نازنوروز مهرگانی
اعتلای زبان وادبیات میهن عزیزم وپاسداشت بزرگان ادبی وعلمی این مملکت ،نیز همه پژوهشگران ادبیات در ایران و دنیا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ ازهمه کسانی که درعرصه ادبیات کشور فعال وصاحب نظر میباشند استقبال می کند ،همچنانکه به سالکان مبتدی این حوزه با احترام می نگرد و درخواست آنان را اجابت می نماید .گیلان پژوهان ومخصوصا تالش پژوهان وگویشوران تالشی در وبلاگ من سهم عمده ای دارند واین وبلاگ پژوهشهای آنان را ارج می گذاردوسعی درمعرفی آنان دارد.موسیقی سنتی نیز میتواند در حوزه کار ما باشد .صاحب این وبلاگ به صورت مستقیم وغیر مستقیم با دانشجویان زبان وادبیات فار سی وسایر رشته ها در ارتباط است و بدین جهت بعضی از پست ها رابه درخواست آنان دروبلاگ می آورم .به همین مناسبت سطح علمی مطالب میتواند نوسان داشته باشد.گاه به شکل تخصصی وگاه به صورت عام وهمه فهم. توفیق روز افزون برای همه .

مدیر وبلاگ :دکتراحمدرضا نظری چروده
مطالب اخیر
نظرسنجی
به کدامیک از موضوعات زیر بیشتر علاقه مند هستید؟




بیوگرافی تقی وحیدیان کامیار و آثارش /استاد دانشگاه فردوسی

n00108409-b

تقی وحیدیان کامیار (زادهٔ ۱۳۱۳ در مشهد) پژوهشگر، ادیب و زبان‌شناس، دارای دکتری زبان‌شناسی از دانشگاه تهران است.

وی در دانشگاههای شهید چمران (جندی‌شاپور) اهواز و سپس در دانشگاه فردوسی مشهد به تدریس اشتغال داشته و هم‌اکنون بازنشسته شده‌است. چندین کتاب و مقاله، بیشتر در موضوعات عروض و قافیهٔ فارسی و نیز دستور زبان فارسی، از او منتشر شده‌است.

آثار

  • دستور زبان عامیانهٔ فارسی، انتشارات باستان، ۱۳۴۳
  • دستور فارسی با روش نو، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۴۴
  • برسی وزن شعر عامیانه فارسی، انتشارات آگاه، ۱۳۵۷
  • وزن و قافیهٔ شعر فارسی، تهران: مرکز نشر دانشگاهی، ۱۳۶۷
  • نوای گفتار در زبان فارسی، اهواز:دانشگاه شهید چمران (جندی شاپور) ویراست دوم، مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسی
  • دستور زبان فارسی (به‌همراه غلامرضا عمرانی)، تهران: انتشارات سمت
  • بدیع: از دیدگاه زیبایی‌شناسی، تهران: انتشارات سمت
  • فرهنگ قافیه در زبان فارسی، مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسی
  • ادبیات فارسی ۱، دورهٔ پیش‌دانشگاهی رشتهٔ ادبیات و علوم انسانی، تهران: وزارت آموزش و پرورش
  • دستور زبان فارسی گفتاری، تهران: انتشارات الهدی
  • فرهنگ نام آوایی فارسی، مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسی، ۱۳۷۵
  • برسی منشأ وزن شعر فارسی، مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۷۶ چاپ سوم
  • تصحیح دیوان کاتبی نیشابوری، با همکاری جوادی نیا و خومحمدی، مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۸۲
  • مجموعه مقالات زبان چگونه شعر می‌شود، مشهد: انتشارات دانشگاه آزاداسلامی، ۱۳۸۳
  • فرهنگ اوزان شعر فارسی، مشهد: انتشارات دانشگاه فردوسی، ۱۳۸۹
  • تذکره شاعران مشهد، با همکاری محمد عظیمی و به کوشش خومحمدی، مشهد: انتشارات حوزهٔ هنری خراسان رضوی،

مصاحبه ای از استاد را با خبرگزاری کتاب بخوانید:

حمیدیان کامیار در گفت‌و‌گو با خبرگزاری کتاب ایران(ایبنا) گفت: زمانی مرحوم پرویز ناتل خانلری در اروپا درباره اوزان شعر فارسی گفته بود که تعداد آن‌ها بیش از ۱۰۰ وزن است و تعجب تمامی جمع حاضر را برانگیخت؛ چراکه تعداد کل تمام اوزان شعر در زبان‌های اروپایی هم به ۱۰۰ نمی‌رسد.

