بررسی احوال و آثار استاد علی جهاندار می پردازد .در این مستند استادان ایرج،گلپایگانی و محمدرضا شجریان در گفتگو با او  از نقش علی جهاندار در ارتقای فرهنگ آوازی ایران سخن گفته اند.جدید ترین فعالیت هنری او کاری است به نام انتظار با آهنگسازی و تنظیم استاد عباس خوشدل بر روی کلام استاد هوشنگ ابتهاج که اخیرا منتشر شده و مجوز پخش آن برای شبکه های مختلف رادیو و تلویزیونی صادر شده است.عزیز قاسم زاده دومین خواننده ی پس از انقلاب است که اثری را با آهنگسازی استاد عباس خوشدل خوانده است.پیش از او علیرضا افتخاری در نیلوفرانه ها آثاری از استاد خوشدل را اجرا کرده بود.



نوع مطلب : زندگینامه نویسندگان، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : خواننده و سرپرست گروه موسیقی ایرانی سپهر،
لینک های مرتبط : روز نامه شرق،
          
دوشنبه 23 فروردین 1395
علیرضا نیرآبادی شاعرومحقق ادبیات زاده شهرنیشابور میباشد .ایشان
لیسانس ادبیات را ازدانشگاه خوارزمی تهران (تربیت معلم سابق)اخذ کرده اند .وهمکلاسی اینجانب صاحب این وبلاگ از سال 68 تا 72 بوده اند علیرضا در همان دوران لیسانس جزو پژوهشگران برتر دانشگاه بودند وهنوزیادم هست که کنفرانس های خوبی درباره شعرمعاصر در دانشگاه برگزار میکردند. شعر اودر همان سالها درمجله رشد ادب فارسی منتشر شد،که آوازه اش را به عنوان یک شاعر باتجربه سر زبانها انداخت.نمیدانم تا آن زمان چه مقدار از شعرهایش را چاپ کرده بودند،ولی تا این اندازه میدانم که شعر او به تایید استاد ،شاعروادیب محقق دکترعبدالحسین فرزاد استادمان میرسید.نیرآبادی فوق لیسانس را هم بعد از آن سالها اخذ کردند وبه عنوان استاد ادبیات در آموزش وپرورش نیشابور تدریس مینمودند.استاد نیرآبادی اکنون بازنشسته آموزش وپرورش هستند.اما معرفی بیشتر ایشان از زبان محقق
مجید نصر آبادی.
وی در سال ٦١ خورشیدی نخستین‌ آشنایی خویش را با شاملو در كتاب «ققنوس در باران» تجربه كرد كه البته دهه ٦٠ را دوران مشق شاعری خود توصیف كرد. دو اثر تحقیقی علیرضا نیرآبادی درباره احمد شاملو یعنی كنفرانس معرفی اشعار شاملو در جمع دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تهران در سال ٦٩ با راهنمایی عبدالحسین فرزاد و پایان ­نامه كارشناسی ارشد خویش در سال ٨٤ نتیجه غور وی در شعر و متن زندگی شاملو بوده است.

سخنران، شاملو را از زبان خویش این­ گونه به تصویر می­ كشد: پدرش حیدر نام داشت که تبار او به گفتهٔ احمد شاملو در شعر «من بامدادم» از مجموعهٔ «مدایح بی­صله» به اهالی کابل بر می ­گشت. مادرش کوکب عراقی شاملو، و از قفقازی ­هایی بود که انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ روسیه، خانواده ­اش را به ایران کوچانده بود.

به عقیده وی شعر معاصر كشورمان دو آغازكننده دارد كه یكی نیماست و دیگری شاملو. از این میان نیما یوشیج با تحول در شكل ظاهری شعر فارسی آن را از دربار دور كرده و به دامن طبیعت و اجتماع می­ آورد. البته تكانه­ ها و پیش لرزه­ های این رنسانس ادبی در مشروطه به شعر ما خورده بود كه مفاهیم غزل به شدت «اجتماعی» شد و نیما به علت آشنایی با میراث گذشته ادب فارسی و همچنین درك شعر غرب توانست شعر را یكسره از قید و بند عروض و قافیه كه دست و پای شاعر را بسته بود رها كند و حركتی نو را آغاز نماید كه شاملو، اخوان و فروغ رهروان راستین وی بودند اما شاملو در نگاه سخنران توانست دایره محدود شعر را گسترده­ تر كند.

این پژوهشگر و شاعر نیشابوری می ­گوید: شعر با شاملو توانست به ناگاه فراگیر و اجتماعی شود و شاعران دهه چهل خورشیدی به تمامی در مقابل عظمت شعر وی تحت تاثیر قرار گرفتند. وی می ­گوید: موسیقی شعر شاملو با كنار زدن موسیقی عروضی به موسیقی درونی از طریق واج ­آرایی و تركیب­ پذیری­ های شاعرانه كه مختص شاملوست دست یافته است.





نوع مطلب : زندگینامه شاعران، بیوگرافی اساتید دانشگاه، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : پژوهشگر و شاعر نیشابوری، علیرضا نیرآبادی شاعرومحقق ادبیات،
لینک های مرتبط : عصر کتاب نیشابور،
          
یکشنبه 15 فروردین 1395

نجمه زارع در 29 آذرماه 1361 در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. وی شش ماه پس از تولد همراه با خانواده‌اش به قم عزیمت نمود و در آنجا ساکن شدند. دوران دبستان را در مدرسه‌ی «اوسطی» قم گذراند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس «نرجسیه» و «شهدای چهارمردان» پشت سر گذاشت. طی سال‌های 79 تا 81 در دانشگاه همدان به تحصیل در رشته‌ی عمران پرداخت و سرانجام به صورت با اشتباه پزشک معالجش در تاریخ 31 شهریور 1384 دارفانی را وداع گفت.

وی در دوران کوتاه زندگی خود با حدود 30 عنوان برگزیده در کنگره‌های شعر و سرایش 4 دفتر شعر، نام خود را در حافظه‌ی ادبی ایران ثبت نمود.

