تبلیغات
نازنوروز مهرگانی - هرروزیک غزل ازحافظ به روایت گنجور
نازنوروز مهرگانی
اعتلای زبان وادبیات میهن عزیزم وپاسداشت بزرگان ادبی وعلمی این مملکت ،نیز همه پژوهشگران ادبیات در ایران و دنیا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ ازهمه کسانی که درعرصه ادبیات کشور فعال وصاحب نظر میباشند استقبال می کند ،همچنانکه به سالکان مبتدی این حوزه با احترام می نگرد و درخواست آنان را اجابت می نماید .گیلان پژوهان ومخصوصا تالش پژوهان وگویشوران تالشی در وبلاگ من سهم عمده ای دارند واین وبلاگ پژوهشهای آنان را ارج می گذاردوسعی درمعرفی آنان دارد.موسیقی سنتی نیز میتواند در حوزه کار ما باشد .صاحب این وبلاگ به صورت مستقیم وغیر مستقیم با دانشجویان زبان وادبیات فار سی وسایر رشته ها در ارتباط است و بدین جهت بعضی از پست ها رابه درخواست آنان دروبلاگ می آورم .به همین مناسبت سطح علمی مطالب میتواند نوسان داشته باشد.گاه به شکل تخصصی وگاه به صورت عام وهمه فهم. توفیق روز افزون برای همه .

مدیر وبلاگ :دکتراحمدرضا نظری چروده
مطالب اخیر
نظرسنجی
به کدامیک از موضوعات زیر بیشتر علاقه مند هستید؟




غزل شمارهٔ ۲

 
حافظ
 

صلاح کار کجا و من خراب کجا

ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا

دلم ز صومعه بگرفت و خرقه سالوس

کجاست دیر مغان و شراب ناب کجا

چه نسبت است به رندی صلاح و تقوا را

سماع وعظ کجا نغمه رباب کجا

ز روی دوست دل دشمنان چه دریابد

چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا

چو کحل بینش ما خاک آستان شماست

کجا رویم بفرما از این جناب کجا

مبین به سیب زنخدان که چاه در راه است

کجا همی‌روی ای دل بدین شتاب کجا

بشد که یاد خوشش باد روزگار وصال

خود آن کرشمه کجا رفت و آن عتاب کجا

قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دوست

قرار چیست صبوری کدام و خواب کجا

 

حاشیه‌ها

تا به حال ۷۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

nava نوشته:

Hafeza sher to vo in dele meskin koja andar in soome-eh rendane siah rooy koja

مهدی خاتمی نوشته:

عجب است از دوستان که متوجه غلط بودن قافیه در مصرع دوم مطلع نشده اند و همچنان نسخه های جدید
بدون تصحیح و تکرار وار کپی میشود.

(ایراد در حرف قافیه)
صلاح کار کجا و من خراب کجا
ببین تفاوت ره کز کجاست تا به کجا
ناب کجا
رباب کجا

حمیدرضا نوشته:

@مهدی خاتمی:
این مشکل نسخه‌ها نیست، سرودۀ حافظ همینه: «تا به کجا» و شاعر مطابق برداشت و شناخت خودش اینجور قافیه آوردن رو غلط ندونسته. قرار نیست مصححین از خود شاعر هم غلط بگیرن، قراره؟

مهدی خاتمی نوشته:

کلام شما متین,اما من خدای ناکرده زیبایی این غزل از خاطرم دور نمیشه,اما این قایه تاب میباشد
که حرف ه به عنوان حرکت کسره است که به صورت تابه نوشته میشود.که باز هم باتوجه به ساکن بودن
حروف قافیه در ابیات دیگر به نظر این حقیر جور
در نمی اید.

علی کیادربندسری نوشته:

به مهدی خاتمی و دوستان دیگر:
گویا در گویش شیرازی تا به کجا به صورت تاب کجا تلفظ میشه. کاش کاربران شیرازی نظرشون رو بگن در مورد این مساله

شچاع الدین ضیاییان نوشته:

نکتۀ ظریف علی کیادربندسری را میپسندم. بله به سخن شیرازیان قافیه درست است.

