نازنوروز مهرگانی
اعتلای زبان وادبیات میهن عزیزم وپاسداشت بزرگان ادبی وعلمی این مملکت ،نیز همه پژوهشگران ادبیات در ایران و دنیا
صفحه نخست       پست الکترونیک          تماس با ما              ATOM            طراح قالب
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


این وبلاگ ازهمه کسانی که درعرصه ادبیات کشور فعال وصاحب نظر میباشند استقبال می کند ،همچنانکه به سالکان مبتدی این حوزه با احترام می نگرد و درخواست آنان را اجابت می نماید .گیلان پژوهان ومخصوصا تالش پژوهان وگویشوران تالشی در وبلاگ من سهم عمده ای دارند واین وبلاگ پژوهشهای آنان را ارج می گذاردوسعی درمعرفی آنان دارد.موسیقی سنتی نیز میتواند در حوزه کار ما باشد .صاحب این وبلاگ به صورت مستقیم وغیر مستقیم با دانشجویان زبان وادبیات فار سی وسایر رشته ها در ارتباط است و بدین جهت بعضی از پست ها رابه درخواست آنان دروبلاگ می آورم .به همین مناسبت سطح علمی مطالب میتواند نوسان داشته باشد.گاه به شکل تخصصی وگاه به صورت عام وهمه فهم. توفیق روز افزون برای همه .

مدیر وبلاگ :دکتراحمدرضا نظری چروده
مطالب اخیر
نظرسنجی
به کدامیک از موضوعات زیر بیشتر علاقه مند هستید؟











هدروچ/
درگهواره دره ای زیبا/
خرامان/
به تماشا ایستاده است/

*
مقلوب احساس من ،هدروچ/
کبوتران پرواز را به خاطر بسپار/
که از دامان پرنوازشت/
به پرواز نشستند/
وتورا درخواب عمیق زمستانی/
رها کردند/

**
هدروچ تنها منم به بالین تو/
به پیشگاه پرغرورت/
به بدرقه پاییز بی کسی ات /
با جان آمده ام/
وزمستان بی برگی ات را/
به نظاره برخاستم/

***
خانه ات را /
آشیانه ات را/
به جاروب پاییز وزمستان/
حلاج روزگار /
روفته است/

****
واین منم به تمنای تو ایستاده /
وتورا با اشکهایم نوازش میکنم /
احمد چروده





نوع مطلب : شعر نو، نمایش شعر، دکتراحمدرضانظری چروده، 
برچسب ها : هدروچ/سروده ای ازاحمدرضانطری چروده،
لینک های مرتبط :




سید رضا موسوی هفتادر - یزد

 

مویی سیاه، چشم مرا داغدار کرد
من را به حسّ سادۀ خوبی دچار کرد
 
گاهی نمی‌شود جلوی عشق را گرفت
گاهی نمی‌شود دل خود را مهار کرد
 
باید به هر بهانه، کمی همکلام شد
باید «چو باد عزم سر کوی یار» کرد...
 
آرامشش، نجابتش و سربه‌زیری‌اش
چشمان بی‌حیای مرا شرمسار کرد
 
نرمی گیسوانش و گرمی دستهاش
پائیز تندخوی دلم را بهار کرد
 
در دل قرار دادمش، از دل قرار رفت
آمد که برقرار کند، بی‌قرار کرد...
 
زیباست، ساده است، نجیب است، دلرباست
باید به دوست‌داشتنش افتخار کرد
 
فضل خداست بودنِ او در کنار من
«فضل خدای را که تواند شمار کرد؟»
 
یک‌دم حواسِ روسری‌اش پرت شد، همین!
مویِ سیاه، چشم مرا داغدار کرد












موضوعات
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
ادبیات ایران وگیلان وتالش