تبلیغات
نازنوروز مهرگانی - مطالب دکتراحمدرضا نظری چروده
نازنوروز مهرگانی
اعتلای زبان وادبیات میهن عزیزم وپاسداشت بزرگان ادبی وعلمی این مملکت ،نیز همه پژوهشگران ادبیات در ایران و دنیا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ ازهمه کسانی که درعرصه ادبیات کشور فعال وصاحب نظر میباشند استقبال می کند ،همچنانکه به سالکان مبتدی این حوزه با احترام می نگرد و درخواست آنان را اجابت می نماید .گیلان پژوهان ومخصوصا تالش پژوهان وگویشوران تالشی در وبلاگ من سهم عمده ای دارند واین وبلاگ پژوهشهای آنان را ارج می گذاردوسعی درمعرفی آنان دارد.موسیقی سنتی نیز میتواند در حوزه کار ما باشد .صاحب این وبلاگ به صورت مستقیم وغیر مستقیم با دانشجویان زبان وادبیات فار سی وسایر رشته ها در ارتباط است و بدین جهت بعضی از پست ها رابه درخواست آنان دروبلاگ می آورم .به همین مناسبت سطح علمی مطالب میتواند نوسان داشته باشد.گاه به شکل تخصصی وگاه به صورت عام وهمه فهم. توفیق روز افزون برای همه .

مدیر وبلاگ :دکتراحمدرضا نظری چروده
مطالب اخیر
نظرسنجی
به کدامیک از موضوعات زیر بیشتر علاقه مند هستید؟




چهارشنبه‌سوری
West Vancouver, Chaharshanbe Suri, 19 mars 2008, 2.jpg
جشن چهارشنبه‌سوری سال ۲۰۰۹ در ونکوور، کانادا
نام رسمی جشن چهارشنبه‌سوری
یا جشن چهارشنبه پایان سال
برپایی توسط ایران
جمهوری آذربایجان
اقلیم کردستان
در میان ایرانی‌تباران آمریکا، اروپا، کانادا، استرالیا
جشن‌ها برافروختن آتش
پرش از روی آتش
قاشق‌زنی
آجیل مشکل‌گشای
فالگوش
شکاندن کوزه
آتش‌بازی
ترقه
فشفشه

چهارشنبه‌سوری که با نام‌های چهارشنبه آخر سال و شب چهارشنبه سرخ نیز شناخته می‌شود.یکی از جشن‌های ایرانی است که در شب آخرین چهارشنبهٔ سال (سه‌شنبه شب) برگزار می‌شود.


ادامه مطلب


نوع مطلب : ادبیات فارسی، مقالات فارسی، 
برچسب ها : چهارشنبه‌سوری،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 3 اسفند 1394
خانه » همایش » علوم انسانی » ادبیات، فرهنگ » همایش ملی ادبیات غنایی، اردیبهشت ۹۵

همایش ملی ادبیات غنایی، اردیبهشت ۹۵

بازدید از این همایش: 786 بازدید
سطح برگزاری: ملی

اطلاعات برگزاری همایش
فراخوان مقاله همایش ملی ادبیات غنایی، اردیبهشت ۹۵، دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد

برگزار کننده: دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجف آباد

مکان برگزاری:

امکان ارسال مقاله: بله

حوزه های تحت پوشش:   ادبیات، فرهنگ

تاریخ های مهم

تاریخ برگزاری: 22 اردیبهشت 1395

آخرین مهلت ارسال چکیده مقالات:
مهلت ارسال  مقاله به همایش ملی ادبیات غنایی، اردیبهشت ۹۵ تمدید شد
  22 بهمن 94      5 اسفند 94

آخرین مهلت ارسال اصل مقالات:  22 بهمن 94      5 اسفند 94

اعلام نتایج داوری اصل مقالات:  15 اسفند 94

آخرین مهلت ثبت نام: 25 اسفند 94

اطلاعات تماس

دبیر علمی کنفرانس: دكتر محبوبه خراسانی

دبیر اجرایی کنفرانس: دكتر مهرداد چترایی

تلفن تماس با دبیرخانه: 42292165-031

وب سایت همایش: www.lyriclit95.iaun.ac.ir

ایمیل: lyriclit95@iaun.ac.ir

محورهای همایش

  • تاریخچه و سیر تحول و تطور ادبیات غنایی
  • ادبیات غنایی و بلاغت
  • ادبیات غنایی و ادبیات تطبیقی
  • ادبیات غنایی و ادبیات تعلیمی
  • ادبیات غنایی و حماسه
  • رویکردهای اعتقادی در ادبیات غنایی
  • عرفان در ادبیات غنایی
  • ادبیات غنایی و نقد ادبی
  • ادبیات غنایی و تاریخ
  • ادبیات غنایی و اسطوره
  • ادبیات غنایی و فرهنگ عامه
  • ادبیات غنایی و شعر آیینی
  • ادبیات غنایی و جنبش های سیاسی ـ اجتماعی
  • ادبیات غنایی و دفاع مقدس
  • روانشناسی ادبیات غنایی
  • جامعه شناسی ادبیات غنایی
  • سبک شناسی ادبیات غنایی
  • ادبیات غنایی و ادبیات کودکان
  • ادبیات غنایی و هنر
  • داستان و قصه در ادبیات غنایی
  • ادبیات غنایی و نسخه های خطی
  • گونه های غنایی در ادبیات عربی

پوستر کنفرانس

همایش (کنفرانس) ادبیات، فرهنگ  اردیبهشت 1395 ,همایش (کنفرانس) ملی ایران


اطلاعات همایش برگرفته از سایت www.lyriclit95.iaun.ac.ir می باشد.
تاریخ ثبت همایش: ۱۹ دی ۱۳۹۴




نوع مطلب : همایش ها، 
برچسب ها : همایش ملی ادبیات غنایی، اردیبهشت،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 2 اسفند 1394





نوع مطلب : همایش ها، 
برچسب ها : پنجمین همایش ملی نقد ادبی، اردیبهشت ۹۵،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 2 اسفند 1394

سید رضا موسوی هفتادر - یزد

 

مویی سیاه، چشم مرا داغدار کرد
من را به حسّ سادۀ خوبی دچار کرد
 
گاهی نمی‌شود جلوی عشق را گرفت
گاهی نمی‌شود دل خود را مهار کرد
 
باید به هر بهانه، کمی همکلام شد
باید «چو باد عزم سر کوی یار» کرد...
 