 

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود
باید بگویم اسم دلم ، دل نمی‌شود

دیوانه‌ام بخوان که به عقلم
نیاورند
دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود

تکلیف پای عابران چیست؟
آیه‌ای
از آسمان فاصله نازل نمی‌شود

خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرم

آیا
کسی زِ پنجره داخل نمی‌شود؟
می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها

دیدم که در نگاه
تو حاصل نمی‌شود
تا نیستی تمام غزل‌ها معلّق اند

این شعر مدتی‌ست که کامل
نمی‌شود

 *******************

ضعیف و لاغر و زرد و صدای خواب‌آور
کنار بستر من قرص‌های خواب‌آور

لجن گرفتم از این سرگذشت ویروسی
از این تب، این تبِ مالاریای خواب‌آور

منی که منحنی زانوان زاویه‌دار
جدا نمی‌کندم از هوای خواب‌آور

همین تجمع اجساد مومیایی شهر
مرا کشانده به این انزوای خواب‌آور

زمین رها شده دورِ مدارِ بی‌دردی
و روزنامه پر از قصه‌های خواب‌آور

هنوز دفترِ خمیازه‌های من باز است
بخواب شعر! در این ماجرای خواب‌آور

******************************

از خاطرات گمشده می‌آیم تابوتی از نگاه تو بر دوشم
بعد از تو من به رسمِ عزاداران غیر از لباسِ تیره نمی‌پوشم
در سردسیری از منِ بیهوده وقتی که پوچ و خسته و دلسردم
شب‌ها شبیه خواب و خیال انگار تب می‌کند تن تو در آغوشم
تکثیر می‌شوند و نمی‌میرند سلول‌های خاطره‌ات در من
انگار مانده چشم تو در چشمم لحن صدای گرمِ تو در گوشم
هرچند زیر این‌همه خاکستر، آتش بگیر و شعله بکش در من
حتی پس از گذشت هزاران سال روشن شو ای ستاره خاموشم
بعد از تو شاید عاقبتِ من نیز مانند خواجه حافظِ شیراز است
من زنده‌ام به شعر و پس از مرگم مردُم نمی‌کنند فراموشم


 فضای خانه که از خنده های ما گرم است
چه عاشقانه نفس می کشم ! هوا گرم است

دوباره “دیده امت” زّل بزن به چشمانی
که از حرارت ” من دیده ام ترا ” گرم است

بیا گناه کنیم عشق را … نترس … ، خدا ،
هزار مشغله دارد ، سر ِ خدا گرم است

******************

بعید نیست سرم را غزل به باد دهد
و آبروی مرا در محل به باد دهد

زبان سرخ و سرِ سبز و چند نقطه…، مرا
دوصد کنایه و ضرب‌المثل به باد دهد

چه‌قدر نقشه کشیدم برای زندگیم
بعید نیست که آن را اجل به باد دهد

 **********************

کفشِ چرمی ـ چتر ـ فروردین ـ خیابانِ شلوغ
یک شب بارانی غمگین خیابانِ شلوغ

می‌رود تنهای تنها، باز هم می‌بینمش
باز هم رد می‌شود از این خیابانِ شلوغ

 ***********************




ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه هنرمندان، اشعار اجتماعی، نمایش شعر، 
برچسب ها : نجمه زارع و اشعار منتشر نشده اش،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 15 دی 1394

روح‌الله خالقی

روح‌الله خالقی (۱۲۸۵ خورشیدی - ۲۱ آبان ۱۳۴۴)، استاد موسیقی ایرانی، آهنگساز و نوازندهٔ ویولن بود. وی آهنگساز سرود «ای ایران» بود. خالقی از شاگردان اصلی علینقی وزیری بود و تلاش او برای احیای موسیقی ایرانی در دورانی که توجه رسمی به این موسیقی کاهش یافته بود، تأثیرگذار و مهم شمرده می‌شود. او کتابی به نام سرگذشت موسیقی ایران دربارهٔ سرگذشت موسیقی، موسیقی‌دانان و نوازندگان ایرانی هم‌عصر خود و کتابی به نام نظری به موسیقی شامل نظریه‌ای برای موسیقی ایرانی و غربی نوشته‌است.
روح‌الله خالقی
زادروز ۱۲۸۵ خورشیدی
کرمان، ایران
درگذشت ۲۱ آبان ۱۳۴۴ (۵۹ سال)
سالزبورگ، اتریش
آرامگاه گورستان ظهیرالدوله تهران
ملیت ایرانی
پیشه استاد موسیقی ایرانی، آهنگساز، موسیقی دان، پژوهشگر
همسر ایران‌الملوک جهانسوزشاهی
فرزندان گلنوش، فرهاد و فرخ
وبگاه
www.rkac.com



ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه هنرمندان، زندگینامه نویسندگان، 
برچسب ها : روح‌الله خالقی،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 12 دی 1394
حسین گل‌گلاب، (۱۲۷۶ تهران - ۱۳۶۳ تهران) گیاه‌شناس، ادیب، نویسنده، شاعر، مترجم، استاد دانشگاه، نوازنده، موسیقی‌دان، عکاس و هنرمند ایرانی بود. او به زبان‌های فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و لاتین تسلط داشت و در زمینه معادل‌یابی برای واژه‌های علمی از متخصصان فرهنگستان ایران بود. سروده‌های مشهور «ای ایران» و «آذرآبادگان» از جمله کارهای اوست.
حسین گل‌گلاب
زادروز ۱۲۷۶
تهران
درگذشت ۲۲ اسفند ۱۳۶۳ (۸۷ سالگی)
تهران بهشت زهرا
آرامگاه بهشت زهراقطعه 8 ردیف 106 شماره 13
ملیت ایران ایران
آثار سرود ای ایران (ترانه)
همسر بایسته جزایری
فرزندان فرخ، هما و داریوش گل‌گلاب
والدین ابوتراب خان (مهدی مصورالملک)



ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه شاعران، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : حسین گل‌گلاب،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 12 دی 1394
فریدون مشیری
Fereydoon Moshiri.jpg
فریدون مشیری
زمینهٔ کاری شعر فارسی
زادروز ۳۰ شهریور ۱۳۰۵
تهران
پدر و مادر ابراهیم مشیری افشار
مرگ ۳ آبان ۱۳۷۹ (۷۴ سال)
تهران
ملیت  ایران
محل زندگی تهران، مشهد
جایگاه خاکسپاری قطعه هنرمندان بهشت زهرا
پیشه شاعر، روزنامه‌نگار
همسر(ها) اقبال اخوان (۱۳۷۹-۱۳۳۳)
فرزندان بهار، بابک
وب‌گاه رسمی وب‌گاه فریدون مشیری


ادامه مطلب


نوع مطلب : فریدون مشیری، زندگینامه شاعران، خاطرات بزرگان ادب فارسی، زندگینامه هنرمندان، شعر نو، 
برچسب ها : در تهران به دنیا آمد، فریدون مشیری، بهشت زهرای تهران،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 11 دی 1394

شاعران معاصر (سدهٔ بیستم میلادی به این‌سو)

شاعران معاصر ایران

شعر کلاسیک

شعر نو

ترانه





نوع مطلب : زندگینامه شاعران، خاطرات بزرگان ادب فارسی، زندگینامه هنرمندان، ادبیات فارسی، 
برچسب ها : ترانه، شعر نو، شعر کلاسیک، شاعران معاصر (سدهٔ بیستم میلادی به این‌سو)، شاعران معاصر ایران،
لینک های مرتبط : ویکی پدیا دانشنامه آزاد،
          
یکشنبه 6 دی 1394

نویسنده : محمدرضازادهوش - ساعت ٧:٢٦ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ٢٤ خرداد ۱۳٩٠

مظاهر مصفا شاعر، ادیب، مولف، مصحح، محقق، مدرس، سعدی شناس، پژوهشگر و نویسنده ایرانی به سال 1311 هجری شمسی در تفرش چشم به جهان گشود.

