تبلیغات
نازنوروز مهرگانی - مطالب اشعار وکلام سمبلیک
نازنوروز مهرگانی
اعتلای زبان وادبیات میهن عزیزم وپاسداشت بزرگان ادبی وعلمی این مملکت ،نیز همه پژوهشگران ادبیات در ایران و دنیا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ ازهمه کسانی که درعرصه ادبیات کشور فعال وصاحب نظر میباشند استقبال می کند ،همچنانکه به سالکان مبتدی این حوزه با احترام می نگرد و درخواست آنان را اجابت می نماید .گیلان پژوهان ومخصوصا تالش پژوهان وگویشوران تالشی در وبلاگ من سهم عمده ای دارند واین وبلاگ پژوهشهای آنان را ارج می گذاردوسعی درمعرفی آنان دارد.موسیقی سنتی نیز میتواند در حوزه کار ما باشد .صاحب این وبلاگ به صورت مستقیم وغیر مستقیم با دانشجویان زبان وادبیات فار سی وسایر رشته ها در ارتباط است و بدین جهت بعضی از پست ها رابه درخواست آنان دروبلاگ می آورم .به همین مناسبت سطح علمی مطالب میتواند نوسان داشته باشد.گاه به شکل تخصصی وگاه به صورت عام وهمه فهم. توفیق روز افزون برای همه .

مدیر وبلاگ :دکتراحمدرضا نظری چروده
مطالب اخیر
نظرسنجی
به کدامیک از موضوعات زیر بیشتر علاقه مند هستید؟




سخن از زن و اندیشه شعرگونه اوست؛ 
نه تمام زنان و نه همه اندیشه و احساس آنان. جایی كه تبلور اندیشه به میان آید، ذهنیت‌ها از شكل مادی خارج می‌شود و غنای فضل فكر پیش رو می‌آید. در مسیری ژرف و ظریف در هستی شعر زنان سرزمین‌مان از دوردست تا امروز، زیباترین شگفتی‌ها در برابرمان می‌درخشند. هر چند تا ((عصر نیمایی)) شعر زنان جویباری گاه جاری و زمانی خشك بود، اما از آن به بعد سیمای زنان شاعر گسترده‌تر و پربارتر پیش رو آمده است.
زنان روشندل، اقلیت‌ها، شاعرانی كه از نعمت گویایی و شنوایی بی‌نصیب بوده‌اند. حتی زنان شاعری كه از سواد به طور مطلق بهره‌ای نداشته‌اند؛ حضوری با زیباترین شكل ممكن.

در تاریخ ایران، زنان فرهنگ ساز اكثراً شاعرند. در واقع محملی كه زنان توانسته اند به نحوی مقبول تر خود را نشان بدهند شعر و شاعری بوده است. البته مسلما در این عرصه نیز با محدودیت های فراوان روبه رو بوده اند؛ چنانكه تعدادشان به هیچ وجه قابل قیاس با تعداد مردان نیست.

شاید اگر زنی وابسته به دربار یا از شاهزادگان و بزرگان قوم بود. می توانست قد علم كند، وگرنه راه دیگری برای ابراز وجود، برای زنان وجود نداشته است.

اولین زن شاعر
به شهادت تاریخ، اولین زن شاعر ایران، آتوسا نام دارد. آتوسا همسر داریوش و مادر خشایار شاه هخامنشی است.