آرامشش، نجابتش و سربه‌زیری‌اش
چشمان بی‌حیای مرا شرمسار کرد
 
نرمی گیسوانش و گرمی دستهاش
پائیز تندخوی دلم را بهار کرد
 
در دل قرار دادمش، از دل قرار رفت
آمد که برقرار کند، بی‌قرار کرد...
 
زیباست، ساده است، نجیب است، دلرباست
باید به دوست‌داشتنش افتخار کرد
 
فضل خداست بودنِ او در کنار من
«فضل خدای را که تواند شمار کرد؟»
 
یک‌دم حواسِ روسری‌اش پرت شد، همین!
مویِ سیاه، چشم مرا داغدار کرد




نوع مطلب : اشعار تغزلی، نمایش شعر، 
برچسب ها : غزلی از سید رضا موسوی هفتادر - یزد، مویِ سیاه، چشم مرا داغدار کرد،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 26 بهمن 1394
تصویر صفحه خانگی کنفرانس



نوع مطلب : همایش ها، 
برچسب ها : پنجمین همایش ملی نقد ادبی دانشگاه شهید بهشتی،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 23 بهمن 1394
با سلام
احتراما گواهی می گردد مقاله با عنوان:
تناقضنمایی در اشعار فریدون تولّلی و فریدون مشیری در مورد مرگ و زندگی
و نویسنده/ نویسندگان
دکتر احمدرضانظری چروده
اکبر شجاعی
بصورت پذیرش نهایی جهت چاپ و ارائه شفاهی
» دومین کنگره بین المللی زبان و ادبیات فارسی « در
مورخ دهم بهمن ماه 1394 پذیرفته شده است.




نوع مطلب : همایش ها، 
برچسب ها : دکتر احمدرضانظری چروده اکبر شجاعی، تناقض نمایی در اشعار فریدون تولّلی و فریدون مشیری در مورد مرگ و زندگی،
لینک های مرتبط :
          
چهارشنبه 21 بهمن 1394

یازدهمین گردهمایی بین­ المللی انجمن ترویج زبان و ادب فارسی

 دانشگاه گیلان 17-19 شهریور 1395



ادامه مطلب


نوع مطلب : همایش ها، 
برچسب ها : یازدهمین گردهمایی بین­ المللی انجمن ترویج زبان و ادب فارسی دانشگاه گیلان 17-19 شهریور 1395،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 20 بهمن 1394
نویسندگان: بهرام خوشنودی ، چروده احمدرضا نظری ، داود فیروزان


نوع مطالعه: پژوهشی | موضوع مقاله: تخصصی | دریافت: ۱۳۹۳/۲/۲۹ - پذیرش: ۱۳۹۴/۹/۳۰ - انتشار: ۱۳۹۴/۱۱/۶

چکیده:   

بهارستان جامی در میان آثاری که به تقلید از گلستان سعدی نوشته شده، مقامی شامخ دارد. وجود نمود­های کلامی برجسته در روایت­های جامی، این ظرفیت را ایجاد کرده که بتوان حکایت­های آن را با آرای ساختار­گرایانی چون تزوتان تودوروف در حوزۀ روایت بررسی کرد تا معلوم شود که آیا حکایت­های بهارستان ساختار روایی مناسبی دارند؟ و چه میزان از حکایت­های آن با آرای تودوروف مطابقت دارد؟

تودوروف برای روایت­ها سه نمود قایل است: نمود معنایی، نمود کلامی و نمود نحوی. بیشتر حکایت­های بهارستان، به سبب وجود پی­رفت سُست و ساختاری ضعیف، به گونه­ای است که تطبیق و بررسی سایر تئوری­های تحلیل متن ادبی در آنها، زیاد چشمگیر و قابل ملاحظه نیست. در حالی­که در حیطۀ نمود کلامی، خصوصاً چهار مولّفۀ: وجه، زمان، دید و لحن، به شکل معناداری با نظریّۀ تودوروف در حیطۀ روایت قابل تفسیر است.

برای مشاهده مقاله کامل ودانلود آن به لینک های زیر مراجعه فرمایید

دکتراحمدرضانظری چروده


واژه‌های کلیدی: روایت، ساختار‌گرایی، بوطیقا، تزوتان تودوروف، نمود کلامی،





نوع مطلب : دکتراحمدرضانظری چروده، مقالات فارسی، 
برچسب ها : روایت، ساختار‌گرایی، بوطیقا، تزوتان تودوروف، نمود کلامی، : بهرام خوشنودی، چروده احمدرضا نظری،
لینک های مرتبط : متن شناسی ادب فارسی (پژوهش های زبان و ادبیات فارسی سابق) علمی - پژوهشی مجله دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان، XML بررسی ساختار روایت در حکایت‌های بهارستان جامی براساس بوطیقای ساختارگرای تزوتان تودوروف، [English Abstract] بهرام خوشنودی ، چروده احمدرضا نظری ، داود فیروزان،
          
جمعه 9 بهمن 1394

ایستادن بر شانه‌های غول


این تصویر برگرفته شده از اساطیر یونانیکه یک غول اوریون کور خدمتکارشCedalion را برروی شانه‌های خود حمل می‌کند.

