تبلیغات
نازنوروز مهرگانی - هرروزیک غزل ازحافظ به روایت گنجور
نازنوروز مهرگانی
اعتلای زبان وادبیات میهن عزیزم وپاسداشت بزرگان ادبی وعلمی این مملکت ،نیز همه پژوهشگران ادبیات در ایران و دنیا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ ازهمه کسانی که درعرصه ادبیات کشور فعال وصاحب نظر میباشند استقبال می کند ،همچنانکه به سالکان مبتدی این حوزه با احترام می نگرد و درخواست آنان را اجابت می نماید .گیلان پژوهان ومخصوصا تالش پژوهان وگویشوران تالشی در وبلاگ من سهم عمده ای دارند واین وبلاگ پژوهشهای آنان را ارج می گذاردوسعی درمعرفی آنان دارد.موسیقی سنتی نیز میتواند در حوزه کار ما باشد .صاحب این وبلاگ به صورت مستقیم وغیر مستقیم با دانشجویان زبان وادبیات فار سی وسایر رشته ها در ارتباط است و بدین جهت بعضی از پست ها رابه درخواست آنان دروبلاگ می آورم .به همین مناسبت سطح علمی مطالب میتواند نوسان داشته باشد.گاه به شکل تخصصی وگاه به صورت عام وهمه فهم. توفیق روز افزون برای همه .

مدیر وبلاگ :دکتراحمدرضا نظری چروده
مطالب اخیر
نظرسنجی
به کدامیک از موضوعات زیر بیشتر علاقه مند هستید؟




غزل شمارهٔ ۵

 
حافظ
 

دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را

دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

کشتی شکستگانیم ای باد شرطه برخیز

باشد که بازبینم دیدار آشنا را

ده روزه مهر گردون افسانه است و افسون

نیکی به جای یاران فرصت شمار یارا

در حلقه گل و مل خوش خواند دوش بلبل

هات الصبوح هبوا یا ایها السکارا

ای صاحب کرامت شکرانه سلامت

روزی تفقدی کن درویش بی‌نوا را

آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است

با دوستان مروت با دشمنان مدارا

در کوی نیک نامی ما را گذر ندادند

گر تو نمی‌پسندی تغییر کن قضا را

آن تلخ وش که صوفی ام الخبائثش خواند

اشهی لنا و احلی من قبله العذارا

هنگام تنگدستی در عیش کوش و مستی

کاین کیمیای هستی قارون کند گدا را

سرکش مشو که چون شمع از غیرتت بسوزد

دلبر که در کف او موم است سنگ خارا

آیینه سکندر جام می است بنگر

تا بر تو عرضه دارد احوال ملک دارا

خوبان (ترکان) پارسی گو بخشندگان عمرند

ساقی بده بشارت رندان پارسا را

حافظ به خود نپوشید این خرقه می آلود

ای شیخ پاکدامن معذور دار ما را

 

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

شهرام ناظری » ساز نو آواز نو » تصنیف کشتی شکستگان

محسن نامجو » ترنج » دل می رود

محمدرضا شجریان » سر عشق » ضربی ماهور

محمدرضا شجریان » اجراهای خصوصی » درد عشق – اجرای خصوصی شجریان و موسوی – ماهور

برای معرفی آهنگهای دیگری که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۱۲۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

س. ص. نوشته:

بیت دوم:
کشتی “نشستگانیم”، نه “شکستگانیم” ؛
کشتی شکسته را باد شرطه چه علاجی میتواند باشد ؟!

حمیدرضا نوشته:

آقا/خانم س.ص. :
در نسخه‌ی قزوینی-غنی شکستگانیم ثبت شده، اما معروف است که کشتی‌نشستگانیم هم در بعضی نسخ آمده. در این مورد حکایت معروفی هم هست که عده‌ای گویا درست این بیت را از صائب تبریزی سؤال کرده‌اند و ایشان در جواب گفته‌اند:
«بعضی شکسته خوانند، بعضی نشسته خوانند
چون نیست خواجه حافظ، معذور دار ما را!»
منبع حکایت: http://rahnoma.blogfa.com/post-11.aspx
مطرح کردن استنتاجهای منطقی در مورد درستی روایت اشعار اشکالی ندارد اما در تصمیمگیری برای نقل صورت صحیح آن چیزی که از استنتاج منطقی مهم‌تر است ثبت نسخ معتبر و قدیمی و نزدیک به زمان خود شاعر است.

س. ص. نوشته:

آقای حمید رضا:
نکتۀ شما کاملاً درست، ولی آیا شما هیچ نسخۀ دیگری بجز قزوینی-غنی را معتبر میدانید یا نه؟

با تشکر.