حاج مجید نوشته:

دلم ز صومعه مدرسه …… بگرفت یعنی تمام رنگها ریاها را رها کن در یک کلمه اخلاص داشته باش تا که این نباشد فایدهای ندارد چون غیر عمل خالص را قبول نمی کنند

مجتبی سپهری نوشته:

مهدی جان گفته ی آقای علی کیادربندسری را با غزلسرا و آهنگساز گرامی استاد محمود محلاتی که اهل شیرازمیباشند در میان گذاشتم٬ایشان هم تایید کردند که در گویش و زبان شیرازی قافیه درست میباشد.

میثم نوشته:

برو ای ناصح و بر دردکشان خرده مگیر

کارفرمای قدر می‌کند این من چه کنم

برق غیرت چو چنین می‌جهد از مکمن غیب

تو بفرما که من سوخته خرمن چه کنم

ناشناس نوشته:

قرار و خواب ز حافظ طمع مدار ای دل
قرار چیست؟صبوری کدام؟خواب کجا؟
این بیت اشاره دارد به:
کسی که پا در راه بگذارد،بی قراری و بی خوابی را باید بپذیرد و اساسا زمانیکه آنها را به عنوان اصول اولیه پذیرفت می تواند توفیق حضور یابد.

عزیز منیعاتی نوشته:

با سلام به دوستان واستادان خودم
در خصوص سخن جناب خاتمی در باره قافیه مصرع دوم غزل
بنده حقیر توضیحی در یکی از نسخ قدیمی خطی بخط وهامش نویسی حاج طاهر خوشنویس واهداشده به کتابفروشی معرفت شیراز( اولین کتابفروشی شیرازدر دوران قاجار) و دانشگاه شیراز در بدو تاسیس (معرف حضور شیرازیهای عزیز) در این خصوص اینگونه خواندم که ن کلمه من مربوط به مصرع اول ساکن است وب خراب بعد از آن دارای کسره وضمنا” کسره منشور در پس کلمه تاب (تابه)در مصرع دوم بگونه (ه) نگاشته شده است وهمچنین اشاره شده بودکه قافیه بیت مطلع این غزل بسیارظریف در بیتهای بعدی ساکن شده است واین از قوت خواجه علیه السلام بوده
ومعرض فوق چون به تایید استادانی چند از دانشگاه رسید حقیر پذیرفتم .(بدرود حافظ شناس باشید ان شاءالله)

مهدی خاتمی (2) نوشته:

سلام
برای اینکه بنده با جناب حاتمی اشتباه نشم خودم رو خاتمی کرمانشاهی معرفی می کنم و در باب کشف این دوست عزیز باید بگم که چون اساس عروض ما (واج ها)مبنای شنیداری و صوتی داره و نه دیداری بنابراین اونچه که گوش می شنوه رو مبنا حساب می کنند و شعر حافظ هم از این قاعده مستثنی نیست.نظمی که در این صوت گفتاری و یا گفتار صوتی هست بسیار جالب و شنیدنی و فنی است/یک با دیگه بیت رو با توضیحی که من دادم بخوانید/

مهران نوشته:

گمان کنم پیش از این هم نوشتم اما اکنون نمی بینم. از گفته برادر مرحومم مسعود آوردم که حافظ را بسیار می خواند و اهل شعر و ادب بود. می گفت این را می گویند اجرا در متن. حافظ آن چه را در مصرع اول گفته در مصرع دوم اجرا کرده است. صلاح کار کجا و من خراب کجا همین می شود که ب را با به هم قافیه کنم و تفاوت صلاح کار و من خراب در همین انتخاب قافیه نهفته است و تو می توانی ببینی

محمد امیر سیاوش حقیقی نوشته:

تقوا در بیت سوم به معنای پروا و محافظه کاری است ، نه به معنای بار مثبت تقوا و پرهیزگاری که مورد سفارش قرآن است . در واقع تقوا و صلاح اینجا به یک معنی به کار رفته اند. در این بیت حافظ نقد تقوای مشهور نمی کند، بلکه مصلحت اندیشی افراطی را با رسم سلوک و عاشقی مغایر می داند

شمس الحق نوشته:

جناب رسول حسینی دوست عزیز آن مصرع مورد نظر شما در غزل حافظ را هم اگر بصورت زیر بنویسید مشکل مرتفع می شود :
ببین تفاوت راه از کجاست تاب کجا
در واقع بجای [به کجا] بنویسید [بکجا] که تلفظش یکیست . اما خودمانیم ایراد بنی اسراییلی به این میگویند ضمن اینکه بر هوش و نکته سنجی شما درود که ۶۰ سال این را ندیده بودم . و البته بر تسلط حافظ بر زبان فارسی و استادی او در فن بیان و سخنوری و شعر و شاعری .
بعد التحریر:
حقیر چنانکه بارها عرض کرده است حافظ شناس نیست و این مسئله را دوستان حافظ شناس متخصص قطعاً بهتر توضیح داده اند و می دهند .

سعید نوشته:

در بحث قافیه ، دو نوع “عیب” داریم : ۱- ملقبه ۲- غیر ملقبه
هر دو نوع البته اقسامی داره ؛ برای مثال ، اقسام عیب ملقبه شامل ” ایطای جلی و خفی ، اکفاء ، اسناد و شایگان” میشه .
بین این دو نوع عیب قافیه ، عیبی که در بیشتر مواقع قابل چشم پوشی نیست و حمل بر ضعف شاعر میشه عیب “ملقبه” است .
اما بیت مورد بحث حافظ ، مصداق قسمی از عیب “غیر ملقبه” به نام “ظهور اخفای حرکت در حرف روی ravi” است . نیاز به کمی توضیح داره :
حرف روی ravi چیه؟ حرف روی آخرین حرف اصلی از حروف همسان ، در انتهای قافیه است . برای مثال ، اگر کلمه ی ‌‌/ نهاده ام/ با /گشاده ام/ به عنوان قافیه ی یک بیت استفاده بشه ، حرف “دال” حرف روی محسوب خواهد شد .
قاعده اینه که حرف روی (ravi) در قافیه ی هر دو مصرع یک بیت ، باید “حرکه ی یکسانی” داشته باشه . مثال اخیر رو نگاه کنید ، حرکه ی حرف روی ( کسره /e/ ) بطور یکسان تکرار شده . این قاعده در مورد “ساکن بودن” حرف روی هم صدق می کنه .
خب حالا بیت حافظ رو نگاه کنید ، مطمئنا متوجه شدید که حرف ” ب ” حرف روی است ولی ایرادی که هست اینه که حرف روی در مصراع اول، ساکن و در مصراع دوم، متحرک به کسره است - حالا تفاوتی هم نمی کنه ” به کجا ” بنویسیم یا ” بکجا ” ؛ چون حرف “ه” در این مواقع غیر ملفوظه و فقط نماینده ی حرکت کسره است.
همونطور که گذشت اسم این عیب ، “ظهور اخفای حرکت در حرف روی” است که “غلو qolovv ” هم نامیده میشه .
نکته آخر و مهم اینکه : اگه گوش و ذهن آدمیزاد ایرانی در مواجهه ی اول و شاید تا آخر عمر (!!!) ، متوجه این عیب نشه و اصلا بعد از متوجه شدن هم ، چندان براش غریب و نامانوس نباشه ، اتفاقا بعضی استادان اون رو نوعی شیرین کاری هم دونستن !
به این ابیات از فردوسی و سعدی توجه کنید !
دبیر خردمند بنوشت خوب / پدید آورید اندرون،زشت و خوب
نظر کرد پوشیده در کارِ مرد / خلل دید در راه هشیارْ مرد

منوچهر نوشته:

شما اگر مقایسه کنید غزلیات حافظ را با اکثر شاعران دیگر ایرانی… غزل حافظ مانند رانندگی در جاده اسفالته روان است…اما غرل بسیاری دیگران مانند رانندکی در سنگلاخ است…در همین بالای صفحه شروع کنید به مقایسه

سخن نوشته:

چراغ مرده کجا شمع آفتاب کجا
تشبیه خورشید به شمع؟!
از ویژگی های محرز تشبیه آن است که مشبه به در وجه شبه اقوی و اجل باشد، ولی خورشید به شمع تشبیه می شود، چرا؟
شاید به خاطر اینکه در عهد حافظ مصنوعی از شمع پرنورتر نبوده است!

میاحیان نوشته:

من چه گویم یک رگم هشیار نیست شرح یاری را که او را یار نیست. قید وبندهایمامرا بگسلیم و قفل روح به مفتاح الله بسپاریم . بنه سر اگر رشته نمی گنجد اندر چشمه سوزن از آن باشد که سر دارد. حافظ راه منیر و روشن آدرس دارد …. بعد همگان فریاد می داریم خانه دوست کجاست؟ سر به سرای سعدی و مولانای ایران بنهیم آنان با همه روشنان و بی پروایان الهی هم سفره و مایده اند . درویشی را گفتند تا بهشت چقدر راه است ؟ گفت یک گام پا بر نفس خود نه به بهشت وارد شدی . منی . منیت را بگذاریم یگانه شی باقی مانده آورنده ماست که الحمدلله همیشه فراموش شده است نزد بیگانگان٬ و یار است در پیش درماندگان.

مُرادیار نوشته:

پیشنهاد میشوددوستان به جاى طرح چنین مباحث پیش پا افتاده وکم سود به طرح نکته هاى ذوقى وجمال شناسا نه بپردازند ازجمله مقایسه این غزل با غزل ممتاز سایه :

کنار امن کجا کشتىِ شکسته کجا
کجا روم من از اینجا به پاى بسته کجا
زبام ودر همه جا سنگِ فتنه میبارد
کجا به در برمت اى دلِ شکسته کجا
فروگذاشت دل آن بادبان که می افراشت
خیال بحر کجا این به گل نشسته کجا
چنین که هر قدمى همرهى فروافتاد
به منزلى رسد این کاروانِ خسته کجا
دلا حکایت خاکسترو شراره مپرس
به باد رفته کجاو چو برق جسته کجا
خوش آن زمان که سرم درپناهِ بالِ تو بود
کجا بجویمت اى طایرِ خجسته کجا
چه عیش خوش زدلِ پاره پاره مى طلبى
نشاطِ نغمه کجا چنگِ زه گسسته کجا
بپرس سایه زمرغانِ آشیان برباد
که میر وند ازین باغ دسته دسته کجا

شبرو نوشته:

ممنون
غزل سایه بسیار بجا بود.

شمس الحق نوشته:

شبرو جان کجا بودی !
یزرگی را گفتند آقاجان فلان کار اکنون به صلاح نباشد ، فرمود صلاح کار کجا و من خراب کجا .

شبرو نوشته:

شمس الحق عزیزم هستم در خدمتتان. گهگاهی سر می زنم.
:):):):) خیلی جالب بود. از این به بعد در هر کار اشتباه این مصرع را بکار خواهم برد :)

امین کیخا نوشته:

چیزی که پنهان نیست از پشت هزاران پرده پوشی روزگار مهربانی این شبروی ماست . درود به جان مهربانت

شمس الحق نوشته:

واقعاً که چه گرفتاری شده است این مرد دریا دل ، از دست ما ، حمید رضا را میگویم ! حال حقیر لااقل ملاطفتی و ملایمتی و ملاحظه ای در کار ایشان کرده است و می کند ، شما هم بد نباشد اگر گهگاهی چیزی بگویید ایشان را که .. آخر اینها که ما می گوییم چه ربطی دارد به غزل حافظ ، اما او تحمل میکند و حتی کاری را که قبلاً هشدار داده است نمی کند ، چه طاقتی و تحملی دارد این مرد بردبار !
دکتر کیخای گرامی ! حقیر سر آن ندارد که اینگونه بشناساند خویش را که هر آنچه تو بفرمایی تصدیق کند و تأیید نماید ، اما این را قادر نیستم نفی کنم به هیچ روی که نمی دانم چگونه است به محض رؤیت نام شبرو نمی دانم چگونه موج گرمی از محبت یا همان مهر نیکوتر است ، جانم را در بر می گیرد . برای او که نمی دانم مرد است یا که زن است ، هر کاری که از دستم برآید و خود بخواهد ، برایش میکنم ، هر کار و همه کار !
در پاسخ اینهمه مهربانی که در جان اوست .

شبرو نوشته:

درود بر هر دوانتان !
این کمترین هیچ ندارد و هر آنچه هست انعکاس مهربانی و مهرورزی شماست. من نیز با دیدن نام شما سر ذوق می آیم اما دریغ توانی ندارم و بضاعتی تا کاری در خور انجام دهم جز آرزوی بهروزی و خوشدلی و نیک سرانجامی. سرفراز و پاینده باشید.

مُرادیار نوشته:

چند ملاحظه درباره إظهار نظر جناب سخن :

١-تعبیر رایج ودرست در بلاغت این است که : وجه شبه یا صفت مشترک در مشبه به باید أقوى وأتمّ باشد

٢-ترکیب شمع آفتاب اضافه تشبیهى نیست ر: حافظ نامه خرّمشاهى

٣- به نظر این جانب با توجه به توضیح زیر اضافه تشبیهى بودن این ترکیب قابل توجیه مى باشد : تا حدود هفتاد-هشتاد سال پیش کهکشان شناسان براین باور بودند تنها یک کهکشان در هستى وجود دارد وآن کهکشان راه شیرى است اکنون کیهان شناسى تعداد که کهکشانهاى جهان را دو میلیارد تخمین مى زند لذا مى توان گفت در این میانه آفتاب عالمتاب ما شمعى بیش نیست

بعید نیست ذهن وقاد حافظ -که با نجوم روزگار خویش آشنایى داشته است -جهان را بسى بیشتر ازآنچه تصور می کردند تصور کرده باشد والله أعلم .

V.R.N نوشته:

سلام و درود
در تفسیر شعر حافظ که همه بیت الغزل معرفت است بی انصافی است که سلائق شخصی و برداشتهای سطحی را وارد کنیم شعر حافظ در فضای وحدت و جمع و به دور از هر شائبه کثرتی سروده شده است شعر حافظ مخاطب تمام انسانهای وارسته و رهیده از بند هواهای نفسانی و به دور از تعلقات مادی و دنیوی است شعر حافظ تمام مرزهای جغرافیایی و تمایز و تبعیضهای نژادی و ناسیونالیستی را درنوردیده و از عالم وحدت و فضای عشق و محبت سخن میگوید و به دنبال راهی به سوی آسمان وحدت و عالم عشق است تا شراره ای از آتش عشق در جان مستعدی زده و نوری به عالم انسانیت بتاباند

سخن عشق نه آن است که آید به زبان

ساقیا می ده و کوتاه کن این گفت و شنفت






نوع مطلب : زندگینامه شاعران، عارفان، تصوف، عرفان، عشق در شعر فارسی، اشعار تغزلی، اشعار وکلام سمبلیک، اشعار طنز، اشعار اجتماعی، اشعار اخلاقی، نمایش شعر، 
برچسب ها : هرروزیک غزل ازحافظ به روایت گنجور،
لینک های مرتبط :
          
سه شنبه 16 آبان 1396
سه شنبه 16 آبان 1396 ساعت 16 و 17 دقیقه و 07 ثانیه
سلام عزیزم وبلاگ خیلی قشنگی دارید آیا دوست داری وبلاگت را به هزاران كاربر اینترنت معرفی كنید

همین امروز لینك خود را ثبت كنید تا 1000 بازدید رایگان فقط تا آخر سال دریافت كنید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





موضوعات
صفحات جانبی
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ادبیات ایران وگیلان وتالش