او هنوز نوزاد بود که خانواده اش به قم رفتند.

او تحصیلات خود را در قم به انجام رساند. سال آخر دبیرستان را به تهران رفت و دیپلم را از مدرسه دارالفنون گرفت. می خواست نقاشی را در دانشکده هنرهای زیبا پی گیری کند ولی رشته زبان و ادبیات فارسی را در دانشگاه تهران دنبال کرد.

از استادان او می توان به دکتر محمد معین، بدیع الزمان فروزانفر، دکتر حسن خطیبی، دکتر بهمنیار، دکتر ذبیح الله صفا و استاد جلال همایی اشاره داشت.

پایان نامه دکتری او سیر تحول قصیده در شعر فارسی بود. در این زمان فروزانفر سبک شناسی تدریس می کرد و کتاب سبک شناسی بهار را درس می داد و از اول تا آخر هم سبک شناسی بهار را رد می کرد.

مصفا گفت: استاد شما که این را قبول ندارید یک جزوه ای چیزی بگویید ما بنویسیم و یادداشت کنیم.

فروزانفر قهر کردند و رفت ولی بچه ها رفتند و او را بازگرداندند.

فروزانفر روزی دیگر به مصفا گفت: شعری بخوان.

مصفا نیز شعری در مدح دکتر محمد مصدق خواند.

فروزانفر گفت: چه کسی به تو اجازه داده است برای مصدق شعر بگویی؟

مصفا پاسخ داد: شعر خود شما را برای مصدق در رادیو شنیدم.

آری روزی که شاه رفته بود استاد فروزانفر شعری برای مصدق سرود:

ای مصدق هزار مردی تو / با دد و دیو در نبردی تو

ای مصدق تو را ثنا خوانم / گرچه بر همزن سنا دانم

بعد که شاه بازگشت و دولت مصدق سقوط کرد، فروزانفر نیز مغضوب شد.

مصفا شعری در هجو فروزانفر و تلون مزاج او سرود. این شعر به گوش بدیع الزمان فروزانفررسید و اختلاف ها بالا گرفت.





ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه هنرمندان، بیوگرافی اساتید دانشگاه، دکتر مظاهر مصفا شاعر معاصر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 30 آبان 1394

فردوسی

.
فردوسی
Statue of Ferdowsi in Rome.JPG
پیکرهٔ فردوسی از ابوالحسن صدیقی در میدان فردوسی شهر رم
نام اصلی ابوالقاسم فردوسی توسی
زمینهٔ کاری ادبیات فارسی، شعر
زادروز ۳۱۹ خورشیدی
۳۲۹
دهکده توس،[۱] خراسان
مرگ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری
توس
ملیت ایرانی
محل زندگی توس، تابران[۲]
جایگاه خاکسپاری توس، خراسان
۳۶°۲۹′۱۰.۱۵″ شمالی ۵۹°۳۱′۳.۳۴″ شرقی
در زمان حکومت فرمانروایی غزنویان
لقب حکیم توس، حکیم سخن
پیشه شاعر
سبک نوشتاری سبک خراسانی
کتاب‌ها شاهنامه
دلیل سرشناسی حماسه سرایی

حکیم ابوالقاسم فردوسی توسی (زادهٔ ۳۱۹ خورشیدی، ۳۲۹ هجری قمری - درگذشتهٔ پیش از ۳۹۷ خورشیدی، ۴۱۱ هجری قمری در توس خراسان)، سخن‌سرای نامی ایران و سرایندهٔ شاهنامه حماسهٔ ملی ایران است. فردوسی را بزرگ‌ترین سرایندهٔ پارسی‌گو دانسته‌اند.[۳]

فردوسی در شاهنامه از دودمان‌های پادشاهی پیشدادیان و کیانیان و اشکانیان و ساسانیان نام برده‌است. آثار دیگری نیز به فردوسی نسبت داده شده‌است که بیشتر مردود دانسته‌اند. شناخته‌شده‌ترین آن‌ها مثنوی یوسف و زلیخا و گرشاسب‌نامه و هجونامه‌ای علیه سلطان محمود است.

آثار فردوسی نه تنها در ایران، بلکه در بسیاری از کشورهای دیگر مورد تحقیق و بررسی قرار گرفته‌است؛ و حتی در دانشگاه‌های معروف دنیا از جمله دانشگاه کمبریج انگلستان مورد مطالعه قرار گرفته است و جدیدترین تحقیقات دربارهٔ شاهنامه در مرکز مطالعات خاورمیانه و اسلامی این دانشگاه منتشر شده‌است. در میانهٔ نوروز ۱۳۸۵ ترجمهٔ تازه‌ای از شاهنامه به زبان انگلیسی در آمریکا منتشر شد. دیک دیویس پدیدآورندهٔ این نسخه جدید -که پروفسور زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اوهایوی آمریکا و عضو انجمن سلطنتی ادبیات است- با ارائهٔ این ترجمهٔ جدید نوروز ایرانی را جشن گرفته‌است.

از چند و چون تحصیلات و آگاهی فردوسی از علوم روزگارش اطلاع دقیقی در دست نیست؛ اما از خلال شاهنامه به نیکی دانسته می‌شود که وی بر ادب عرب و فلسفه و کلام عصر خویش تسلط داشته‌است. شاید به حدس و گمان بتوان گفت که وی، مستقیم یا غیرمستقیم، از بلاغت یونانی آگاهی‌هایی داشته‌است؛ و این نکته از قیاس شاهنامه با متون مشابه آن از نظر فن صحنه‌آرائی به خوبی دانسته می‌شود؛ گرچه مجموعهٔ این آگاهی‌ها ممکن است نتیجه شناخت ذوقی و قریحهٔ فردوسی نیز باشد.

فردوسی، چنانچه از خلال شاهنامه و قراین خارجی دانسته می‌شود، سراسر عمر در وطن خویش توس اقامت داشته، و جز یکی، دو بار به سفر نرفته‌است. سفرهایی افسانه‌ای در تذکره‌ها به او نسبت داده‌اند که پذیرفتن آنها دشوار است؛ اما احتمال اینکه پس از ختم شاهنامه خود آن را به غزنین نزد محمود برده‌باشد امری است که اگر چه مسلم نیست، دلیل قاطعی نیز در رد آن وجود ندارد. به هر حال، در شاهنامه هیچ اشاره‌ای به سفر غزنین او نشده‌است.