ادامه مطلب


نوع مطلب : اشعار وکلام سمبلیک، زندگینامه هنرمندان، خاطرات بزرگان ادب فارسی، زندگینامه شاعران، فروغ فرخ زاد، پروین اعتصامی، 
برچسب ها : شاعران زن ایرانی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 27 اردیبهشت 1397
گر درختی از خزان بی برگ شد
یا کرخت از سورت سرمای سخت

هست امیدی که ابر فرودین
برگها رویاندش از فر بخت

بر درخت زنده بی برگی چه غم
وای بر احوال برگ بی درخت 




ای مهربان تر از برگ در بوسه‌های باران
بیداری ستاره ، در چشم جویباران

آیینه ی نگاهت؛ پیوند صبح و ساحل
لبخندِ گاه گاهت ؛ صبح ِ ستاره باران

بازآ که در هوایت ، خاموشی جنونم
فریادها بر انگیخت از سنگ ِ کوهساران

ای جویبار ِ جاری ! زین سایه برگ مگریز
کاین گونه فرصت از کف ، دادند بی شماران

گفتی : "به روزگاری مهری نشسته بر دل!"
"بیرون نمی‌توان کرد، حتی به روزگاران"

بیگانگی ز حد رفت، ای آشنا مپرهیز
زین عاشق ِ پشیمان، سرخیل شرمساران

پیش از من و تو بسیار ، بودند و نقش بستند
دیوار ِ زندگی را زین گونه یادگاران

وین نغمه ی محبت، بعد از من و تو ماند
تا در زمانه باقیست آواز ِ باد و باران

شفیعی کدکنی




ادامه مطلب


نوع مطلب : دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی، زندگینامه شاعران، حکایت های فارسی، خاطرات بزرگان ادب فارسی، عشق در شعر فارسی، اشعار تغزلی، شعر نو، اشعار وکلام سمبلیک، اشعار اجتماعی، نمایش شعر، 
برچسب ها : اشعار شفیعی کدکنی،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 اسفند 1396

غزل شمارهٔ ۴

 
مولوی
 

ای یوسف خوش نام ما خوش می‌روی بر بام ما

ای درشکسته جام ما ای بردریده دام ما

ای نور ما ای سور ما ای دولت منصور ما

جوشی بنه در شور ما تا می شود انگور ما

ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما

آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما

ای یار ما عیار ما دام دل خمار ما

پا وامکش از کار ما بستان گرو دستار ما

در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل

وز آتش سودای دل ای وای دل ای وای ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

محمدرضا شجریان » دود عود » تصنیف دود عود

علی رستمیان » دل من » یوسف خوشنام

احمد شاملو » غزلیات مولوی » ای یوسف خوشنام ما خوش می روی بر بام ما

حسام الدین سراج » رویای وصل » سودای دل

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.




ادامه مطلب


نوع مطلب : عارفان، تصوف، عرفان، عشق در شعر فارسی، اشعار تغزلی، اشعار وکلام سمبلیک، نمایش شعر، 
برچسب ها : هرروزیک غزل ازمولانا به روایت گنجورغزل شمارهٔ 4،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 11 آذر 1396

جاوید مدرس (رافض) نوشته:

