نازنوروز مهرگانی
اعتلای زبان وادبیات میهن عزیزم وپاسداشت بزرگان ادبی وعلمی این مملکت ،نیز همه پژوهشگران ادبیات در ایران و دنیا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ ازهمه کسانی که درعرصه ادبیات کشور فعال وصاحب نظر میباشند استقبال می کند ،همچنانکه به سالکان مبتدی این حوزه با احترام می نگرد و درخواست آنان را اجابت می نماید .گیلان پژوهان ومخصوصا تالش پژوهان وگویشوران تالشی در وبلاگ من سهم عمده ای دارند واین وبلاگ پژوهشهای آنان را ارج می گذاردوسعی درمعرفی آنان دارد.موسیقی سنتی نیز میتواند در حوزه کار ما باشد .صاحب این وبلاگ به صورت مستقیم وغیر مستقیم با دانشجویان زبان وادبیات فار سی وسایر رشته ها در ارتباط است و بدین جهت بعضی از پست ها رابه درخواست آنان دروبلاگ می آورم .به همین مناسبت سطح علمی مطالب میتواند نوسان داشته باشد.گاه به شکل تخصصی وگاه به صورت عام وهمه فهم. توفیق روز افزون برای همه .

مدیر وبلاگ :دکتراحمدرضا نظری چروده
مطالب اخیر
نظرسنجی
به کدامیک از موضوعات زیر بیشتر علاقه مند هستید؟




تمدید مهلت ارسال مقالات  تا 1399/3/31

بنا به درخواست مکرر همکاران و دانشجویان تحصیلات تکمیلی در دانشگاه­های سراسر کشور و نیز شرایط و اوضاع ناشی از ویروس کرونا، دبیرخانه گردهمایی پانزدهم با نظر موافق انجمن ترویج زبان و ادب فارسی  و کمیته علمی همایش تا پایان خرداد 1399 مهلت دریافت مقالات را تمدید کرد.



ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 6 خرداد 1399

یونگ و کشف روان - بخش چهارم: سایه (Shadow)

یونگ و کشف روان - بخش چهارم: سایه (Shadow)

چنانچه گفتیم، ناخودآگاه نزد یونگ از دو بخش تشکیل می شود: ناخودآگاه شخصی و ناخودآگاه جمعیناخودآگاه شخصی حاصل تجربه و زیست فرد در طول حیات خویش است. اما ناخودآگاه جمعی، فصل مشترکی در روان بشر است و از بدو تولد با اوست. بخشی از آن حاصل تکامل نوع بشر و در واقع روح جمعی اوست. به بیان ساده تر ناخودآگاه جمعی، فصلی مشترک در میان تمامی آدمیان و ناخودآگاه بشر در طول تاریخ است. ناخودآگاه جمعی از کهن الگوها و غرایز تشکیل می شود.

کهن الگوها بی شمارند، بطور مستقیم نمی توان آنها را تجربه کرد اما بتجربه، می توان بروز و ظهور آنها را شناخت. در بین این بی شمار کهن الگوها، سه کهن الگوی سایه، آنیما و آنیموس آشکاراتر، تن به تجربه فرد می دهند و بیشترین و آزار دهنده ترین تأثیر را بر "خود" دارند. این سه کهن الگو بخشی اصلی از مدل یونگ از روان انسان هستند.

همچنین گفتیم زندگی از دید یونگ زمانی حقیقی است که در جهت خویشتن (Self) باشد. خویشتن هدف زندگی و رشد روانی است و این سفر به سوی خویشتن را یونگ، فرآیند تفرد یا فردیت یافتگی نامیده است. طی طریقی که ماحصل آن، تولدی دوباره و انسانی تمامیت یاقته، مستقل و یگانه است.

اولین گام در خودشناسی، و سفر بسوی خویشتن، روبرو شدن با سایه و پذیرش اوست. یونگ می گوید: "ملاقات با خود حقیقی در اصل ملاقات باسایه خود است. سایه گذرگاهی تنگ و در باریکی است که هرکس وارد ژرفای چاه تاریک وجود شود نمی تواند از فشار آن برحذر بماند. اما فرد نباید به خاطر این درد از شناخت آن بگریزد."