حمیدرضا نوشته:

آقا/خانم س.ص. :
نظر من در مورد اعتبار یا عدم اعتبار یک نسخه اصلاً مهم نیست، چرا که مسلماً من شرایط و دانش کافی برای ارائه نظر درست در این مورد را ندارم. مسئله این است که ما اشعار را از یک منبع برداشته‌ایم، خود این منبع جدا از غلطهای املایی و تایپی مستند به منابعی است که از لحاظ ترتیب ابیات و میزان تشابه به نظر می‌رسد دیوان حافظ آن مستند به نسخه‌ی قزوینی-غنی است. حالا ما -کاربران این سایت - داریم این نسخه را تصحیح می‌کنیم یا روایتهای دیگر را نقل می‌کنیم. نظر من این است که آنجا که غلط آشکاری مشاهده می‌شود تصحیح کنیم اما اگر مسئله روایت متفاوت است آن را در حاشیه نقل کنیم تا دچار تبعات بعدی این تغییرات (مثل ایجاد یک مجموعه‌ی درهم و ملغمه‌ای از منابع و نقلهای مختلف) نشویم. مطمئناً برای این کار می‌شود راهبردهای دیگری هم پیش گرفت ولی فکر می‌کنم با توجه به شرایط سایت و وقت اداره کننده‌ی آن و مسائل دیگر این روند سربار زمانی کمتری داشته باشد.
در هر صورت اگر شما روند تصحیح بهتری را پیشنهاد کنید می‌توانیم این روند را تغییر دهیم.

صاف نوشته:

بنظرمی آید دراین غزل هر بیت معنایی مستقل ازدیگر ابیات دارد ونمونه ایست
از هنر سخن گفتن کوتاه و پر معنا که زرتشت و سپس خیام پیش کشیده اند.
برخی حتی حافظ را بنیانگذار سبک هندی میدانند. نظر شما چیست؟

صاف نوشته:

کشتی شکسته هم میتواند به امید باد موافق باشد تا شکسته ها را بسوی ساحل برد

محمد ایلخانی زاده نوشته:

حافظ در این غزل به استقبال غزل سوم دیوان غزلیات سعدی به مطلع : (مشتاقی و صبوری از حد گذشت ما را ) رفته است و تعدادی از قافیه ها و مصراع ها را به کاملی از او وام گرفته است

ابراهیم نوشته:

بجای “خوبان پارسی گو”، در بعضی نسخ “ترکان پارسی گو” آمده و آن ، به نظر من، حافظانه تر است و حلاوت معنای بیشتری دارد. متاسفانه در این محل دسترسی به نسخه های متعدد ندارم تا سخنم را مستند کنم. بر من ببخشایید و خود زحمت رجوع به بعضی دیگر از نسخه ها را بپذیرید. بقای عمر و دوام خدمت عظیم فرهنگی اتان را آرزو دارم.

پاسخ: با تشکر، «ترکان» را به صورت بدل اضافه کردیم (ماوس را روی خوبان ببرید تا ببینیدش).

حمیدرضا نوشته:

گویا استاد خانلری در یک نسخه به جای «آن تلخ‌وش …» عبارت «بنت العنب …» را دیده که با «ام الخبائث» تناسب دارد. شادروان حقوقی این مورد را به عنوان مثالی برای عقیدۀ خودشان که حافظ یک «ادیتور» بزرگ بوده و متوالیاً اشعارش را ویرایش می‌کرده می‌آورد و اعتقاد دارد هر دو نقل از آن حافظ است.

علیرضا نوشته:

من تنها یک علاقمند شعر و ادب پارسی هستم و در زمینه ادبیات تخصصی ندارم. تا کنون چندین بار سعی کرده ام این غزل را بصورت کامل بخوانم اما خواندن و درک دو مصراع عربی آن برایم دشوار است. آیا کسی می تواند کمکم کند؟ شاید اگر تجزیه درستی از این دو مصراع در دست داشته باشم بهتر بتوانم آنها را بخوانم و بفهمم.

ناشناس نوشته:

درباره “تلخ وش”و مصرع های عربی:
این عبارت حافظانه تر است تا بنت العنب.یکی از دلایلش این که:
از این عبارت مفهوم “آن تلخی که خوش است”برداشت می شود.در اصل باید تلخوش خواند.
اشهی لنا…:وسوسه کننده تر و شیرین تر است برای ما از بوسه بر رخسار دوشیزگان.