کوتوله ایستاده بر شانه‌های غول (به لاتین: nanos gigantum humeris insidentes) استعاره «کشف حقیقت بر پایه اکتشافات پیشین» است.

معروف ترین اسفاده از این تعبیر عبارتی است از اسحاق نیوتون در نامه ۱۶۷۶ به زبان انگلیسی:

اگر فاصله دورتری را دیده‌ام با ایستادن بر شانه‌های غول ها بوده است.





نوع مطلب :
برچسب ها : اسحاق نیوتون، ایستادن بر شانه‌های غول،
لینک های مرتبط : گوگل اسکولار دکتر چروده،
          
پنجشنبه 8 بهمن 1394

نظر به استقبال شما پژوهشگران گرامی دبیرخانه دومین کنگره بین المللی فرهنگ و اندیشه دینی تاریخ دریافت مقالات را که تا 1 دی ماه 94 بود، برای علاقه مندان تا تاریخ 15 فروردین ماه 95 تمدید نمود.







نوع مطلب : همایش ها، 
برچسب ها : تمدید فراخوان مقاله همایش بین المللی فرهنگ و اندیشه دینی موسسه سفیران فرهنگی مبین،
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 4 بهمن 1394

انسان قرن بیست و یکم بی اراده است

شاعر : سید مهدی نژاد هاشمی

هرچند دل بریدن ِاز خویش ساده است
انسان قرن بیست و یکم بی اراده است

زخم غروب می چکد از چشم هایمان
تنها ترین مسافرِشب ، سهم جاده است

دل داده ایم روز خوش از راه می رسد
دنیا برابر دلمان ایستاده است ...

سگ دو که می زنیم به جایی نمی رسیم
یک لقمه نان سواره و آدم پیاده است

حتا برای دیدن عمق عذابمان
آیینه های غم زده بی استفاده است

ققنوس سر به زیر دل آتشین من

تنها تو را به معجزه ی عشق زاده است

تا پای آخرین هوست ایستاده ام                    


سخت است عاشق باشی و خود را نبازی

شاعر : سید مهدی نژاد هاشمی

یک جانبه ما را نبر در پیش قاضی
سخت است عاشق باشی و خود را نبازی

وقتی نگاهم می کنی می پاشد از هم
این سرزمین با یورش ِ اقوام تازی

تو قوم وحشی می شوی من سربداران
جنگ حقیقی نیست جای بچه بازی

اصلن خدا می خواست مثل ریل آهن
خط تفکرهای ما باشد موازی

چشمان ِتو ناز است اما ناز کم کن
ای کاش می شد با دل ِ تنگم بسازی

بین من و تو اتفاقی قد کشیده
دیوار برلین از فرو پاشی ِ نازی

تو درحقیقت می روی یکباره از دست
از این خبر آشفته دنیای مجازی

یک پنجره باز است رو به بی نهایت
هرگز نشد جز تو دل دیوانه راضی

آخر چگونه می شود سرجمع باشد
درآن واحد کشتن و بنده نوازی


 سید مهدی نژاد هاشمی




نوع مطلب : نمایش شعر، اشعار تغزلی، 
برچسب ها : سید مهدی نژاد هاشمی، سخت است عاشق باشی و خود را نبازی، انسان قرن بیست و یکم بی اراده است،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 3 بهمن 1394
چ

سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
دیروز
سید حاج فکری احمدی زاده(ملحق)
 
نازنینم ....تو 
بهترین شعری با قافیه ای
بی نظیر،
قوس و قدح شعر هایم ؛
ردیف چشمانت توست
استعاره ای در کار نیست
زیبایی را از شعاع لبانت می گیرم
.... و هرزگاه؛
ان را به داندن
می کنم باز ... بداهه 
پ.ن
آیا چشمات به نگاهم عادت کرده یا هنوز؟

دکتر بزرگوار شعر زیبایتان مرا یاد این بداهه خودم انداخت که امروز می خواستم باای عزیزی اهدا کنم که پشیمان شدم چه خوب مناسب شد اینجا قرارش بدهم و تشکری ویژه از شما نمایم بابت شعر زیبایتان مرحبا

روده



نوع مطلب : نمایش شعر، شعر نو، اشعار تغزلی، دکتراحمدرضانظری چروده، 
برچسب ها : سیدحاج فکری احمدی زاده، ملحق،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 بهمن 1394
هدروچ/
درگهواره دره ای زیبا/
خرامان/
به تماشا ایستاده است/

*
مقلوب احساس من ،هدروچ/
کبوتران پرواز را به خاطر بسپار/
که از دامان پرنوازشت/
به پرواز نشستند/
وتورا درخواب عمیق زمستانی/
رها کردند/

**
هدروچ تنها منم به بالین تو/
به پیشگاه پرغرورت/
به بدرقه پاییز بی کسی ات /
با جان آمده ام/
وزمستان بی برگی ات را/
به نظاره برخاستم/

***
خانه ات را /
آشیانه ات را/
به جاروب پاییز وزمستان/
حلاج روزگار /
روفته است/

****
واین منم به تمنای تو ایستاده /
وتورا با اشکهایم نوازش میکنم /
احمد چروده





نوع مطلب : شعر نو، نمایش شعر، دکتراحمدرضانظری چروده، 
برچسب ها : هدروچ/سروده ای ازاحمدرضانطری چروده،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 بهمن 1394
من سالها زیسته ام وزن را/