دیر مغان شدست دلا گرمـُقام ما
عشقست راه و پیرمغانش هُمام ما
آبش چو آتشست و پزد عقل خام ما
ساقی بنور باده بر افروز جام ما مطرب بگو که دور فلک شد بکام ما
تلخی روزگار بسی گر چشیده ایم
وز مدعی هزار کنایت شنیده ایم
از خود گذشته تا به خدایی رسیده ایم
ما در پیاله عکس رخ یار دیده ا یم ای بیخبر زلذت شرب مدام ما
این دل زرشّ نور ازل بنده شد بعشق
وز بند تن برید چو افکنده شد بعشق
جنت بهشت هرکه چو آکنده شد بعشق
هرگزنمیرد آنکه دلش زنده شد بعشق ثبت است بر جریده عالم دوام ما
از اشک دیده راز نهانم شود عیان
جوئیست همچو رنگ شفق بر رخم روان
تیر جفا روانه مکن ازخم کمان
چندان بود کرشمه و ناز سهی قدان کاید بجلوه سرو صنوبر خرام ما
بر چشم و دل بجز رخ او نیست منظری
مجنون صفت دلا چو به لیلا تو ننگری
در عشق هرگزت نبود میل همسری
ای باد اگر بگلشن احباب بگذری زنهار عرضه ده بر جانان پیام ما
ایمان بیابد عاشق از آئین کافری
بُِردست دین و دل زکف آن ماهرو پری
ای دل زعشق جوی تو رندی و افسری
گو یاد ما زیاد بعمدا چه میبری خود آید آنکه یاد نیاری زنام ما
برق نگاه مست نگارم چو آتشست
فلاح دل ز خرمن عشقش مشوشست
هر روز و شب میان من و دل کشاکشست
مستی به چشم شاهد دلبند ما خوشست زانرو سپرده اند بمستی زمام ما
عیسی دمست باد سحر گه چو جان فزاست
وی کز کرامتت همه جا کار ماست راست
تا جام پـُر مُدام ز وصلت بدست ماست
ترسم که صرفه ای نبرد روز باز خواست نان حلال شیخ زآب حرام ما
از کشتی پیاله ندید ست کس زوال
روز ازل ز رحمت حق باده شد حلال
زان مستی ام همی رسد آوازه کمال
دریای اخضر فلک و کشتی هلال هستند غرق نعمت حاجی قوام ما
از عرش ،مرغ جان زچه آمد به خاکدان
در دام تن شدیم صباحی چو میهمان
رافض بترک تن بجهان کوش دف زنان
حافظ زدیده دانه اشکی همی فشان باشد که مرغ وصل کند قصد دام ما
جاوید مدرس اول (رافض)





نوع مطلب : نمایش شعر، اشعار وکلام سمبلیک، اشعار طنز، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 1 آذر 1396

غزل شمارهٔ ۹

 
حافظ
 

رونق عهد شباب است دگر بستان را

می‌رسد مژده گل بلبل خوش الحان را

ای صبا گر به جوانان چمن بازرسی

خدمت ما برسان سرو و گل و ریحان را

گر چنین جلوه کند مغبچه باده فروش

خاکروب در میخانه کنم مژگان را

ای که بر مه کشی از عنبر سارا چوگان

مضطرب حال مگردان من سرگردان را

ترسم این قوم که بر دردکشان می‌خندند

در سر کار خرابات کنند ایمان را

یار مردان خدا باش که در کشتی نوح

هست خاکی که به آبی نخرد طوفان را

برو از خانه گردون به در و نان مطلب

کان سیه کاسه در آخر بکشد مهمان را

هر که را خوابگه آخر مشتی خاک است

گو چه حاجت که به افلاک کشی ایوان را

ماه کنعانی من مسند مصر آن تو شد

وقت آن است که بدرود کنی زندان را

حافظا می خور و رندی کن و خوش باش ولی

دام تزویر مکن چون دگران قرآن را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : نمایش شعر، اشعار طنز، اشعار وکلام سمبلیک، اشعار تغزلی، عشق در شعر فارسی، عرفان، تصوف، 
برچسب ها : هرروزیک غزل ازحافظ به روایت گنجورغزل،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 30 آبان 1396

غزل شمارهٔ ۸

 
حافظ
 

ساقیا برخیز و درده جام را

خاک بر سر کن غم ایام را

ساغر می بر کفم نه تا ز بر

برکشم این دلق ازرق فام را

گر چه بدنامیست نزد عاقلان

ما نمی‌خواهیم ننگ و نام را

باده درده چند از این باد غرور

خاک بر سر نفس نافرجام را

دود آه سینهٔ نالان من

سوخت این افسردگان خام را

محرم راز دل شیدای خود

کس نمی‌بینم ز خاص و عام را

با دلارامی مرا خاطر خوش است

کز دلم یک باره برد آرام را

ننگرد دیگر به سرو اندر چمن

هر که دید آن سرو سیم اندام را

صبر کن حافظ به سختی روز و شب

عاقبت روزی بیابی کام را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : نمایش شعر، اشعار طنز، اشعار وکلام سمبلیک، اشعار تغزلی، عشق در شعر فارسی، عرفان، تصوف، 
برچسب ها : هرروزیک غزل ازحافظ به روایت گنجور غزل 8،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 28 آبان 1396