فردوسی مردی وطن‌پرست و در میهن‌پرستی استوار بود. این مطلب از جای جای شاهنامه و به ویژه از شور فردوسی در ستایش ایران و نژاد ایرانی به خوبی آشکار است. او از تاریخ نیاکان خود و داستان‌ها و افسانهٔ شاهان و تاریخ ایران اطلاع و یا به دانستن آن‌ها شوق و علاقه داشت و تربیت خانوادگی او وی را بر این می‌داشت؛ و به همین سبب است که به این کار عظیم دست زد و تا موقعی که گرفتار فقر و تهیدستی نگشت، یعنی مال و ثروت اجدادی را بر سر کار شاهنامه نگذاشت، به دربار شاهان و جایزه‌های ایشان توجهی ننمود. فردوسی در سرودن شاهنامه، گذشته از روح وطن‌خواهی و احساسات میهنی، کمابیش مشوقانی داشته‌است. او خود از چند تن به نام یاد کرده است که ایشان به نحوی در تشویق او کوشیده‌اند. یکی از آنان که بیش از همه مورد ستایش اوست، کسی است از اشراف و فرمانروایان آن عهد که فردوسی صفاتش را برمی‌شمارد، اما به تصریح نام او را نمی‌گوید.

چنانچه از ظاهر کلام استنباط می‌گردد فردوسی به قول «نولدکه» دانشمند آلمانی -که می‌گوید فردوسی تعصب مذهبی نداشته‌است- در افسانه‌ای که از بن‌مایه اسلامی اقتباس شده‌است و راجع به زیارت اسکندر از کعبه است، اظهار می‌کند که خدای زمین و زمان احتیاج به جا و مکان ندارد؛ و می‌گوید که برای پیشینیان ما «آتش» فقط برای تعیین سمت نیایش بود، همان‌طور که برای عرب‌ها «سنگ» سمت پرستش است.

به نظر فروغی از ویژگی‌های فردوسی پاکی زبان و عفت اوست. در تمام شاهنامه یک لفظ و یا یک عبارت مستهجن دیده نمی‌شود و پیداست که فردوسی بر خلاف بیشتر شاعران ما، از آلوده کردن خود به هزل و زشتی‌ها احتراز داشته است و هر جا که به مقتضای داستان‌سرایی مطلب شرم‌آمیزی می‌بایست نقل کند بهترین و نازک‌ترین عبارات را برای آن یافته است. عفت‌طلبی فردوسی به اندازه‌ای‌ست که در قضایایی هم که به اقتضای طبیعت بشری بی‌اختیار واقع می‌شود رضا نمی‌دهد که پهلوانان او مغلوب نفس شده و از حدود مشروع تجاوز کرده باشند. فردوسی مردی است به‌غایت اخلاقی، با نظر بلند و قلب رقیق و حس لطیف، ذوف سلیم و طبع حکیم؛ همواره از قضایا تنبه حاصل می‌کند و خواننده را متوجه می‌سازد که کار بد نتیجهٔ بد می‌دهد و راه کج انسان را به مقصد نمی‌رساند.

هیچ‌کس به اندازه فردوسی معتقد به عقل و دانش نبوده و تشویق به کسب علم و هنر ننموده است. فردوسی چون خیام در اشعارش به کوتاهی عمر افسوس می‌خورد و اظهار حیرانی می‌کند که برای چه آمدیم و کجا می‌رویم و بعد از این حیات چه خواهیم شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : فردوسی ابوالقاسم، زندگینامه شاعران، خاطرات بزرگان ادب فارسی، زندگینامه نویسندگان، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : حکیم توس، حکیم سخن، شاعر، سبک خراسانی، شاهنامه، حماسه سرایی،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 26 آبان 1394
کارو
Karoo Derderiyan.jpg
نام اصلیکاراپت دِردِریان
زمینهٔ کاریادبیات
زادروز۱۶ آبان ۱۳۰۴
۶ نوامبر ۱۹۲۵
همدان، ایران
مرگ۲۷ تیر ۱۳۸۶
۱۸ ژوئیه ۲۰۰۷ (۸۱ سال)
کالیفرنیا، ایالات متحده آمریکا
ملیتایرانی ارمنی‌تبار
جایگاه خاکسپاریگورستان گلندل کالیفرنیا
پیشهشاعر، ادیب، نویسنده
فرزندانرمی، ربکا، رنه

کاراپت دِردِریان (به ارمنی: Կարապետ Տէրտէրեան) با نام ادبی کارو (۱۶ آبان ۱۳۰۴ در همدان - درگذشته ۲۷ تیر ۱۳۸۶ در کالیفرنیا) نویسنده و شاعر


کتاب‌ها



ادامه مطلب


نوع مطلب : کارو دردریان، زندگینامه شاعران، زندگینامه نویسندگان، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : نام اصلی کاراپت دِردِریان،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 26 آبان 1394

رهی معیری

 
رهی معیری

شادروان محمدحسن معیری متخلص به «رهی» در دهم اردیبهشت ماه ۱۲۸۸ هجری شمسی در تهران و در خاندانی بزرگ و اهل ادب و هنر چشم به جهان گشود. تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در تهران به پایان برد، آنگاه وارد خدمت دولتی شد و در مشاغلی چند خدمت کرد. از سال ۱۳۲۲ شمسی به ریاست کل انتشارات و تبلیغات وزارت پیشه و هنر (بعداً وزارت صنایع) منصوب گردید. پس از بازنشستگی در کتابخانهٔ سلطنتی اشتغال داشت. وی همچنین در انجمن موسیقی ایران عضویت داشت. رهی علاوه بر شاعری، در ساختن تصنیف نیز مهارت کامل داشت. وی در سالهای آخر عمر در برنامهٔ گلهای رنگارنگ رادیو در انتخاب شعر با داوود پیرنیا همکاری داشت و پس از او نیز تا پایان زندگی آن برنامه را سرپرستی می‌کرد. رهی در طول حیات خود سفرهایی به خارج از ایران داشت که از آن جمله است: سفر به ترکیه در سال ۱۳۳۶، سفر به اتحاد جماهیر شوروی در سال ۱۳۳۷ برای شرکت در جشن چهلمین سالگرد انقلاب اکتبر، سفر به ایتالیا و فرانسه در سال ۱۳۳۸ و دو بار سفر به افغانستان، یک بار در سال ۱۳۴۱ برای شرکت در مراسم یادبود نهصدمین سال در گذشت خواجه عبدالله انصاری و دیگربار در سال ۱۳۴۵، عزیمت به انگلستان در سال ۱۳۴۶ برای عمل جراحی، آخرین سفر وی بود. رهی معیری که تا آخر عمر مجرد زیست، در بیست و چهارم آبان سال ۱۳۴۷ شمسی پس از رنجی طولانی از بیماری سرطان معده بدرود زندگانی گفت و در مقبرهٔ ظهیرالدولهٔ شمیران به خاک سپرده شد.