هات الصبوح…:
“در بعضی نسخ به جای هات ،فات…؛یعنی صبوح از دست رفت،آمده است.هبوا یعنی بیدار شوید،برخیزید. نسخه ی سودی گفته؛هیوا به معنی بشتاب؛آگاه باش.
معنی کل مصرع:ای ساقی شراب صبحگاهی بیاور و ای مستان بی خبر برخیزید و رفع خمار دوشین کنید”
حافظ نامه خرمشاهی،ج۱،ص۱۳۰

نگین شکروی نوشته:

باسلام حضورجناب آقای علیرضا
جهت خواندن صحیح اشعار حافظ وبخصوص ابیات عربی میتوانید از سایت http://www.hafez.mastaneh.ir استفاده کنید

علی کیا نوشته:

بنده نظر نسخی که در بیت دوم نشستگانیم روایت کرده اند را ترجیح میدهم. نشستگانیم اولا با برخیز آرایه ی تضاد دارد و ثانیا معنا چنانکه بعضی دوستان اشاره کردند منسجم تر میشود. در صورت روایت شکستگانیم اولا دیگر آرایه ای در بیت نخواهد بود و ثانیا معنا نیازمند تکلف میشود برای چفت و بست دادن

بهرام نوشته:

من در جایی خواندم ” آن تلخوش که صوفی ام الخبائثش خواند ” اشاره به یک حدیث نبوی دارد اگر درست باشد پس منظور حافظ از صوفی پیامبر است و صوفی هم که از نظر حافظ آدم بدی بوده لطفا راهنمایی کنید تا از شخصیت حافظ درک درستی داشته باشم

س.ب نوشته:

در مورد بیت دوم(کشتی شکسته یا نشسته):
در نسخه های اصلی که علامه قزوینی یااستاد خانلری بعنوان شاهد استفاده کرده اند، متاسفانه این نسخ بدون علائم دستوری ودر بعضی موارد بدون نقطه گذاری صحیحی بوده اند (مانند بیشتر نسخه های دیگر)که همین امر در مواردی که معانی دیگری مستفاد میشود ،مورد شبهه اهل فن است.ما در مواردی میتوانیم از درصد استفاده کنیم.در مورد همین بیت میتوان گفت که هر کدام از اینها چند درصد میتواند درست باشد.به نظر من کشتی نشستگانیم درصد بیشتری قابل قبول است .زیرا:
۱-ما در مثل از عبارت کشتی به گل نشسته استفاده میکنیم ولی از کشتی شکسته فقط در صورتی استفاده میشود که کشتی شکسته و غرق شده باشد(مثل اینه که کشتیات غرق شده)
۲-حافظ در مورد چگونگی شکسته شدن چیزی به ما نگفته که آیا قسمتی از کشتی شکسته یا طوری شکسته که با یک باد موافق دوباره به رفتن ادامه میدهد.فقط گفته شکسته
۳-همانطوریکه عزیزی در بالا گفتند،کشتی شکسته را باد شرطه نمیتواتد علاج کند.
در خاتمه همینکه این بحث میتواند اندکی ذهن مارا به خود مشغول سازد و باعث پرواز فکر انسان میشود ،جای تشکر از تمام عزیزان را دارد.

شادان کیوان نوشته:

با اجازهُ دوستان میخواهم بحث کشتی نشسته و یا شکسته را رها کرده و به دو نکته دیگر در این غزل اشاره کنم که شاید برای بعضی مفید باشد :
در بیت دهم “از غیرتت بسوزد” یعنی ترا از غیرت خویش همچون شمع خواهد سوزاند. چه کسی؟ دلبر که اشاره به خداوند است و در وصف او میفرماید کسی که سنگ خارا که مظهر سختی و سفتی است، در کفش مثل موم است که مظهر نرمی است و انعصاف.
مطلب دوم ،بیت مقطع است که میفرماید ” حافظ بخود نپوشید این خرقهُ می آلود . . .”
این بیت هم اشاره به نظریهُ جبر انگاری حافظ و عدم اختیار آدمیان در مقابل سرنوشت خویش دارد که جبر و اختیار مورد اختلاف مذاهب مختلف اسلامی است و تشیع به اختیار قایل است.

س.ب نوشته:

با دیدن مطالبی از قبیل اینکه منظور حافظ از دلبر خداست و یا مطالب مشابه دیگر،غیر از اظهار تاسف برای این دوستان و همچنین تاسف برای خودم که گاهی وقت گذاشته و در حد توان خودم مطلب میگذارم،چیز دیگری نمی توانم گفت





نوع مطلب : نمایش شعر، اشعار اجتماعی، اشعار طنز، اشعار اخلاقی، اشعار وکلام سمبلیک، 
برچسب ها : غزل شمارهٔ 5، دل می‌رود ز دستم صاحب دلان خدا را،
لینک های مرتبط :
          
شنبه 20 آبان 1396
شنبه 20 آبان 1396 ساعت 10 و 13 دقیقه و 55 ثانیه
سلام بهترین خوبین؟!؟
وب زیبایی دارید،ایشالا که همیشه موفق باشید.
میشه ازتون خواهش کنم از وب منم دیدن کنید و با هم تبادل لینک داشته باشیم
ممنونم و منتظرتونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ادبیات ایران وگیلان وتالش