سایه (Shadow) چیست و چگونه ایجاد می شود؟

سایه استعاره ای است که یونگ برای اشاره به بخشی از تاریک خانه ناخودآگاه آدمی بکار می گیرد که حامل ویژگی های فرومایه ی شخصیت است. چه کسی می تواند ادعا کند خود را غرق در افکار منفی و ناشایست نیافته، یا رفتاری ناشایست، هرگز از او سر نزده است؟ آدمی برای فرار از آنچه از درون او نشات گرفته به کجا می تواند بگریزد؟

می‌گریزم تا رگم جنبان بود/کی فرار از خویشتن آسان بود؟(مثنوی-دفتر پنجم)

سایه مشکلی اخلاقی است که شخصیت آگاه ما را به چالش می کشد و برای هیچ کس بطور کامل، بحالت خودآگاه در نمی آید مگر با جد و جهدی عظیم. یونگ معتقد بود جنگی در جهان اتفاق نمی افتاد اگر مردم از سایه ی خویش آگاهی می داشتند. (cw10-p455)

هر شخص مطابق با باورها و ارزش های خود، ویژگی هایی از شخصیت را مثبت و بعضی دیگر را منفی قلمداد می کند. ویژگی هایی که شخص، مثبت قلمداد می کند ممکن است تبدیل به نقابی (پرسونا) شوند که به دیگران نمایش میدهد و ویژگی های منفی، به گوشه ای در ناخودآگاه رانده می شود تا نه در برابر دیدگان خودش باشد و نه دیگران. این گوشه تاریک را یونگ سایه می خواند. مثبت یا منفی بودن ویژگی هایی که به سایه رانده می شوند، کاملا به شخص بستگی دارد. یونگ می گوید (برگرفته از مجموعه آثار-9- پ13) مواردی هستند که فرد ویژگی های مثبت شخصیتی خود را سرکوب کرده و به سایه رانده است که در این حالت "خود" اساسا نقشی منفی و نامطلوب را بازی می کند.

یونگ می گوید ترجیح می دهم کامل باشم تا خوب. کامل بودن از دید یونگ یعنی پذیرش همه ابعاد شخصیت، چه مثبت و چه منفی. او می گوید هرجا سایه هست تضاد و تناقض نیز هست و بدون آن هیچ کس کامل نیست. "مردمان دو بعدی با پرسونا یا صورتکی که پیش روی خود گرفته اند و در پشت آن پنهان شده اند یکی انگاری کرده اند و خود به آن صورتک بدل شده اند. صورتک به خودی خود سایه پدید نمی آورد. تنها تصویری کاملا واضح از یک شخصیت است که بر صفحه ای نقش بسته است، هیچ عیب و لغزشی در او نیست و هیچ لکه ای بر سراسر تصویر نمی یابید. ولی وقتی متوجه می شوید سایه ندارد، می فهمید که با یک صورتک سر و کار دارید و انسان واقعی پشت آن تصویر جای گرفته است."

برای نمونه شجاعت ویژگی است که ممکن است از دید شخص مثبت قلمداد شود و تبدیل به بخشی از نقاب او گردد. حال آنکه پشت این نقاب ترس های فراوانی ریشه دوانده باشند. یا تنبلی، ویژگی باشد که شخص نخواهد به دیگران نشان دهد و آنرا به سایه خود تبعید کند.

سایه با پنهان کاری هم سرشت است. از همین رو پنهان کاری و هرچیزی که باعث می شود دست به پنهان کاری بزنیم باعث تقویت سایه می شود.

این بخش از سایه، شخصی است و از محتویات ناخودآگاه شخصی آدمی، فربه شده است. اما هسته و انرژی دیگری هم در ناخودآگاه جمعی هست که یونگ آنرا کهن الگوی سایه می داند. کهن الگویی که یونگ آنرا شر مطلق می داند.

بخش دیگری از سایه تحت تاثیر رفتارهای جمعی ایجاد می شود. همراهی با گروه و نقاب تعلق به گروه را بر چهره داشتن می تواند باعث پیوند سایه گروه و سایه فرد گردد.

در خیابانی رانندگی می کنید که رانندگان در آن به قانون احترام نمی نهند و شما نیز تشویق می شوید قانون را نادیده بگیرید. در امتحانی شرکت می کنید که همه در حال تقلب کردن هستند و شما متقلب بودن را در آن شرایط امری ناپسند نمی شمرید. یا ملتی که خود را باهوش از دیگر ملت ها می داند. اینها مثالهایی هستند که نشان می دهند چگونه سایه جمع می تواند باعث بزرگ تر شدن سایه فرد شوند.