ادامه مطلب


نوع مطلب : رهی معیری، خاطرات بزرگان ادب فارسی، زندگینامه نویسندگان، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 25 آبان 1394


میر احمد سید فخری نژاد، مشهور به شیون فومنی، از شاعران محبوب و مشهور شمال ایران است . او در سال ۱۳۲۵ هجری خورشیدی در شهرستان فومن دیده به جهان گشود. او تحصیلات ابتدایی و سه ساله خود را در رشت سپری کرد و بعد از آن به کرمانشاه کوچ کرد و سه ساله دوم دبیرستان را تا اخذ دیپلم طبیعی (۱۳۴۵) در آنجا گذراند. شیون در سال ۱۳۴۶ وارد سپاه دانش در طارم زنجان شد و یک سال بعد به استخدام اداره آموزش و پرورش استان مازندران درآمد. او در سال ۱۳۴۸ ازدواج کرد. سپس عهده‌دار مدیریت و تدریس در یکی از مدارس فولادمحله ساری گشت و تا سال ۱۳۵۱ به کار تدریس مشغول بود. پس از آن نیز در دیگر نقاط گیلان به این شغل ادامه داد . او در سال ۱۳۷۲ مبتلا به بیماری نارسایی کلیه شد و یک سال بعد برای درمان این نارسایی به وسیله دیالیز (تراکافت) به تهران کوچ کرد و در همین سال علی‌رغم رنج بیماری موفق به اخذ مدرک تحصیلی لیسانس در ادبیات از دانشگاه تربیت معلم شد. شیون در سال ۱۳۷۶ ه.ش پس از سالها تدریس، بازنشسته شد . او در شهریورماه ۱۳۷۷ پس از یک دوره بیماری مزمن کلیوی و انجام پیوند کلیه در یکی از بیمارستانهای تهران درگذشت. آرامگاهش در بقعه سلیمان داراب رشت بنا به وصیتش در کنار مقبره میرزا کوچک جنگلی قرار دارد.

  غزلیات (می رانمت چو مهتاب-مرا به من بسپار)

  دوبیتی ها (سبکباری-تنها شدن دریچه)

  رباعیات (از دو شاخه انگشت-عوعوی سگان)

  اشعار آزاد نیمایی (رودبار 69-نشانه)

  اشعار گیلکی (اچه مچی خواب-زن) منبع:وبلاگ اشعار کامل شاعران


ادامه مطلب


نوع مطلب : شیون فومنی، زندگینامه نویسندگان، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : شیون فومنی، شاعر، وبلاگ اشعار کامل شاعران،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 25 آبان 1394

زندگی نامه سلمان هراتی

سلمان هراتی
نام اصلی"سلمان قنبر هراتی"
زادروز۱ فروردین ۱۳۳۸
روستای مزردشت، تنکابن
مازندران
مرگ۹ آبان ۱۳۶۵ (۲۷ سال)
لنگرود،
ملیتایران ایرانی
علت مرگسانحهٔ رانندگی
جایگاه خاکسپاریروستای مزردشت، تنکابن
پیشهشاعر
دیوان سروده‌هااز آسمان سبز
دری به خانهٔ خورشید
از این ستاره تا آن ستاره
فرزندانرابعه هراتی، رسول هراتی

ا

سلمان هراتی در سال ۱۳۳۸ در روستای مرزدشت تنکابن مازندران در خانواده‌ای مذهبی متولد شد. درس‌های ابتدایی تا پایان دوران متوسطه را در زادگاهش خواند. سپس در دانشسرای راهنمایی تحصیلی پذیرفته شد و پس از دو سال در رشتهٔ هنر، مدرک فوق دیپلم اخذ کرد. وی پس از پایان تحصیلات در یکی از مدارس روستاهای دور لنگرود مشغول تدریس شد.

تخلص او در اشعارش «آذرباد» بود و در شعرهایش میتوانیم تاثیر از سهراب سپهری و فروغ فرخزاد را نگاه كنیم او حتی یكی از شعرهایش را تقدیم به سهراب سپهری كرده بود دوستی او با سیدحسن حسینی و قیصر امین‌پور زبانزد است ، سیدحسن حسینی بعد از مرگ سلمان یكی از بهترین آثار ادبیش یعنی كتاب "بیدل ، سپهری و سبك هندی" را تقدیم به او كرد و قیصر امین پور هم كلیات او را منتشر كرد. سلمان هراتی به عنوان شاعری دگراندیش به حساب میآید.





ادامه مطلب


نوع مطلب : سلمان هراتی، زندگینامه شاعران، زندگینامه نویسندگان، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : شاعر شعر جنگ، شعر اعتراض سلمان،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 24 آبان 1394

محمدعلی سپانلو


محمدعلی سپانلو
زادروز۲۹ آبان ۱۳۱۹
تهران
مرگ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ (۷۴ سال)
بیمارستان سجاد، تهران
ملیتایرانی
محل زندگیتهران
جایگاه خاکسپاریقطعه نام آوران بهشت زهرا
لقبشاعر تهران
پیشهشاعر، نویسنده، مترجم، منتقد ادبی، استاد دانشگاه و عضو کانون نویسندگان
سال‌های نویسندگی۱۳۴۲ تا ۱۳۹۴
همسر(ها)پرتو نوری‌علاء
فرزندانسندباد سپانلو
شهرزاد سپانلو (خواننده پاپ)
مدرک تحصیلیکارشناسی حقوق
دانشگاهدانشگاه تهران
) 0% 50%;">صفحه در دادگان فیلم‌ها
) 0% 50%;">صفحه در وب‌گاه سوره

محمد علی سپانلو، مشهور به شاعر تهران[۱](زاده ۲۹ آبان ۱۳۱۹ در تهران - درگذشته ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۴ در تهران) شاعر و مترجم ایرانی بود.

وی در کنار برگردان آثار ادبی، مجموعه‌های شعری از جمله رگبارها، پیاده‌روها، نبض وطنم را می‌گیرم، تبعید در وطن، ساعت امید، فیروزه در غبار، پاییز در بزرگراه، و قایق‌سواری در تهران را در کارنامه خود دارد. سپانلو آثاری از نویسنده‌های مطرح دنیا مثل آلبر کامو و ژان پل سارتر را نیز ترجمه کرده‌است. او دانش‌آموخته دانشکده حقوق دانشگاه تهران و از نخستین اعضای کانون نویسندگان ایران بود.



ادامه مطلب


نوع مطلب : محمدعلی سپانلو، زندگینامه شاعران، زندگینامه نویسندگان، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : محمد علی سپانلو آه... بیابان ۱۳۴۴ - خاک ۱۳۴۶ - رگبارها ۱۳۴۷ - پیاده‌روها ۱۳۵۲ - سندباد غایب ۱۳۵۶ - هجوم ۱۳۵۷ - نبض وطنم را می‌گیرم،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 24 آبان 1394
محمدعلی بهمنی
زادروز
۲۷ فروردین 
محل زندگی بندرعباس زادروز

ملیت ایران ایران
محمدعلی بهمنی (زادهٔ ۲۷ فروردین ۱۳۲۱ در بندرعباس)، شاعر و غزل‌سرای ایرانی است. بسیاری بر این عقیده‌اند که غزل‌های او وام‌دار سبک و سیاق نیما یوشیج است. نخستین شعر بهمنی در سال ۱۳۳۰، یعنی زمانی که او تنها ۹ سال داشت، به چاپ رسید.

    محمدعلی بهمنی
    شاعر
    محمدعلی بهمنی، شاعر و غزل‌سرای ایرانی است. بسیاری بر این عقیده‌اند که غزل‌های او وام‌دار سبک و سیاق نیما یوشیج است. نخستین شعر بهمنی در سال ۱۳۳۰، یعنی زمانی که او تنها ۹ سال داشت، به چاپ رسید.
    تولد: ۱۶ آوریل ۱۹۴۲ م. (سن ۷۳)، اندیمشک


ادامه مطلب


نوع مطلب : محمدعلی بهمنی، زندگینامه شاعران، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : محمدعلی بهمنی زادروز ۲۷ فروردین محل زندگی بندرعباس زادروز ملیت ایران ایران، باغ لال (۱۳۵۰) در بیوزنی (۱۳۵۱) عامیانه‌ها (۱۳۵۵) گیسو، کلاه، کفتر (۱۳۵۶) گاهی دلم برای خودم تنگ می‌شود (۱۳۶۹) غزل (۱۳۷۷) شاعر شنیدنی است (۱۳۷۷) عشق است (۱۳۷۸) نیستان (۱۳۷۹) کاسهٔ آب دیوژن، امانم بده (۱۳۸۰) این خانه واژه‌های نسوزی دارد (۱۳۸۲) من زنده‌ام هنوز و غزل فکر می‌کنم (۱۳۸۸) غزل زندگی کنیم (گزیده غزل) (۱۳۹۲)،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 24 آبان 1394

طاهره صفارزاده


    نتیجه تصویری برای طاهره صفارزاده
    نتیجه تصویری برای طاهره صفارزاده
طاهره صفارزاده
شاعر
طاهره صفّارزاده، شاعر، پژوهشگر و مترجم ایرانی قرآن بود. او از شاخص‌ترین شاعران قبل از انقلاب اسلامی بوده است و با بینش توحیدی، سیاسی و اجتماعی و زبان ساده و روان اشعار ماندگاری را بجای گذاشته است. ویکی‌پدیا
تولد: ۱۹۳۶ م.، سیرجان
مرگ: ۲۵ اکتبر ۲۰۰۸ م.، تهران
طاهره صفّارزاده
زادروز ۲۷ آبان ۱۳۱۵
سیرجان
مرگ ۴ آبان ۱۳۸۷ (۷۲ سال)
بیمارستان ایرانمهر تهران


ملیت  ایران
علت مرگ ضایعه مغزی
پیشه شاعر، پژوهشگر و مترجم
کتاب‌ها
ترجمه قرآن

طاهره صفّارزاده، (۲۷ آبان ۱۳۱۵، سیرجان - ۴ آبان ۱۳۸۷،[۱] تهرانشاعر، پژوهشگر و مترجم ایرانی قرآن بود. او از شاخص‌ترین شاعران قبل از انقلاب اسلامی بوده است و با بینش توحیدی، سیاسی و اجتماعی و زبان ساده و روان اشعار ماندگاری را بجای گذاشته است.



ادامه مطلب


نوع مطلب : طاهره صفارزاده، زندگینامه شاعران، خاطرات بزرگان ادب فارسی، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : رهگذر مهتاب (۱۳۴۱)، +دیدار با صبح (، طنین در دلتا (۱۳۴۹) سد و بازوان (۱۳۵۰) سفر پنجم (۱۳۵۶) حرکت و دیروز (۱۳۵۷) بیعت با بیداری (۱۳۶۶) مردان منحنی (۱۳۶۶) دیدار با صبح (۱۳۶۶)،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 22 آبان 1394

منوچهر آتشی

زادروز ۲ مهر ۱۳۱۰
روستای دهرود، شهرستان دشتستان
مرگ ۲۹ آبان ۱۳۸۴ (۷۴ سال)
بیمارستان سینا، تهران
ملیت  ایران
علت مرگ ایست قلبی
جایگاه خاکسپاری بوشهر
پیشه شاعر و مترجم
همسر(ها) ثریا ثابتی (۱۹۶۵–۱۹۷۹)
؟ (؟ -۱۹۸۲)
فرزندان شقایق، مانلی (درگذشته) از همسر اول
شعله (از همسر دوم)

منوچهر آتشی (۲ مهر، ۱۳۱۰، دهرود شهرستان دشتستان استان بوشهر - ۲۹ آبان، ۱۳۸۴، تهران) شاعر و مترجم معاصر.



ادامه مطلب


نوع مطلب : منوچهر آتشی، زندگینامه شاعران، زندگینامه نویسندگان، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : منوچهر آتشی، ۱۳۸۴، تهران) شاعر و مترجم معاصر.، شقایق، مانلی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 22 آبان 1394
احمد شاملو
Ahmad shamlu.jpg
زمینهٔ کاری ادبیات، پژوهش، ترجمه، روزنامه‌نگاری داستان‌نویس
زادروز ۳ آذر ۱۳۰۴
۲۴ نوامبر ۱۹۲۵
تهران، خیابان صفی‌علیشاه
پدر و مادر حیدر شاملو، کوکب عراقی
مرگ ۲ مرداد ۱۳۷۹

۲۳ ژوئیه ۲۰۰۰ میلادی (۷۴ سال)
کرج، فردیس، شهرک دهکده

ملیت ایرانی
علت مرگ به دنبال یک دوره طولانی بیماری[۱]
جایگاه خاکسپاری امامزاده طاهر، کرج
در زمان حکومت دودمان پهلوی، جمهوری اسلامی ایران
رویدادهای مهم کودتای ۲۸ مرداد، انقلاب ۱۳۵۷ ایران
نام(های)
دیگر
الف. بامداد، الف. صبح
بنیانگذار شعر سپید
پیشه روزنامه‌نگارپژوهشگر
کتاب‌ها هوای تازه، آیدا در آینه، هم‌چون کوچه‌ای بی‌انتها، مجموعه کتاب کوچه
همسر(ها) اشرف‌الملوک اسلامیه (?-۱۳۲۶)
طوسی حائری (۱۳۴۰–۱۳۳۶)
آیدا سرکیسیان (۱۳۷۹–۱۳۴۳)
فرزندان سیاوش، سامان، سیروس و ساقی
دلیل سرشناسی نوآوری در شعر
اثرگذاشته بر شاعران پس از خود
اثرپذیرفته از نیما یوشیج
وب‌گاه رسمی http://www.shamlou.org
امضا Ahmad Shamloo signature.png