وی ادامه داد: اما در این کتاب من ۶۰۰ وزن را در شعر فارسی پیدا و معرفی کرده‌ام. البته توجه داشته باشیم که این تعداد نیز محدود نیست و قابل افزایش است؛ چراکه وزن شعر فارسی زایاست.

این زبان‌شناس با تاکید بر انجام این پروژه پژوهشی طی ۲۰ سال اظهار داشت: هجای آخر در یک وزن می‌تواند کوتاه، بلند یا کشیده باشد و قدما هر یک از آن‌ها را چند وزن حساب می‌کردند؛ اما در پژوهشی که انجام داده‌ام موارد این‌چنینی را یک وزن در نظر گرفته‌ام.

وی درباره ساختار این کتاب توضیح داد: علاوه بر ارائه توضیحاتی درباره شعر فارسی و پیشینه آن، اوزان آثار تمامی شاعران پیش از رودکی را بر اساس کتاب «شاعران بی دیوان» تا شاعران معاصر بررسی، و مشخص کرده‌ام که این شاعران در هر بحر چه تعداد شعر و در چه قالب‌هایی سروده‌اند.

وحیدیان‌ کامیار افزود: برخی از اوزان شعر کاربرد بیشتر و برخی دیگر کاربرد کمتری دارند. به عنوان مثال معروف‌ترین اوزان متعلق به حافظ است؛ او حدود ۴۰ وزن حافظ بیشتر به کار گرفته است. اما گاهی در یک وزن تنها چند نمونه شعر سروده شده است.

وی به اوزان شعر عربی اشاره کرد و گفت: سرودن شعر در اوزان شعر فارسی بسیار ساده‌تر از سرودن شعر در اوزان شعر عربی است. این امر به دلیل گستردگی اوزان شعر فارسی است. شاعر وزن را برای سرودن شعر انتخاب نمی‌کند. بلکه شعر با وزن خود در ذهن او شکل می‌یابد. بنابراین دست شاعر در بیان احساس خود در وزن‌های مختلف باز است.

این استاد دانشگاه ادامه داد: این در حالی است که شعر عربی تنها حدود ۶۰ وزن را در برمی‌گیرد. بنابراین شاعر باید تمام عواطف شعری خود را در این ۶۰ وزن بگنجاند. این محدودیت دشواری‌هایی را در پی دارد.

وی در پاسخ به این پرسش که «آیا اوزان شعر نیمایی نیز در این اثر معرفی شده‌اند»، گفت: در شعر نیمایی اوزان را نمی‌توانیم از نظر طولی بررسی کنیم. برهمین اساس به اوزان شعر نیمایی در این کتاب نپرداخته‌ام.

وحیدیان کامیار در پایان به تعریف ارسطو از شعر اشاره و تشریح کرد: طبق تعریف ارسطو شعر سخنی خیال‌انگیز است که یا ما را شاد می‌کند یا غمگین. پس توجه داشته باشیم هر سخنی که وزن داشته باشد شعر نیست. به عبارت دیگر اوزان به تنهایی عنصر زیبایی شعر به حساب نمی‌آیند.

تقی وحیدیان کامیار متولد ۱۳۱۳ در مشهد، محقق، ادیب، زبان‌شناس و دارای دکترای زبان‌شناسی از دانشگاه تهران است.

وحیدیان کامیار در دانشگاه‏های شهید چمران(جندی‌شاپور) اهواز و سپس در دانشگاه فردوسی مشهد به تدریس اشتغال داشته و تاکنون چندین کتاب و مقاله، بیشتر در موضوعات عروض و قافیه فارسی و نیز دستور زبان فارسی، از او منتشر شده ‌است.

«وزن و قافیه شعر فارسی»(مرکز نشر دانشگاهی)، «نوای گفتار در زبان فارسی»(انتشارات دانشگاه مشهد)، «دستور زبان فارسی»(انتشارات سمت)، «بدیع: از دیدگاه زیبایی‌شناسی»(انتشارات سمت)، «فرهنگ قافیه در زبان فارسی»(انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد)، «ادبیات فارسی ۱»(وزارت آموزش و پرورش) و «دستور زبان فارسی گفتاری»(انتشارات الهدی) عنوان آثار منتشر شده وحیدیان کامیار است.