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 6 خرداد 1399

یونگ و کشف روان - بخش سوم : خویشتن (Self)

یونگ و کشف روان - بخش سوم : خویشتن (Self)

گوهر خود را هویدا کن کمال این است و بس

خویش را در خویش پیدا کن کمال این است و بس

(میرزا حبیب خراسانی)

شرق تاثیری شگرف بر اندیشه و نظریه های یونگ داشته است. وحدت بنیادین عالم، در عین تکثر و جلوه ها و تضادهای ظاهری، بن مایه فکر و فرهنگ عرفانی شرق از هزاران سال پیش تا کنون بوده است. هنودوها، آتمن را حقیقت وجود آدمی می دانند، آتمن همان خود واقعی است. همان ذره ای که خود عین حقیقت جهان یا برهمن است. در مسیر خودشناسی، شناخت آتمن نخستین قدم است. آتمن آن بخش نادیدنی و خدایی و جوهره و حقیقت وجود آدمی است و در عین حال با آن حقیقت یگانه جهان یکی است. یونگ نیز خویشتن را حقیقت روان آدمی می داند و همانند هنودوها آن را خدای درون می نامد(مجموعه آثار -7- پ 399).

1- خویشتن بزرگ ترین نیروی روان است و در عمیق ترین لایه های ناخودآگاه قرار دارد. خویشتن، کهن الگوی تمامیت و یکپارچگی و وحدت ابعاد مختلف و متضاد روان: وحدت خودآگاه و ناخودآگاه، جنبه های مردانه و زنانه، خیر وشر است. خویشتن نه تنها هسته و مرکز روان است، بلکه کل ماهیت روانی ما یعنی خودآگاه و ناخودآگاه را در بر گرفته و سامان می بخشد. خویشتن است که باعث تجلی شخصیت به عنوان یک کل یکپارچه می شود.

2-خویشتن در رویا بصورت شخصیت برتر مانند پادشاه، قهرمان، پیامبر و ناجی یا نمادهای تمامیت مانند دایره، مربع نمایان می شود و با ماندالا نشان داده می شود.

3- خویشتن تعریفی بسیار وسیع تر از کهن الگو دارد و مانند کهن الگوی کهن الگوها عمل می کند. منبع گرایش به سمت کمال و تعالی در آدمی است و در این مسیر، سایر کهن الگوها را نیز بکار می گیرد و سازمان دهی می کند.

4- خویشتن هم هدف رشد روانی و هم سازمان دهنده آن است.

یونگ می گوید: "خویشتن هدف زندگی ماست. زیرا کاملترین بیان آن ترکیب واقعی است که تفرد می نامیم". خویشتن، درجه ای است که با طی طریق می توان بدان متحقق شد. صرف دانستن این نکته که خویشتنی هست و حقیقت وجود آدمی است، تغییرچندانی در روند رشد بوجود نمی آورد. باید بسوی خویشتن گام برداشت. این سفر بسوی خویشتن را یونگ فرآیند فردییت نامیده است.

فرآیند فردییت، بطور خلاصه پیراستن روان از نقاب ها، پذیرفتن تضادها، روبرو شدن با سایه و نیمه تاریک وجود و پذیرش آن و آشتی با جنبه های مردانه و زنانه روان است.

گام برداشتن در مسیر تفرد بسیار مشکل و گاهی دردآور است. مستلزم رویارویی و پذیرش بسیاری از جنبه های منفی شخصیت و عبور از تاریکخانه ها و گیر و گرفت های روح است که معمولا ترجیح می دهیم با فرافکنی و انکار خود را مبرا از آنها بدانیم.





ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 6 خرداد 1399

یونگ و کشف روان - بخش دوم : نا خودآگاه جمعی، غرایز و کهن الگوها

یونگ و کشف روان - بخش دوم : نا خودآگاه جمعی، غرایز و کهن الگوها

چنانچه گفتیم، ناخودآگاه نزد یونگ از دو بخش تشکیل می شود: ناخودآگاه شخصی و ناخودآگاه جمعی.

ناخودآگاه جمعی؛ لایه عمیق تری در ناخودآگاه است که تجربه و زیست شخص در شکل گیری آن نقشی ندارد، غیر شخصی است و در میان همه آدمیان مشترک.