احمد شاملو (۳ آذر ۱۳۰۴ - ۲ مرداد ۱۳۷۹) متخلص به الف. بامداد یا الف. صبح، شاعر، نویسنده، روزنامه‌نگار، پژوهشگر، مترجم، فرهنگ‌نویس ایرانی و از بنیان‌گذاران و دبیران کانون نویسندگان ایران در پیش و پس از انقلاب بود. شاملو تحصیلات کلاسیک نامرتبی داشت؛ زیرا پدرش افسر ارتش بود و پیوسته از این شهر به آن شهر اعزام می‌شد و از همین روی، خانواده اش هرگز نتوانستند برای مدتی طولانی جایی ماندگار شوند. زندانی شدنش در سال ۱۳۲۲ به سبب فعالیت‌های سیاسی، پایانِ همان تحصیلات نامرتب را رقم می‌زند.شهرت اصلی شاملو به خاطر نوآوری در شعر معاصر فارسی و سرودن گونه‌ای شعر است که با نام شعر سپید یا شعر شاملویی.یا شعر منثور شناخته می‌شود. شاملو که هر شاعر آرمانگرا را در نهایت امر یک آنارشیست تام و تمام می‌انگاشت. در سال ۱۳۲۵ با نیما یوشیج ملاقات کرد و تحت تأثیر او به شعر نیمایی روی آورد؛ اما برای نخستین بار در شعر «تا شکوفه سرخ یک پیراهن» که در سال ۱۳۲۹ با نام «شعر سفید غفران» منتشر شد وزن را رها کرد و به صورت پیشرو سبک نویی را در شعر معاصر فارسی شکل داد.شاملو علاوه بر شعر، فعالیت‌هایی مطبوعاتی، پژوهشی و ترجمه‌هایی شناخته‌شده دارد. مجموعه کتاب کوچه او بزرگ‌ترین اثر پژوهشی در باب فرهنگ عامه مردم ایران می‌باشد. آثار وی به زبان‌های: سوئدی، انگلیسی، ژاپنی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی، روسی، ارمنی، هلندی، رومانیایی، فنلاندی، کردی و ترکی ترجمه شده‌اند. شاملو از سال ۱۳۳۱ به مدت دو سال، مشاور فرهنگی سفارت مجارستان بود.

«نخستین شب شعر بزرگ ایران» در سال ۱۳۴۷، از سوی وابسته فرهنگی سفارت آلمان در تهران برای احمد شاملو ترتیب داده شد. احمد شاملو پس از تحمل سال‌ها رنج و بیماری، در تاریخ ۲ مرداد ۱۳۷۹ درگذشت و پیکرش در امامزاده طاهر کرج به خاک سپرده شده‌است. عشق، آزادی و انسان‌گرایی، از ویژگی‌های آشکار سروده‌های شاملو هستند. سنگ مزار او چندین بار از سوی افراد ناشناسی تخریب شده است


ادامه مطلب


نوع مطلب : احمد شاملو، زندگینامه شاعران، زندگینامه هنرمندان، زندگینامه نویسندگان، 
برچسب ها : احمد شاملو، دائرةالمعارف فرهنگ عامیانه مردم ایران در چندین جلد، شامل اصطلاحات، تعبیرات و ضرب‌المثل‌های فارسی است،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 22 آبان 1394
          
یکشنبه 17 آبان 1394
محمد رضا شفیعی کَدْکَنی (زادهٔ ۱۹ مهر ۱۳۱۸ در کدکن تربت حیدریه) نویسنده و شاعر معاصر ایران است. تخلص وی در شعر م. سرشکاست.

محمدرضا شفیعی کَدکَنی
زادروز۱۹ مهر ۱۳۱۸
۱۲ اکتبر ۱۹۳۹ ‏(۷۶ سال)

کدکن، تربت حیدریه
ملیتایرانی پرچم ایران
تحصیلاتدکتری زبان و ادبیات فارسی ازدانشگاه تهران
پیشهشاعر، استاد دانشگاه، پژوهشگر و نویسنده
نقش‌های برجستهاستاد دانشگاه، شاعر
سبکسبک نو (سبک نیمایی)
دیناسلام[
مذهبشیعه[ن

«به تجربه دریافته‌ام که روشنفکرانِ ما، غالباً، فاقدِ «تقوای سیاسی» اند. به اندک خشم و نفرتی، حتّی شخصی، انواعِ تهمت‌ها را به طرفِ مقابل می‌زنند.... حقیقتِ امر این است که ما مردمی بسیار عاطفی و هیجانی ایم و همین حالاتِ عاطفیِ خود را «عقل» و «سیاست»نام می‌گذاریم و بعد پشیمان می‌شویم. - مقدمهٔ «حالات و مقاماتِ م. امید»، نشر سخن،۱۳۹۰» .


ادامه مطلب


نوع مطلب : دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، زندگینامه شاعران، بیوگرافی اساتید دانشگاه، زندگینامه هنرمندان، شعر نو، 
برچسب ها : پیشه شاعر، استاد دانشگاه، پژوهشگر و نویسنده، دکتر محمد رضا شفیعی کَدْکَنی، ۳۴۴ - زمزمه‌ها ۱۳۴۴ - شبخوانی ۱۳۴۷ - از زبان برگ ۱۳۵۰ - درکوچه باغ‌های نیشابور ۱۳۵۶ - بوی جوی مولیان ۱۳۵۶ - از بودن و سرودن ۱۳۵۶ - مثل درخت در شب باران ۱۳۶۷ - هزاره دوم آهوی کوهی،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 16 آبان 1394

همایون شجریان

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
همایون شجریان
Homayoun Shajarian.JPG
اطلاعات پس‌زمینه
نام اصلیهمایون شجریان
تولد۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۴ تهران
پدر: محمدرضا شجریان
ملیت ایران
سبک‌(ها)موسیقی سنتی ایرانی
استاد(ها)محمدرضا شجریان، حمیدرضا نوربخش، جمشید محبی، اردشیر کامکار، ناصر فرهنگ‌فر
ساز(ها)تنبک، کمانچه
سال‌های فعالیتاز ۱۳۷۰ تا کنون
ناشریندل آواز
سازهای برجسته
تنبک
نوع صوتسنتی ایرانی
محمدرضا شجریان، حسین علیزاده،کیهان کلهر و همایون شجریان در کنسرت لندن.