قافیه برادرم/

وردیف خواهرخوانده من است

***
هرروز/

 

وزن وقافیه وردیف را/

 

در چشمان تو جمع می کنم /

 

که شعری ردیف شود /

 

که قافیه اش تو باشی/

****
برای ردیف ترین شعرمن /

 

قلبت بایسته است/

*****

اما قلب من /

در ردیف قلب تو/

 

جناس مصحف است


تا به جناس تام برسد وبه ایهام تناسبی/

باید ترکیبش را/

تجزیه کنم/


وناقصش کنم /

******

واما نامش  چه بنامم

 

حرفی نیست

 

لایق چشمانت

چروده/هدروچ





نوع مطلب : اشعار تغزلی، نمایش شعر، 
برچسب ها : حرفی نیست لایق چشمانت، احمدرضانظری،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 2 بهمن 1394

باران محبت

آن زمان  که خداوند/

قالب آدم را به گل سرشت/

وباران محبت را ازدلش به دل آدم ریخت

و همراه بدرقه عشق درزمین به ودیعه نهاد /

من زاده شدم

وابلیس گرداگرد من می گشت /

تاازبینی آدم آویخت/

من نظاره گر بودم حاشایش را/

*

آن زمان که گرشاه/

آن حیات  فانی/

همراه گاو اوگدات/

سر از رود برآوردند/

من دوهزار سال صبر کردم/

تا ازصلب  گیه مرت،نطفه ای بر جدار کوهی افتاد/

ومن زاده شدم /

واهورامزدا به تحسین من شعرها سرود عاشقانه/

**

آن زمان که الوهیم زمین وآسمانها را خلق کرد درهفت روز خلقت/

باز من بودم /

ودیدم که زمین مرا ستایش میکرد/

***

 من از سه صلب آمده ام/

بی آنکه رنگی بر پیکرمن باشد

****

روزان وشبان طی شد /

تا به چشم خویش دیدم/فلاطون  خم نشین را/

که شراب محبت را،سرحکمت را/

یک جرعه  به کام من ریخت /

تا من بویی از انسان گرفتم/

وآدم شدم .





نوع مطلب : شعر نو، نمایش شعر، 
برچسب ها : باران محبت،
لینک های مرتبط :
          
دوشنبه 28 دی 1394


اختلال هراسی فوبیا
چه موقعی ضربان قلب‌مان را به‌طور واقعی احساس می‌کنیم؟
این احساس تپش قلب که اشاره می‌کنید دلایل متفاوتی دارد، مثلا اختلال هراس می‌تواند تپش قلب ایجا کند. به‌طور معمول اختلال ترس (فوبیا) شامل احساس وحشت به‌طور ناگهانی است و بی اختیار و اغلب بدون دلیل تکرار می‌شود.

در طول مدتی که می‌ترسید قلب شما تند می‌زند و ممکن است عرق کنید یا تنفس سریع، احساس ضعیف بودن، بیهوش شدن و سرگیجه داشته باشید.

علایم بدنی این اختلال ترس چیست؟
علایم بدنی آنقدر شدید است که ممکن است فکر کنید در حال مرگ هستید و نشانه‌های آن می‌تواند همانند علایم یک حمله قلبی باشد. ممکن است در قفسه سینه احساس درد کنید، آهسته نفس بکشید، احساس خفگی کنید و حتی کنترل تان را از دست بدهید. حمله می‌تواند در خانه یا بیرون خانه روی دهد و حتی شما را از خواب عمیق بیدارکند. یک حمله تنها چند دقیقه به طول می‌انجامد، اما برای ده دقیقه یا بیشتر ادامه می‌یابد و بعد از آنکه متوقف شد، شما احساس کوفتگی و خستگی می‌کنید.

از آنجایی که زمان بروز حمله غیرقابل پیش‌بینی است، اغلب باعث ایجاد ترس و هیجان شدید یا نگرانی مداوم می‌شود و احتمال می‌دهید حمله در هر زمانی به وجود آید.

وجود مشکل قلبی هم می‌تواند تپش قلبمان را دچار اختلال کند؟
بله. فیبریلاسیون دهلیزی قلب یکی از مواردی است که تپش قلب را تشدید می‌کند. مشخصه این بیماری، ضربان قلب نامنظم و اغلب سریع است. این حالت یک بی‌نظمی شایع قلب است که اغلب افراد مسن را مبتلا می‌کند. در فیبریلاسیون حفره‌های بالایی قلب بسیار سریع و نامنظم می‌تپند. سرعت ضربان بطن‌ها نیز افزایش می‌یابد و یک ریتم قلبی سریع و نامنظم ایجاد می‌کنند.

انقباضات زودرس قلب نیز می‌توانند احساس تپش و ضربان قلب را ملموس کنند.

انقباضات یا ضربان‌های زودرس، اغلب ضربان‌هایی هستند پراکنده که گاهی فرد آنها را اینگونه توصیف می‌کند:"انگار بند قلبم پاره می‌شود." این ضربان‌ها معمولا خطری را متوجه فرد نمی‌سازند.

همچنین برخی اوقات با افزایش فعالیت بدنی مثل ورزش، ضربان قلب تند می‌شود که فرد به خوبی تپش قلب خود را احساس می‌کند، اما مشکلی برای شخص به وجود نمی‌آید.

آیا مشکلات تیروئید هم می‌تواند موجب احساس تپش قلب ‌شود؟
بله، به نکته خوبی اشاره کردید. پرکاری تیروئید می‌تواند چنین علامتی داشته باشد. در این بیماری، ضربان سریع و نامنظم قلب یا تپش قلب را احساس می‌کنیم. البته باید به یاد داشته باشیم که ضربان قلب در چنین بیماری یک موقعیت اورژانس است و با حالت‌های طبیعی متفاوت است، بنابراین اگر دچار پرکاری تیروئید هستید باید حتما درمان شوید و گرنه می‌تواند عوارض شدیدی در پی داشته باشد. این عوارض شامل مشکلات قلبی نظیر ضربان سریع قلب، ضربان نامنظم قلب یا فیبریلاسیون بطنی است.

در برخی موارد نیز نارسایی احتقانی قلب روی می‌دهد. این بیماری نزد زنان در مقایسه با مردان بیشتر است. اگر چه این بیماری می‌تواند در هر سنی ایجاد شود، اما در جوانان و میانسالان بیشتر روی می‌دهد.

تعداد ایده‌آل ضربان قلب
ضربان قلب حاصل یک دوره انقباض کامل قلب یعنی پر و خالی شدن آن از خون است. هر دوره این انقباضات در یک فرد بزرگسال سالم کمتر از یک ثانیه طول می‌کشد. به همین دلیل تعداد ضربان قلب طبیعی در هر دقیقه برای آقایان حدود 70 و برای خانم‌ها حدود 75 ضربه است. این تعداد برای نوزادان که گردش خون سریع‌تر و تنفس تندتری دارند تا 130 ضربه در دقیقه هم طبیعی است.

  


 




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
شنبه 26 دی 1394

از این همه شعر

لبانت...

ردیف ترین دو بیتی دنیاست.


*شکرانه قاسمی معافی


احمدرضانظری چروده
این همه لطف 
از لبان تو 
میچکد
***
حافظ را
سعدی را
****
باز
به آسمان دنیا 
میکشانی
*****
تا دفتری
دیگر انشاکنند  
تقدیم به شکرانه قاسمی معافی




نوع مطلب : اشعار تغزلی، نمایش شعر، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 24 دی 1394
 
آخرین مهلت ثبت نام
20 بهمن 1394


آخرین مهلت ارسال مقاله
15 بهمن 1394


تاریخ برگزاری
16 اسفند ماه 1394





ادامه مطلب


نوع مطلب : همایش ها، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 20 دی 1394

نجمه زارع در 29 آذرماه 1361 در شهرستان کازرون دیده به جهان گشود. وی شش ماه پس از تولد همراه با خانواده‌اش به قم عزیمت نمود و در آنجا ساکن شدند. دوران دبستان را در مدرسه‌ی «اوسطی» قم گذراند و دوران راهنمایی و دبیرستان را به ترتیب در مدارس «نرجسیه» و «شهدای چهارمردان» پشت سر گذاشت. طی سال‌های 79 تا 81 در دانشگاه همدان به تحصیل در رشته‌ی عمران پرداخت و سرانجام به صورت با اشتباه پزشک معالجش در تاریخ 31 شهریور 1384 دارفانی را وداع گفت.

وی در دوران کوتاه زندگی خود با حدود 30 عنوان برگزیده در کنگره‌های شعر و سرایش 4 دفتر شعر، نام خود را در حافظه‌ی ادبی ایران ثبت نمود.

 

وقتی دلم به سمت تو مایل نمی‌شود
باید بگویم اسم دلم ، دل نمی‌شود

دیوانه‌ام بخوان که به عقلم
نیاورند
دیوانه‌ی تو است که عاقل نمی‌شود

تکلیف پای عابران چیست؟
آیه‌ای
از آسمان فاصله نازل نمی‌شود

خط می‌زنم غبار هوا را که بنگرم

آیا
کسی زِ پنجره داخل نمی‌شود؟
می‌خواستم رها شوم از عاشقانه‌ها

دیدم که در نگاه
تو حاصل نمی‌شود
تا نیستی تمام غزل‌ها معلّق اند

این شعر مدتی‌ست که کامل
نمی‌شود

 *******************

ضعیف و لاغر و زرد و صدای خواب‌آور
کنار بستر من قرص‌های خواب‌آور

لجن گرفتم از این سرگذشت ویروسی
از این تب، این تبِ مالاریای خواب‌آور

منی که منحنی زانوان زاویه‌دار
جدا نمی‌کندم از هوای خواب‌آور

همین تجمع اجساد مومیایی شهر
مرا کشانده به این انزوای خواب‌آور

زمین رها شده دورِ مدارِ بی‌دردی
و روزنامه پر از قصه‌های خواب‌آور

هنوز دفترِ خمیازه‌های من باز است
بخواب شعر! در این ماجرای خواب‌آور

******************************

از خاطرات گمشده می‌آیم تابوتی از نگاه تو بر دوشم
بعد از تو من به رسمِ عزاداران غیر از لباسِ تیره نمی‌پوشم
در سردسیری از منِ بیهوده وقتی که پوچ و خسته و دلسردم
شب‌ها شبیه خواب و خیال انگار تب می‌کند تن تو در آغوشم
تکثیر می‌شوند و نمی‌میرند سلول‌های خاطره‌ات در من
انگار مانده چشم تو در چشمم لحن صدای گرمِ تو در گوشم
هرچند زیر این‌همه خاکستر، آتش بگیر و شعله بکش در من
حتی پس از گذشت هزاران سال روشن شو ای ستاره خاموشم
بعد از تو شاید عاقبتِ من نیز مانند خواجه حافظِ شیراز است
من زنده‌ام به شعر و پس از مرگم مردُم نمی‌کنند فراموشم


 فضای خانه که از خنده های ما گرم است
چه عاشقانه نفس می کشم ! هوا گرم است

دوباره “دیده امت” زّل بزن به چشمانی
که از حرارت ” من دیده ام ترا ” گرم است

بیا گناه کنیم عشق را … نترس … ، خدا ،
هزار مشغله دارد ، سر ِ خدا گرم است

******************

بعید نیست سرم را غزل به باد دهد
و آبروی مرا در محل به باد دهد

زبان سرخ و سرِ سبز و چند نقطه…، مرا
دوصد کنایه و ضرب‌المثل به باد دهد

چه‌قدر نقشه کشیدم برای زندگیم
بعید نیست که آن را اجل به باد دهد

 **********************

کفشِ چرمی ـ چتر ـ فروردین ـ خیابانِ شلوغ
یک شب بارانی غمگین خیابانِ شلوغ

می‌رود تنهای تنها، باز هم می‌بینمش
باز هم رد می‌شود از این خیابانِ شلوغ

 ***********************




ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه هنرمندان، اشعار اجتماعی، نمایش شعر، 
برچسب ها : نجمه زارع و اشعار منتشر نشده اش،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 15 دی 1394

روح‌الله خالقی

روح‌الله خالقی (۱۲۸۵ خورشیدی - ۲۱ آبان ۱۳۴۴)، استاد موسیقی ایرانی، آهنگساز و نوازندهٔ ویولن بود. وی آهنگساز سرود «ای ایران» بود. خالقی از شاگردان اصلی علینقی وزیری بود و تلاش او برای احیای موسیقی ایرانی در دورانی که توجه رسمی به این موسیقی کاهش یافته بود، تأثیرگذار و مهم شمرده می‌شود. او کتابی به نام سرگذشت موسیقی ایران دربارهٔ سرگذشت موسیقی، موسیقی‌دانان و نوازندگان ایرانی هم‌عصر خود و کتابی به نام نظری به موسیقی شامل نظریه‌ای برای موسیقی ایرانی و غربی نوشته‌است.
روح‌الله خالقی
زادروز ۱۲۸۵ خورشیدی
کرمان، ایران
درگذشت ۲۱ آبان ۱۳۴۴ (۵۹ سال)
سالزبورگ، اتریش
آرامگاه گورستان ظهیرالدوله تهران
ملیت ایرانی
پیشه استاد موسیقی ایرانی، آهنگساز، موسیقی دان، پژوهشگر
همسر ایران‌الملوک جهانسوزشاهی
فرزندان گلنوش، فرهاد و فرخ
وبگاه
www.rkac.com



ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه هنرمندان، زندگینامه نویسندگان، 
برچسب ها : روح‌الله خالقی،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 12 دی 1394
حسین گل‌گلاب، (۱۲۷۶ تهران - ۱۳۶۳ تهران) گیاه‌شناس، ادیب، نویسنده، شاعر، مترجم، استاد دانشگاه، نوازنده، موسیقی‌دان، عکاس و هنرمند ایرانی بود. او به زبان‌های فرانسه، انگلیسی، روسی، عربی و لاتین تسلط داشت و در زمینه معادل‌یابی برای واژه‌های علمی از متخصصان فرهنگستان ایران بود. سروده‌های مشهور «ای ایران» و «آذرآبادگان» از جمله کارهای اوست.
حسین گل‌گلاب
زادروز ۱۲۷۶
تهران
درگذشت ۲۲ اسفند ۱۳۶۳ (۸۷ سالگی)
تهران بهشت زهرا
آرامگاه بهشت زهراقطعه 8 ردیف 106 شماره 13
ملیت ایران ایران
آثار سرود ای ایران (ترانه)
همسر بایسته جزایری
فرزندان فرخ، هما و داریوش گل‌گلاب
والدین ابوتراب خان (مهدی مصورالملک)



ادامه مطلب


نوع مطلب : زندگینامه شاعران، زندگینامه هنرمندان، 
برچسب ها : حسین گل‌گلاب،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 12 دی 1394
    مهدی اخوان ثالث
    شاعر
    مهدی اخوان ثالث شاعر پرآوازه و موسیقی‌پژوه ایرانی بود. نام و تخلص وی در اشعارش «م. امید» بود.
    تولد: ۱ مارس ۱۹۲۹ م.، مشهد
    مرگ: ۲۶ اوت ۱۹۹۰ م.، تهران
    کتاب‌ها: ترا ای کهن بوم و بر دوست دارم، بیشتر

    مهدی اخوان ثالث (زاده اسفند ۱۳۰۷، مشهد- درگذشته ۴ شهریور ۱۳۶۹، تهران) شاعر پرآوازه و موسیقی‌پژوه ایرانی بود. نام و تخلص وی در اشعارش«م. امید» بود.

    اشعار او زمینهٔ اجتماعی دارند و حوادث زندگی مردم در آن زمان را به تصویر کشیده است و دارای لحن حماسی آمیخته با صلابت و سنگینی شعر خراسانی بوده است و اشعار او در بردارندهٔ ترکیبات نو و تازه بوده است

    اخوان ثالث در شعر کلاسیک فارسی توانمند بود. وی به شعر نو گرایید و آثاری در هر دو نوع شعر به جای نهاد. همچنین، او آشنا به نوازندگی تار و مقام‌های موسیقیایی بوده است





ادامه مطلب


نوع مطلب : خاطرات بزرگان ادب فارسی، زندگینامه شاعران، اخوان ثالث، 
برچسب ها : سیمین بهبهانی، مهدی اخوان ثالث، ابوالحسن نجفی، حسن پستا، محمود مشرف آزاد تهرانی، محمدعلی سپانلو،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 11 دی 1394

شعر گرگ از زنده یاد فریدون مشیری-- صدا و فیلم

 

شعر گرگ از زنده یاد فریدون مشیری

صدا و فیلم 

----------------------------------- 

 

گفت دانایی که: گرگی خیره سر،

هست پنهان در نهاد هر بشر!
---------------

لاجرم جاری است پیکاری سترگ

روز و شب، مابین این انسان و گرگ
---------------

زور بازو چاره ی این گرگ نیست

صاحب اندیشه داند چاره چیست

---------------
ای بسا انسان رنجور پریش

سخت پیچیده گلوی گرگ خویش

---------------
وی بسا زور آفرین مرد دلیر

هست در چنگال گرگ خود اسیر 

---------------

هر که گرگش را در اندازد به خاک

رفته رفته می شود انسان پاک 

---------------

وآنکه از گرگش خورد هردم شکست

گرچه انسان می نماید گرگ هست 

---------------

وآن که با گرگش مدارا می کند

خلق و خوی گرگ پیدا می کند 

---------------

در جوانی جان گرگت را بگیر!

وای اگر این گرگ گردد با تو پیر 

---------------

روز پیری، گر که باشی هم چو شیر

ناتوانی در مصاف گرگ پیر 

---------------

مردمان گر یکدگر را می درند

گرگ هاشان رهنما و رهبرند 

---------------

اینکه انسان هست این سان دردمند

گرگ ها فرمانروایی می کنند 

---------------

وآن ستمکاران که با هم محرم اند

گرگ هاشان آشنایان هم اند 

---------------

گرگ ها همراه و انسان ها غریب

با که باید گفت این حال عجیب؟...

-------------------------

ویدئو با صدا و تصویر زنده یاد فریدون مشیری را ببینید

روی آدرس زیر کلیک کنید:

http://www.namasha.com/v/qiuhidK6









نوع مطلب : فریدون مشیری، نمایش شعر، خاطرات بزرگان ادب فارسی، 
برچسب ها : "رامسرنیوز" نخستین پایگاه خبری تحلیلی شهرستان رامسر،
لینک های مرتبط : "رامسرنیوز" نخستین پایگاه خبری تحلیلی شهرستان رامسر،
          
جمعه 11 دی 1394
فریدون مشیری
Fereydoon Moshiri.jpg
فریدون مشیری
زمینهٔ کاری شعر فارسی
زادروز ۳۰ شهریور ۱۳۰۵
تهران
پدر و مادر ابراهیم مشیری افشار
مرگ ۳ آبان ۱۳۷۹ (۷۴ سال)
تهران
ملیت  ایران
محل زندگی تهران، مشهد
جایگاه خاکسپاری قطعه هنرمندان بهشت زهرا
پیشه شاعر، روزنامه‌نگار
همسر(ها) اقبال اخوان (۱۳۷۹-۱۳۳۳)
فرزندان بهار، بابک
وب‌گاه رسمی وب‌گاه فریدون مشیری


ادامه مطلب


نوع مطلب : فریدون مشیری، زندگینامه شاعران، خاطرات بزرگان ادب فارسی، زندگینامه هنرمندان، شعر نو، 
برچسب ها : در تهران به دنیا آمد، فریدون مشیری، بهشت زهرای تهران،
لینک های مرتبط :
          
جمعه 11 دی 1394

استاد فریدون مشیری این چنین نقل  میکندکه:



سالها پیش یکی از دوستان که  با خانواده اش


به آمریکا کوچ کرد از زیبای های امریکا و غرب


برایم گفت و به من پیشنهاد اقامت در امریکا را کرد
.


استاد از
دوستش یک شب وقت خواست تا در این


 باره فکر کند. این شعر
جوابی است که استاد به



دوستشان گفتن.


 تو از این دشت خشک تشنه روزی کوچ خواهی کرد

و اشک من ترا بدرود خواهد گفت.

نگاهت تلخ و افسرده است.

دلت را خار خار نا امیدی سخت آزرده است.

غم این نابسامانی همه توش وتوانت را زتن برده است.

 

تو با خون و عرق این جنگل پژمرده را رنگ و رمق دادی.

تو با دست تهی با آن همه طوفان بنیان کن در افتادی.

تو را کوچیدن از این خاک ،دل بر کندن از جان است. 
تو را با برگ برگ این چمن پیوند پنهان است.

تو را این ابر ظلمت گستر بی رحم بی باران

تو را این خشکسالی های پی در پی

تو را از نیمه ره بر گشتن یاران

تو را تزویر غمخواران ز پا افکند

تو را هنگامه شوم شغالان

بانگ بی تعطیل زاغان

در ستوه آورد.

 

تو با پیشانی پاک نجیب خویش

که از آن سوی گندمزار

طلوع با شکوهش خوشتر از صد تاج خورشید است

تو با آن گونه های سوخته از آفتاب دشت

تو با آن چهره افروخته از آتش غیرت

که در چشمان من والاتر از صد جام جمشید است

تو با چشمان غمباری

که روزی چشمه جوشان شادی بود

و اینک حسرت و افسوس بر آن سایه افکنده ست

خواهی رفت.

و اشک من ترا بدروردخواهد گفت

 

من اینجا ریشه در خاکم

من اینجا عاشق این خاک اگر آلوده یا پاکم

من اینجا تا نفس باقیست می مانم

من از اینجا چه می خواهم،نمی دانم؟!

 

امید روشنائی گر چه در این تیره گیهانیست

من اینجا باز در این دشت خشک تشنه می رانم

من اینجا روزی آخر از دل این خاک با دست تهی

گل بر می افشانم

من اینجا روزی آخر از ستیغ کوه چون خورشید

سرود فتح می خوانم

و می دانم

تو روزی باز خواهی گشت

 




ادامه مطلب


نوع مطلب : فریدون مشیری، شعر نو، نمایش شعر، 
برچسب ها : دشت خشک تشنه، خار خار نا امیدی، فریدون مشیری، ریشه در خاک، فریدون مشیری ـ کوچه،
لینک های مرتبط :
          
پنجشنبه 10 دی 1394
من روی گازم، مثل سوپی سرد از دیشب

در تختخوابت هستم و می سوزمت در تب

من  در پذیرایـی،  اتاقِ  خواب، حمّامت

در شعر های بی مجوز، بی سرانجامت

من، روح سرگردان توی خانه ات شاید                                      

می بینمت  در  انتظاری  و  نمی آید

می بینمت  در  حسرت  آن  ارتباطی که..

می بینمت در مه، در این تصویر ماتی که..

می بینی ام؟ حس میکنی  اصلا حضورم را ؟

این  نانوشته  نامه های  راه  دورم را -

تنها بخوان، من فرق دارم با من قبلی

این دوست  تازه کجا و دشمن قبلی

قبل از تو من مغرور بودم، سخت بودم، حیف..

در عمق دنیای خودم خوشبخت بودم، حیف..

من شعر بودم، درد بودم، زن نبودم، مرد

آن زن که با تو بود،  اصلا من نبودم مرد

بعد از تو من هی زن شدم، هی درد می خوردم

هی  عاشقت  بودم  و  از  این  عشق می مردم

من  خنجرت  را  دیدم  و  از  پشت  می ماندم

انگشت هایم می شکست و مشت می ماندم

"من"  روبه رویت بودم و "او" پشت خطت بود

"تو" مشترک بودی و "من" غرق حسادت بود

روی  لباست  تار  مــــوهای  زیادی  هست

بین "من" و "تو" حرف "او"های زیادی هست

حالا اگـــر چه  دیر،  می فهمم پشیمانی

من بر نمی گردم، خودت هم خوب میدانی

من هستم و می بینی و می خوانی ام هر شب

من، شهوتی  ویران  که  می سوزانمت  در تب

تو نیستی و بی تو من سیگاری و مستم

من با تو زن بودم ولی بی تو خودم هستم

منبع : شعروغزل امروز





نوع مطلب : اشعار تغزلی، اشعار وکلام سمبلیک، اشعار اجتماعی، نمایش شعر، 
برچسب ها : نرگس کاظمی زاده )، من روی گازم،
لینک های مرتبط : شعر و غزل امروز،
          
پنجشنبه 10 دی 1394

دیگر جواب نامه هـای مرا هم....ولش کن هیچ

آخـــر خـودت بگــو مگر دل آدم...ولش کن هیچ

تا کــــی شبیه سیر و سرکــه بجوشد دلـــــم بـــی تو؟

می ترسم این سکوت و فاصله کم کم...ولش کن هیچ

شب تــــا ســـــحر درون جمــجمه ام وول می خورد

یک مشت فکر و ذکر درهم و برهم...ولش کن هیچ

حس می کنم کـــه هر دقیقه سرم گیـــج میرود

اصلا پس از تو حال من به جهنم...ولش کن هیچ

گفتــــم برای حاجتـــم بـــه خــــدا رو بینــدازم

اینقدر گریه کرده ام سر جانم...ولش کن هیچ

حالـــم از این سوال کهنه بهم میخورد دیگر

این روزها برای عالم و آدم...ولش کن هیچ

حالا طناب و چـارپــایــــه و بغضــی ترک خورده...

یک لحظه زنگ میزنم که بگویم...ولش کن هیچ!





نوع مطلب : اشعار تغزلی، اشعار اجتماعی، نمایش شعر، 
برچسب ها : دیگر جواب نامه های مرا هم....ولش کن هیچ(زهرا شعبانی)، دکترنظری چروده، زهرا شعبانی،
لینک های مرتبط : چابک غزال دکتر چروده،
          
چهارشنبه 9 دی 1394

ابواسحاق جویباری

ابواسحاق ابراهیم بن محمد بخاری جویباری یا محمدابراهیم بن محمد از پیشگامان سرودن شعر به فارسی بوده‌است. اولین شغل وی زرگری بوده است. او در روزگار سامانیان می‌زیسته‌است. شعر زیر از اوست:

به ابر پنهان کرد آفتاب تابان را
به سبزه بنهفت آن لاله برگ خندان را
به سوی هر دو مهش برد و شاخ ریحان بود
به شاخ مورْد به پیوست شاخ ریحان را
بتی که خسته‌دلان را به بوسه درمان‌است
دریغ دارد از این درددیده درمان را
به ابر نیسان مانم کنون من از غم او
سزد که صنعت خوبست ابر نیسان را
به یک گذر که سحرگاه بر گلستان کرد
بهشت کرد سراسر همه گلستان را


ادامه مطلب


نوع مطلب : ابوزراعه معمری، ابوحفص سغدی، ابواسحاق جویباری، شاعران پارسی گو از آغاز تا امروز، 
برچسب ها : ابوزراعه معمری، ابوحَفص حکیم پسر احوص سُغدی، ابواسحاق جویباری،
لینک های مرتبط : ویکی پدیا،
          
دوشنبه 7 دی 1394
          
یکشنبه 6 دی 1394

شاعران سده سوم تا ششم هجری

جستارهای وابسته





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
یکشنبه 6 دی 1394


( کل صفحات : 12 )    ...   3   4   5   6   7   8   9   ...   


موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ادبیات ایران وگیلان وتالش