«فرهنگ اوزان شعر فارسی» در ۷۵۲ صفحه توسط انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد منتشر شد.





نوع مطلب : زندگینامه شاعران، مقالات زبان شناسی، خاطرات بزرگان ادب فارسی، بیوگرافی اساتید دانشگاه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 6 بهمن 1396

غزل شمارهٔ ۱۵

 
مولوی
 

ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را

باخویش کن بی‌خویش را چیزی بده درویش را

تشریف ده عشاق را پرنور کن آفاق را

بر زهر زن تریاق را چیزی بده درویش را

با روی همچون ماه خود با لطف مسکین خواه خود

ما را تو کن همراه خود چیزی بده درویش را

چون جلوه مه می‌کنی وز عشق آگه می‌کنی

با ما چه همره می‌کنی چیزی بده درویش را

درویش را چه بود نشان جان و زبان درفشان

نی دلق صدپاره کشان چیزی بده درویش را

هم آدم و آن دم تویی هم عیسی و مریم تویی

هم راز و هم محرم تویی چیزی بده درویش را

تلخ از تو شیرین می‌شود کفر از تو چون دین می‌شود

خار از تو نسرین می‌شود چیزی بده درویش را

جان من و جانان من کفر من و ایمان من

سلطان سلطانان من چیزی بده درویش را

ای تن پرست بوالحزن در تن مپیچ و جان مکن

منگر به تن بنگر به من چیزی بده درویش را

امروز ای شمع آن کنم بر نور تو جولان کنم

بر عشق جان افشان کنم چیزی بده درویش را

امروز گویم چون کنم یک باره دل را خون کنم

وین کار را یک سون کنم چیزی بده درویش را

تو عیب ما را کیستی تو مار یا ماهیستی

خود را بگو تو چیستی چیزی بده درویش را

جان را درافکن در عدم زیرا نشاید ای صنم

تو محتشم او محتشم چیزی بده درویش را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

هژیر مهرافروز » من خانه نمی دانم » چیزی بده درویش را

پوریا اخواص » ای سرخوشان » درویش

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.


غزل شمارهٔ ۱۵

 
مولوی
 

ای نوش کرده نیش را بی‌خویش کن باخویش را

باخویش کن بی‌خویش را چیزی بده درویش را

تشریف ده عشاق را پرنور کن آفاق را

بر زهر زن تریاق را چیزی بده درویش را

با روی همچون ماه خود با لطف مسکین خواه خود

ما را تو کن همراه خود چیزی بده درویش را

چون جلوه مه می‌کنی وز عشق آگه می‌کنی

با ما چه همره می‌کنی چیزی بده درویش را

درویش را چه بود نشان جان و زبان درفشان

نی دلق صدپاره کشان چیزی بده درویش را

هم آدم و آن دم تویی هم عیسی و مریم تویی

هم راز و هم محرم تویی چیزی بده درویش را

تلخ از تو شیرین می‌شود کفر از تو چون دین می‌شود

خار از تو نسرین می‌شود چیزی بده درویش را

جان من و جانان من کفر من و ایمان من

سلطان سلطانان من چیزی بده درویش را

ای تن پرست بوالحزن در تن مپیچ و جان مکن

منگر به تن بنگر به من چیزی بده درویش را

امروز ای شمع آن کنم بر نور تو جولان کنم

بر عشق جان افشان کنم چیزی بده درویش را

امروز گویم چون کنم یک باره دل را خون کنم

وین کار را یک سون کنم چیزی بده درویش را

تو عیب ما را کیستی تو مار یا ماهیستی

خود را بگو تو چیستی چیزی بده درویش را

جان را درافکن در عدم زیرا نشاید ای صنم

تو محتشم او محتشم چیزی بده درویش را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

هژیر مهرافروز » من خانه نمی دانم » چیزی بده درویش را

پوریا اخواص » ای سرخوشان » درویش

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها




ادامه مطلب


نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
          
جمعه 6 بهمن 1396





موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ادبیات ایران وگیلان وتالش