همایون شجریان (۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۴ تهران) خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی و نوازندهٔ تنبک و کمانچه است. وی پسر محمدرضا شجریانو برادر مژگان شجریان می‌باشد.

زندگی‌نامه و فعالیت هنری[ویرایش]

همایون شجریان در ۳۱ اردیبهشت ۱۳۵۴ در تهران در خانواده‌ای سرشار از موسیقی متولد شد. وی فرزند محمدرضا شجریان است و از کودکی علاقه به موسیقی و ریتم در او نمایان بود تا آن که با تشخیص پدر نزد ناصر فرهنگ‌فر به فراگیری تکنیک و شناخت ریتم که اساس موسیقی است پرداخت و چند سالی هم آموختن را نزد جمشید محبی ادامه داد. از ده‌سالگی به همراه خواهرانش نزد پدر آواز را شروع کرد و در دوران بلوغ روزانه تکنیک آواز و صداسازی را به‌صورت فشرده فراگرفت. در همان زمان به هنرستان موسیقی رفت و کمانچه را به عنوان ساز تخصصی خود انتخاب کرد و در خارج از هنرستان به ادامهٔ فراگیری آن نزد اردشیر کامکار و آشنایی با تار و سنتور به صورت گوشی پرداخت.

او از سال ۱۳۷۰ به‌همراه محمدرضا شجریان در کنسرت‌های آمریکا، اروپا و ایران (با تنبک) همراهی کرد و از ۱۳۷۸ به‌بعد در صحنهٔ کنسرت‌ها به هم‌خوانی با پدرش پرداخت. اولین اثر با حضور او یاد ایام نام دارد که در آن اثر همایون شجریان تنبک نوازی را بر عهده داشته است. همایون شجریان کنسرت‌های بسیاری را با بزرگان موسیقی اجرا کرده و آثار زیادی را به همراه آنان در ایران و جهان منتشر کرده‌است که می‌توان به آلبوم کنسرت‌های «بی تو بسر نمی‌شود» و «فریاد» اشاره کرد که هردو اثر در سال‌های ۲۰۰۳ و ۲۰۰۵ نامزد دریافت جایزه گرمی شدند.

اولین آلبوم همایون شجریان تنهایی خوانندگی آن را بر عهده داشت «نسیم وصل» نام دارد که آهنگ‌سازی آن را محمدجواد ضرابیان بر عهده داشته‌است در سال ۱۳۸۲ منتشر شد. این سرآغازی بود بر اجرای کنسرت‌ها و آلبوم‌های مستقل او. وی پس از آن در سال ۱۳۸۳ دو آلبومشوق دوست و ناشکیبا را منتشر کرد و در سال ۱۳۸۴ نقش خیال را به آهنگ‌سازی علی قمصری به بازار عرضه کرد که با استقبال فراوانی روبرو شد. پس از آن در مهرماه ۱۳۸۵ آلبوم با ستاره‌ها که حاصل همکاری او با محمدجواد ضرابیان می‌باشد را به بازار عرضه کرد. در سال ۱۳۸۷ دو آلبوم قیژک کولی وخورشید آرزو را با همکاری گروه دستان منتشر کرد. او آب، نان، آواز را به آهنگسازی علی قمصری در سال ۱۳۸۸ و آلبوم شب جدایی را در سال ۱۳۸۹ منتشر کرد. در سال ۱۳۹۰ او آلبوم شوق نامه و ای جان جان بی‌من مرو را عرضه کرد. آلبوم شوق نامه به نوعی بازیابی تصانیف منسوب به عبدالقادر مراغه‌ای است که حاصل ۴ سال تلاش گروهی به سرپرستی محمدرضا درویشی است.

البته همایون شجریان تا سال ۱۳۸۸ پدرش را در اجراها همراهی می‌کرد. این دو مدت زمانی عضو گروه آوا بودند و در این دوران دو آلبوم غوغای عشق‌بازانو کنسرت محمدرضا شجریان و گروه آوا اجرا و به بازار عرضه شدند.

ترانه «وطن» بر اساس شعری با همین نام از سیاوش کسرایی از کارهایی بود که همایون شجریان چندی قبل از خرداد ۱۳۳۸۸ منتشر کرد.[۱]





نوع مطلب : زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : همایون شجریان،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 2 آبان 1394

عبرت نیوز: استاد شجریان در مهر ماه سال 1319 بدنبا آمد و 21 ساله بود که ازدواج کرد، استاد می‌گوید: « با دختری بنام فرخنده گل افشان ازدواج کردم که او هم معلم دبستان بود، همسرم خیلی با من همراه بود و با کمک او برمشکلات مالی یک زندگی بسیار محقر پیروز شدیم. عقدکنانم با «فرخنده گل‌افشان» در ۲۱ مهرماه سال ۱۳۴۰ بود و در ۲۰ مردادماه سال ۱۳۴۱ ازدواج‌‌مان را در مشهد جشن گرفتیم، زندگی خانوادگی که حاصل آن سه دختر و یک پسر بود…پس از ازدواج، استاد ازبخش رادکان به روستای شاه‌آباد مشهد به عنوان مدیر دبستان شاه‌آباد مشغول به کارشد.

همایون شجریان و مادرش خانم فرخنده گل افشان همسر نخست شجریان

دختر بزرگش «راحله» در مهرماه سال ۱۳۴۲ در مشهد به دنیا آمد، دومین دخترش افسانه در اردیبهشت سال ۱۳۴۴ در مشهد به دنیا آمد (افسانه شجریان بعدها با پرویزمشکاتیان ازدواج ولی از وی جدا شد).«در همان سال بود که از شاه‌آباد به مشهد منتقل شدم و به تدریس در دبستان پرداختم، آن زمان‌ها والیبال هم بازی می‌کردم و در مسابقات والیبال معلمان مشهد هم حضور داشتم. پس از تدریس در دبستان عبداللهیان مشهد، درسال ۱۳۴۵ به تهران منتقل شدم و به تدریس در دبیرستان صفوی پرداختم.در اردیبهشت سال ۱۳۴۸، دختر سومم مژگان به دنیا آمد.پسرم همایون هم دراردیبهشت سال ۱۳۵۴ به دنیا آمده است. شجریان در سال 71 از همسرش جدا شد .




ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه هنرمندان، محمدرضا شجریان، 
برچسب ها : محمدرضا اولین فرزند خانواده شجریان بود، کتایون خوانساری، م فرخنده گل افشان، درباره همایون و پدرش این است که علاوه بر رابطه پدر، باجناق پدرش هم است،
لینک های مرتبط : عبرت نیوز،
          
شنبه 2 آبان 1394
          
سه شنبه 14 مهر 1394





موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ادبیات ایران وگیلان وتالش