گنجور

غزل شمارهٔ ۶

 
حافظ
 

به ملازمان سلطان که رساند این دعا را

که به شکر پادشاهی ز نظر مران گدا را

ز رقیب دیوسیرت به خدای خود پناهم

مگر آن شهاب ثاقب مددی دهد خدا را

مژه سیاهت ار کرد به خون ما اشارت

ز فریب او بیندیش و غلط مکن نگارا

دل عالمی بسوزی چو عذار برفروزی

تو از این چه سود داری که نمی‌کنی مدارا

همه شب در این امیدم که نسیم صبحگاهی

به پیام آشنایان بنوازد آشنا را

چه قیامت است جانا که به عاشقان نمودی

دل و جان فدای رویت بنما عذار ما را

به خدا که جرعه‌ای ده تو به حافظ سحرخیز

که دعای صبحگاهی اثری کند شما را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلات فاعلاتن فعلات فاعلاتن (رمل مثمن مشکول) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : نمایش شعر، اشعار اخلاقی، اشعار حماسی، اشعار اجتماعی، اشعار طنز، اشعار وکلام سمبلیک، اشعار تغزلی، عرفان، عشق در شعر فارسی، تصوف، 
برچسب ها : هرروز یک غزل ازحافظ به روایت گنجور،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 21 آبان 1396

غزل شمارهٔ ۵

 
حافظ
 

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

باشد که بازبینم دیدار آشنا را

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون

نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل

هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند

گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند

اشهی لنا و احلی من قبله العذارا

هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد

دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

آیینه سکندر جام می است بنگر

تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

خوبان (ترکان) پارسی گو بخشندگان عمرند

ساقی بده بشارت رندان پارسا را

حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود

ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام ناظری » ساز نو آواز نو » تصنیف کشتی شکستگان

محسن نامجو » ترنج » دل می رود

محمدرضا شجریان » سر عشق » ضربی ماهور

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » درد عشق – اجرای خصوصی شجریان و موسوی – ماهور

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.



ادامه مطلب


نوع مطلب : نمایش شعر، اشعار اجتماعی، اشعار طنز، اشعار اخلاقی، اشعار وکلام سمبلیک، 
برچسب ها : غزل شمارهٔ 5، دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 آبان 1396

غزل شمارهٔ ۴

 
حافظ
 

صبا به لطف بگو آن غزال رعنا را

که سر به کوه و بیابان تو داده‌ای ما را

شکرفروش که عمرش دراز باد چرا

تفقدی نکند طوطی شکرخا را

غرور حسنت اجازت مگر نداد ای گل

که پرسشی نکنی عندلیب شیدا را

به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر

به بند و دام نگیرند مرغ دانا را

ندانم از چه سبب رنگ آشنایی نیست

سهی قدان سیه چشم ماه سیما را

چو با حبیب نشینی و باده پیمایی

به یاد دار محبان بادپیما را

جز این قدر نتوان گفت در جمال تو عیب

که وضع مهر و وفا نیست روی زیبا را

در آسمان نه عجب گر به گفته حافظ

سرود زهره به رقص آورد مسیحا را

 


ادامه مطلب


نوع مطلب : تصوف، عرفان، اشعار تغزلی، اشعار وکلام سمبلیک، اشعار طنز، اشعار اجتماعی، اشعار اخلاقی، نمایش شعر، 
برچسب ها : هرروزیک غزل ازحافظ به روایت گنجور،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 18 آبان 1396

غزل شمارهٔ ۲

 
حافظ
 

صلاح کار کجا و من خراب کجا

ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا

دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس

کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا

چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را

سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا

ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد

چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا

چو کحل بینش ما خاک آستان شماست

کجا رویم بفرما از این جناب کجا

مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است

کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا

بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال

خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا

قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست

قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا

 


ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه شاعران، عارفان، تصوف، عرفان، عشق در شعر فارسی، اشعار تغزلی، اشعار وکلام سمبلیک، اشعار طنز، اشعار اجتماعی، اشعار اخلاقی، نمایش شعر، 
برچسب ها : هرروزیک غزل ازحافظ به روایت گنجور،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 آبان 1396
 بهار حنجره ام
شاعر : علیرضا نیرآبادی

پروانه ها
از حوصله ام لبریز می شوند،
و بر تمام وسعت اندیشه ام
ردپای آهوان است،
و گاه، سواری،
كه پرشتاب،
می گذرد.
به هر لحظه،
از خودمی پرسم:
اگر گلوی من، آبشخور غزالان باشد
و سینه ام، آشیانه ی پرندگان،
كسی، آیا مرا فریاد خواهد كرد؟!
***********************

اگر سبزه در زهدان زمین خشکیده ست

اگر ترانه روییدن بر لبان برگ ماسیده ست

اگر شبان قطبی را بامدادی نیست

یک روز چکاوکی می آید

تا سر سبزی بهار را تخم بگذارد

آن روز مادر زمین جوان می شود

چونان عروسی

به انتظار زایش نخستین

با نطفه ای از باران و بابونه

شعر از علیرضا نیرآبادی / برگرفته از وبلاگ ایلیا





نوع مطلب : زندگینامه شاعران، بیوگرافی اساتید دانشگاه، اشعار وکلام سمبلیک، اشعار اجتماعی، نمایش شعر، 
برچسب ها : بهار حنجره ام شاعر : علیرضا نیرآبادی،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 21 بهمن 1395
من روی گازم، مثل سوپی سرد از دیشب

در تختخوابت هستم و می سوزمت در تب

من  در پذیرایـی،  اتاقِ  خواب، حمّامت

در شعر های بی مجوز، بی سرانجامت

من، روح سرگردان توی خانه ات شاید                                      

می بینمت  در  انتظاری  و  نمی آید

می بینمت  در  حسرت  آن  ارتباطی که..

می بینمت در مه، در این تصویر ماتی که..

می بینی ام؟ حس میکنی  اصلا حضورم را ؟

این  نانوشته  نامه های  راه  دورم را -

تنها بخوان، من فرق دارم با من قبلی

این دوست  تازه کجا و دشمن قبلی

قبل از تو من مغرور بودم، سخت بودم، حیف..

در عمق دنیای خودم خوشبخت بودم، حیف..

من شعر بودم، درد بودم، زن نبودم، مرد

آن زن که با تو بود،  اصلا من نبودم مرد

بعد از تو من هی زن شدم، هی درد می خوردم

هی  عاشقت  بودم  و  از  این  عشق می مردم

من  خنجرت  را  دیدم  و  از  پشت  می ماندم

انگشت هایم می شکست و مشت می ماندم

"من"  روبه رویت بودم و "او" پشت خطت بود

"تو" مشترک بودی و "من" غرق حسادت بود

روی  لباست  تار  مــــوهای  زیادی  هست

بین "من" و "تو" حرف "او"های زیادی هست

حالا اگـــر چه  دیر،  می فهمم پشیمانی

من بر نمی گردم، خودت هم خوب میدانی

من هستم و می بینی و می خوانی ام هر شب

من، شهوتی  ویران  که  می سوزانمت  در تب

تو نیستی و بی تو من سیگاری و مستم

من با تو زن بودم ولی بی تو خودم هستم

منبع : شعروغزل امروز





نوع مطلب : اشعار تغزلی، اشعار وکلام سمبلیک، اشعار اجتماعی، نمایش شعر، 
برچسب ها : نرگس کاظمی زاده )، من روی گازم،
لینک های مرتبط : شعر و غزل امروز،
          
پنجشنبه 10 دی 1394





موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ادبیات ایران وگیلان وتالش