در اندیشه یونگ، ناخودآگاه جمعی، روح جمعی بشر استاو می گوید روان انسان نیز مانند سایر اندام ها، تاریخ تکامل خود را دارد و آثار این تکامل، در ناخودآگاه جمعی، ثبت و ضبط شده و بر فرد تاثیر می گذارد. او می گوید: "گرچه ما ابنا نوع بشر، صاحب زندگی شخصی خودمان هستیم، در حدی وسیع، نمایندگان، قربانیان و مروجین روحی جمعی هستیم که سالیان عمرش با قرن ها حساب می شود. همه عمر می توانیم بیندیشیم که به راه خود می رویم و شاید هرگز پی نبریم که در قسمت اعظم آن، نعش هایی بر صحنه تماشاخانه جهانیم.(خاطرات، رویاها، اندیشه ها)"

به بیانی دیگر، ناخودآگاه جمعی، ناخودآگاه نوع انسان در طول تاریخ است.

ناخودآگاه جمعی در اندیشه یونگ مانند یک حلقه اتصال بین انسان ها است. برای نمونه ممکن است دوست شما دچار ناراحتی باشد و شما بدون اینکه از این ناراحتی اطلاعی داشته باشید، در درون خود احساس یا نشانه هایی از این ناراحتی بیابید. بی گمان اگر این شعر مولانا را که گفته است: "چنان بسته است جان تو بجانم/ که هر چیزی که اندیشی بدانم" را برای یونگ بخوانید، او پای ناخودآگاه جمعی را وسط خواهد کشید.

ناخودآگاه جمعی از دو بخش به هم مرتبط تشکیل شده است: غرایز و کهن الگوها

1- غریزه:

Instincts

غریزه در معنای عام، رهنمودی است درونی بی آنکه از کسی یا به تقلید فراگرفته شده باشد. بسیاری از اعمال و رفتارهایی که در حیوانات مشاهده می شود به غریزه نسبت داده می شود. مانند مهاجرت پرندگان یا تولید مثل آنان. در مورد انسان هم مثال معروف غریزه، مکیدن پستان توسط نوزاد است. عمل مکیدن را کسی به نوزاد یاد نداده و گویی رهنمودی است که از همان بدو تولد در روان او موجود بوده است. همین ویژگی در مورد امور معنوی و صرفا در مورد انسان را فطرت می نامند. مانند خداشناسی، گرایش به زیبائی، آزادی، حقیقت‌جوئی یا میل به کمال.





ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 6 خرداد 1399

یونگ و کشف روان - بخش اول: خودآگاه و ناخودآگاه شخصی

یونگ و کشف روان - بخش اول: خودآگاه و ناخودآگاه شخصی

پیش نوشت : در این نوشتار "خود" برای" Ego" و "خویشتن" برای " Self" گزیده شد. برگردان یکسانی برای این واژه ها نیست. برخی "ego" را "من" و "Self" را "خود" گرفته اند.

 

با وجود تمام پیشرفت ها در عرصه علم و تکنولوژی و دگرگونی که در چهره جهان بیرون بوجود آورده ایم، هنوز هم جهان درون یعنی جان و روان آدمی، سرزمین ناشناخته هاست و پرسش های بی پاسخ فراوانی در این وادی پیش روی ما قرار دارد.

تن ز جان و جان ز تن مستور نیست

لیک کس را دید جان دستور نیست

روان را نمی توان زیر میکروسکوپ برد. نظریات و مدل هایی که روان کاوانی چون فروید و یونگ استخراج کرده اند حاصل کار و مشاهدات بالینی آنها بوده. فروید را پدر علم روانکاوی می دانند. واژه ناخودآگاه را اول بار او برای اشاره به بخشی از روان که برای انسان هنوز هم چندان شناخته شده نیست برگزید.

پیش از فروید، ظهور و بروز ناخودآگاه را می شناختند. گاه "بی خود بودن" را که امروزه بروز ناخودآگاهش می خوانیم امری مقدس شمرده می شد و گاهی جنون و سودازدگی. اما فروید با نام نهادن بر آن و جلب توجه ما به این بخش، از واقعیتی بزرگ درباره دنیای درون انسان پرده برداشت.

در این سلسله نوشتار سعی خواهد شد نقشه و ساختمانی که یونگ از روان آدمی بدست می دهد، ساده و خلاصه تشریح شود. در بخش های نخستین، به نظریات فروید رجوع کرده ایم. هم برای گشوده تر شدن موضوع و هم نشان دادن تاثیری که فروید بر یونگ داشته است.

فروید روان انسان را به دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم بندی کرد. تلقی یونگ از ناخودآگاه علیرغم اشتراکات فراوانی که با فروید داشت، متفاوت بود. یونگ نیز روان انسان را به دو بخش خودآگاه و ناخودآگاه تقسیم کرد اما ناخودآگاه نزد یونگ خود شامل دو بخش ناخودآگاه شخصی و ناخودآگاه جمعی بود.

تصویر زیر شمایی از ساختمان روان، در نظریات یونگ است که در کتاب تحلیل رویا درج شده:

مدل یونگ از روان

1- خودآگاه، هر آنچه از آن وقوف داریم.

مانند اندیشیدن و تحلیل منطقی (یونگ، تحلیل منطقی را وجه تمایز خودآگاه می داند). آنچه امروز علم خوانده می شود ازخودآگاهی حاصل می شود.

"خود" یا Ego مرکز خودآگاهی است و به ما حس هویت می دهد.

یونگ "خود" و آگاهی را بسیاری مواقع یکی گرفته است. "خود" در پی حفظ امنیت و تسلط و به عبارت دقیق تر احساس تسلط است. از این رو بسیاری از امیال و بروز های ناخودآگاه را که ناسازگار بداند، سرکوب می کند و خاطراتی از این دست را از دایره خودآگاهی، واپس می راند.

این بخش از روان برای ما شناخته شده و در دسترس است و در واقع هوشیاری آنی ماست. قرن ها بواسطه آن، احساس تسلط بر اعمال، رفتار و اندیشه های خود داشته ایم. فروید با کشف ناخودآگاه، انسان را از کرسی تسلط بر خود پایین کشید و بعد ها یکی از پیروان مکتب فروید، ژاک لکان، نشان داد که این احساس تسلط سرابی بیش نیست.

پرسونا یا نقاب (Persona)در تعامل با دیگران و جامعه ساخته می شود.

نقاب پوششی است که Egoبرای پنهان ساختن ماهیت حقیقی خود از دیگران ایجاد می کند. در واقع نقاب بر چهره می گذاریم و می خواهیم دیگران ما را آنگونه ببینند. و البته ما هم از طریق همین نقاب به دنیا نگاه می کنیم.

به هر حال فرد، تصویری از خواست دیگران دارد و عامدانه یا غیر عامدانه نقابی برای پذیرش خود نزد آنها یا تاثیر گذاری بر آنها، بر مبنای آن تصویر ایجاد می کند.

قاب  (Persona)  در تعامل با دیگران و جامعه ساخته می شود

یونگ می گوید: "خودآگاه ما متوجه چیزی است که جهان می نامیم. برایِ اینکه بتوانیم در جهان حرکت کنیم به تلقی یا پرسونا نیاز داریم که نقاب یا ماسکی است که با آن به جهان می نگریم. افرادی که پرسونایِ بسیار قوی دارند،چهره هایِ بسیار نقاب وار دارند. زنی را در میانِ مراجعانم به یاد دارم که چنین چهره و قیافه ای داشت. برایِ مردان موجودی آنیمایی بود،اسرار آمیز و مجذوب کننده، درست به خاطرِ نقابش ... می گفتند که آن زن طبعِ متعادل و بسیار مسالمت جویی دارد، اما او در درون خلافِ این بود، پاره پاره و آکنده از تناقض هایِ عجیبِ شخصیتی بود. این زن بدونِ آن نقاب کاملاً معمولی می شد و جذابیتی نداشت.پرسونا در حقیقت رنگی است که ما به قیافۀ مان می مالیم."

نقاب داشتن گاهی لازم و ضروری است. برای نمونه رعایت آداب در جمع، گاهی به معنی رفتار بر اساس اصولی است که هنوزبرای شخص درونی نشده است.

گاهی هم شخص عامدانه و آگاهانه از نقاب استفاده می کند زیرا از پرداخت بهای حقیقی بودن، سر باز می زند.

گاهی فرد از برداشتن نقاب واهمه دارد. یا ممکن است در نقاب خود غرق شود و خود را با آن یکی پندارد. در این حالت شخص در معرض مشکلات روانی قرار خواهد گرفت.

 





ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 6 خرداد 1399





موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ادبیات ایران وگیلان وتالش
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic